به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، صادق زیباکلام به عنوان یکی از چهرههای شناختهشده دانشگاهی و تحلیلگران جریان اصلاحات، همواره به دلیل مواضع انتقادیاش نسبت به سیاست خارجی فرامنطقهای و رویکردهای ضدآمریکایی کشور شهرت داشته است. او بارها در مناظرهها و یادداشتهای خود، به چالش کشیدن قدرتهای بزرگ را فرساینده و آسیبزا توصیف میکرد. از این رو، تحلیل جدید و لحن شگفتزده او در پیرامون قدرت پایداری ایران، یک چرخش تحلیلی مهم و اعترافی صریح به شمار میرود که فراتر از کلیشههای رایج سیاسی است.
زیباکلام با اشاره به اوج تنشها در زمان ریاستجمهوری دونالد ترامپ و تهدیدهای پیاپی او علیه زیرساختهای حیاتی ایران، به تشریح فضای روانی این برهه میپردازد:
«ترامپ مدام پیام میفرستاد و تهدید میکرد که میخواهد پلها، نیروگاهها و کارخانهها را هدف حمله قرار دهد. در مقابل این تهدیدها، مردم به میدان آمدند؛ زنان، کودکان و خانوادهها با تشکیل زنجیرههای انسانی در کنار پلها و نیروگاهها ایستادند و گفتند: اگر میخواهی حمله کنی، بزن؛ اما ما هم پای کار ایستادهایم.»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به چیدمان نظامی ایالات متحده در منطقه، به محاسباتی پرداخته که بر اساس آن، گسیل ناوهای جنگی و برآورد حضور نزدیک به 265 فروند بمبافکن و هواپیمای نظامی آمریکایی، باید به فروپاشی اقتصادی یا تسلیم نظامی ایران میانجامید؛ اما در عمل، نتیجه دیگری رقم خورد.
وی با دست گذاشتن روی ادبیات مدرن علوم سیاسی، واژه «تابآوری» مفهومی دقیقتر و علمیتر برای توصیف وضعیت کنونی ایران در مقایسه با واژگان قدیمی نظیر «مقاومت» یا «ایستادگی» معرفی میکند.
زیباکلام صراحتاً اقرار میکند که هیچیک از ناظران بینالمللی و جریانهای منتقد داخلی تصور نمیکردند ساختار سیاسی و نظامی ایران بتواند در برابر چنین آرایش جنگی سهمگینی، بدون متحمل شدن صدمات ساختاری و بنیادین، توازن قدرت را حفظ کند. وی گفتگو را با این جمله کلیدی و هضمنشده برای خودش به پایان میرساند:
"تابآوری ایران، مقاومتی بدون دیدن آسیب جدی، چیزی است که من شخصاً اصلاً باور نمیکردم و در تصورم نمیگنجید."
این موضعگیری آشکار نشان میدهد که واقعیتهای میدانیِ بازدارندگی، چگونه فرضیات سنتی تحلیلگران متمایل به غرب را در مواجهه با ابزارهای فشار آمریکا به چالش کشیده است.