به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری ساعدنیوز، حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی که دهههاست با سبک منحصربهفرد خود در «درسهایی از قرآن» جایگاه ویژهای میان مردم دارد، این بار با کنایههای طنزآمیز به سراغ موضوع تبلیغ موثر رفته است.
وی در این ویدیو با اشاره به موفقیت برخی گروههای خاص در جذب افراد، میگوید: «موفقترین گروهها در کشور تریاکیها هستند! چون تبلیغشان چهرهبهچهره و تنبهتن است.» او با این مقدمه، به نقد روشهای خشک و غیرموثر در فعالیتهای فرهنگی و مذهبی میپردازد و بر لزوم کوتاهی و جذابیت مباحث (به قول خودش: کم و تیز و چسبون!) تاکید میکند.
در بخش دیگری از این ویدیو، زمانی که فردی برای بوسیدن دست او جلو میآید، حاج آقا قرائتی با حاضرجوابی همیشگیاش میگوید: «پیامبر دست کارگر را بوسید، اما این آقا دست یک بیکار را بوسید، پس کارش از پیامبر هم مهمتر است!»
این صحبتها که با خنده ممتد حضار همراه بود، بار دیگر نشان داد که زبان طنز و صداقت، یکی از موثرترین راهها برای انتقال مفاهیم اخلاقی و اجتماعی به جامعه است.
تحلیل صحبتهای حجتالاسلام قرائتی در این ویدیو، فراتر از جنبه طنز آن، نشاندهنده یک استراتژی ارتباطی هوشمندانه است که او دهههاست از آن بهره میبرد. در اینجا به کالبدشکافی محتوایی و تکنیکی این سخنرانی میپردازیم:
استفاده از مثال «معتادان» یا «تریاکیها» در یک محفل مذهبی و رسمی، یک شوک کلامی ایجاد میکند. او با انتخاب «موفقترین گروه»، ذهن مخاطب را که انتظار دارد نام یک گروه مذهبی یا انقلابی را بشنود، غافلگیر میکند. این تضاد (پارادوکس) باعث میشود مخاطب با تمام وجود به ادامه حرف او گوش دهد.
قرائتی در این ویدیو عملاً ناکارآمدی روشهای سنتی (سخنرانیهای طولانی، یکطرفه و خشک) را نقد میکند.
تبلیغ چهرهبهچهره: او معتقد است معتادان چون به هدفشان ایمان دارند، نفر به نفر یارگیری میکنند، اما متولیان فرهنگی منتظر میمانند تا مردم سراغ آنها بیایند.
قانون ایجاز: عبارت «کم و تیز و چسبون» در واقع همان اصل Micro-learning یا آموزش خرد در علوم ارتباطات مدرن است؛ یعنی محتوا باید کوتاه، اثرگذار و جذاب باشد تا در ذهن رسوب کند.
زمانی که او در واکنش به دستبوسی، خودش را «بیکار» خطاب میکند، در واقع سلسلهمراتب قدرت بین سخنران و شنونده را از بین میبرد. این حرکت:
از او چهرهای متواضع و مردمی میسازد.
تقدسگرایی افراطی را به چالش میکشد.
مانع از ایجاد گارد دفاعی در مخاطب منتقد میشود.
او بین «نمازخوانها» و «تریاکیها» مقایسه کمی انجام میدهد. این مقایسه بر پایه یک واقعیت تلخ اجتماعی (سرعت رشد آسیبها در مقابل سرعت رشد ارزشها) بنا شده است. او با این کار، نوعی هشدار غیرمستقیم به جامعه مذهبی میدهد که اگر روشهای خود را بهروز نکنند، قافیه را به گروههای دیگر خواهند باخت.
مولفه | توضیح در ویدیو | هدف ارتباطی |
زبان | استفاده از واژگان عامیانه (تیز، چسبون، تریاکی) | حذف فاصله با مخاطب عام |
ساختار | کوتاهی جملات و ضربآهنگ سریع | جلوگیری از خستگی ذهنی شنونده |
محتوا | نقد درونی (انتقاد از خودیها) | افزایش اعتبار سخن و پذیرش نقد |
واکنش | بدیههگویی در لحظه (ماجرای دستبوسی) | نمایش هوش هیجانی و تسلط بر محیط |
تحلیل این ویدیو نشان میدهد که قرائتی برخلاف بسیاری از همصنفان خود، «مخاطبشناس» است. او میداند در عصر سرعت، حرفهای طولانی خریدار ندارد. او از «ضد ارزشها» مثال میآورد تا «ارزشها» را اصلاح کند؛ روشی که در عین خنداندن، مخاطب را به فکر فرو میبرد که چرا نهادهای رسمی فرهنگی با آن همه بودجه، به اندازه یک گروه غیررسمی در جذب مخاطب موفق نیستند.