به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، اجرای این غزل با صدای بهشتیِ محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، جلوهای دیگر به آن بخشیده است. شجریان با تسلط مثالزدنی بر ظرایف شعر حافظ و با بیانی سرشار از حس و وقار، روح عرفانی این غزل را جان بخشیده و آن را به تجربهای شنیداری و معنوی بدل کرده است؛ تجربهای که سالهاست در حافظه موسیقی ایرانی ماندگار شده است.
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت:
«صعبروزی، بوالعجبکاری، پریشانعالمی»
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهانسوزی نه خامی بیغمی
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی