به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز سنتوری یا علی سنتوری فیلمی ایرانی در ژانر درام است. این فیلم ساخته داریوش مهرجویی در سال 1385 خورشیدی است. سنتوری فیلمی است اجتماعی با رویکردی انتقادی که تم اصلی آن تضاد سنت و مدرنیته در جامعه امروز ایران و موضوع آن سقوط هنرمند و خودویرانگری او در جامعهای است که هنر واقعی را برنمیتابد و مدام آن را محدود و سرکوب میکند. این فیلم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف شد و از اکران بازماند. و در سال 1389 در شبکه نمایش خانگی پخش شد.
خواننده این فیلم محسن چاوشی است. آلبوم سنتوری اقتباسی از این فیلم است. خیلیها این فیلم را با ترانه «سنگ صبور» میشناسند. بعضی از قسمتهای فیلم بهرام رادان و اردوان کامکار سنتور مینوازند.
فیلم برداشتی آزاد از عقاید یک دلقک نوشته هاینریش بل است. همچنین خاطرات خانوادگی رامین اسکندری نویسنده غیر حرفهای شیراز در یاداشتهایی تحت عنوان بهار سیاه دستمایه اصلی فیلمنامهای شد در ارتباط با زندگی نافرجام برادر ناکام بزرگترش، پیمان اسکندری که در اوج هنر و تحصیل به بیراهه و اعتیاد افتاد و عشقی اشتباه علیرغم تلاش خانواده و نزدیکان او را تا مرگ سوق داد. این خاطرات توسط اداره آموزش پرورش مرودشت در اختیار نویسنده علی سنتوری قرار گرفت که با رضایت قضایی خانواده پیمان اسکندری و پرهیز از بیان و پرداخت مرگ مشکوک و ناگهانی وی که در سال 82 بعنوان یکی از پروندههای کیفری پر سر و صدا اما بی فرجام دادگستری شیراز مطرح بوده، دستمایه اصلی تدوین فیلم نامه علی سنتوری شد.
در زمستان 1393، پروژه ساخت سنتوری 2 به کارگردانی داریوش مهرجویی آغاز شد. این فیلم قرار بود در راستای خط داستانی فیلم سنتوری ساخته شود ولی به سرانجام نرسید.
خلاصه داستان
علی از یک خانوادهٔ مذهبی و بازاری است و به سنتور علاقهٔ زیادی دارد، وقتی شیفتگی او فاش میشود، ناچار بین خانواده و سنتور، دومی را انتخاب کرده و از خانواده رانده میشود. علی در موسیقی چنان تبحری پیدا میکند که شهرهٔ عام و خاص میشود و کنسرتهایش با استقبال غیرمنتظره ای روبرو میشود. علی در اوج موفقیت، عاشق هانیه میشود و با او ازدواج میکند، اما در غفلت و بیتوجهی رفته رفته به دام اعتیاد گرفتار شده و سپس بدبیاریهایش آغاز میشود، کنسرتهایش مجوز نمیگیرد و ناگزیر برای ادامهٔ زندگی از طریق خواندن و نواختن در عروسیها زندگی را میگذراند. امّا یک روز در یک درگیری، سازش میشکند و از آن پس او، که همسرش نیز رهایش کردهاست، آواره شده و به کارتن خوابها میپیوندد اما سرانجام خانواده به یاریش شتافته و او را به آسایشگاه ترک اعتیاد میبرند و از این پس علی بدون دغدغه، بار دیگر سنتور مینوازد.