به گزارش سرویس سبک زندگی ساعدنیوز، بر اساس مطالعات منتشر شده در ژورنال «روانشناسی کودک و خانواده» (Journal of Child and Family Studies)، مقایسه کردن مداوم کودک با همسالانش، مستقیماً بخشهای مرتبط با «امنیت روانی» را در مغز هدف قرار میدهد. کودک این مقایسهها را به عنوان یک پیام شرطی خطرناک دریافت میکند: «مادرم مرا فقط در صورتی دوست دارد و میپذیرد که شبیه فلانی باشم!»
این احساس بیارزشی، به جای روشن کردن موتور انگیزه، باعث ترشح هورمونهای استرس شده و کودک را به دو سمت سوق میدهد: یا لجبازی و پرخاشگری، یا تسلیم شدن و پذیرش برچسبِ «من خنگ هستم». متخصصان علوم تربیتی معتقدند برای شکوفا کردن استعدادهای دانشآموز، باید «رقابت درونی» را جایگزین «مقایسه بیرونی» کرد. در هفتمین روز از پرونده ویژه مادران، 4 راهکار علمی و کاربردی را برای ترک عادت مقایسه کردن و بازگرداندن اعتماد به نفس به دانشآموزان بررسی کردهایم.

تنها کسی که فرزندتان اجازه دارد خودش را با او مقایسه کند، «خودِ گذشتهاش» است. وقتی خطکش اندازهگیری شما تغییر کند، معجزه رخ میدهد. به جای اینکه بگویید: «چرا نمرهات از شاگرد اول کلاس کمتر شد؟»، بگویید: «یادت هست ماه قبل توی جمع و تفریق مشکل داشتی؟ امروز دیدم که سه تا سوال رو کاملا درست حل کردی! تو نسبت به ماه قبل پیشرفت فوقالعادهای داشتی.» این تکنیک به مغز کودک یاد میدهد که پیشرفت یک مسیر شخصی است و نیازی به شکست دادن دیگران برای اثبات ارزش خودش ندارد.
هاوارد گاردنر، روانشناس دانشگاه هاروارد، ثابت کرد که انسانها حداقل 8 نوع هوش متفاوت دارند. کودکی که در ریاضی (هوش منطقی) ضعیف است، ممکن است در نقاشی (هوش دیداری) یا ارتباط با دیگران (هوش میانفردی) یک نابغه باشد. مقایسه کردن یک ماهی با یک پرنده در بالا رفتن از درخت، فقط ماهی را افسرده میکند! بگردید و «ابرنیروی» خاص فرزندتان را پیدا کنید. وقتی او در یک زمینه (حتی ورزش یا کاردستی) احساس موفقیت و دیده شدن کند، اعتماد به نفس ناشی از آن، به صورت خودکار به دروس مدرسهاش هم سرریز میشود.
وقتی کودک نتیجه ضعیفی میگیرد، استفاده از جملاتی که او را با دیگران میسنجد، فقط حسادت و کینه تولید میکند. به جای سرزنش و مقایسه، او را وارد فاز «حل مسئله» کنید. بگویید: «میدونم از نمرهات راضی نیستی و ناراحتی. به نظرت برای امتحان بعدی، چطور میتونیم روش درس خوندنت رو تغییر بدیم که نتیجه بهتری بگیری؟ دوست داری با هم فلشکارت درست کنیم؟» این روش، بدون تحقیر کردن کودک، مسئولیتپذیری را در او بیدار میکند.
گاهی اوقات این خودِ دانشآموز است که خودش را با بقیه مقایسه میکند و میگوید: «دوستم خیلی باهوشتر از منه، من هیچی نمیفهمم!» در این لحظه، سریعا با گفتن «نه تو هم باهوشی» بحث را نبندید. احساس او را مثل آینه بازتاب دهید و منطق را وارد کار کنید: «میفهمم که الان احساس ناامیدی میکنی چون دوستت سریعتر به جواب رسید. اما یادت نره که هر کسی سرعت یادگیری خودش رو داره. دوستت تو ریاضی قویتره، اما تو هفته پیش بهترین انشای کلاس رو نوشتی. بیا روی نقاط قوت خودت تمرکز کنیم.»
شما معمولا وقتی میخواهید فرزندتان را به تلاش بیشتر ترغیب کنید، ناخواسته از چه جملات مقایسهای استفاده میکنید؟ آیا تا به حال متوجه واکنش لجبازانه یا افت اعتماد به نفس او بعد از مقایسه شدن با همکلاسیها یا خواهر و برادرش شدهاید؟ صادقانه تجربیات و چالشهای خود را در بخش نظرات همین خبر با ما در میان بگذارید. فردا درباره موضوع کلافهکننده «بینظمی در اتاق خواب و گم کردن فرم مدرسه» صحبت خواهیم کرد!