به گزارش سرویس سبک زندگی ساعدنیوز، بر اساس تحقیقات گسترده دکتر کانگ لی (Kang Lee)، استاد روانشناسی دانشگاه تورنتو و متخصص رشد اخلاقی کودکان، دروغگویی در سنین دبستان نه تنها نشانه بزهکاری نیست، بلکه یکی از مراحل تکامل شناختی مغز است. کودکان در این سن معمولاً به سه دلیل عمده دروغ میگویند: ترس از تنبیه، تلاش برای حفظ تایید و محبت والدین (ناامید نکردن مادر)، و فرار از اضطرابِ ناشی از انجام تکالیف سخت.
وقتی مادری در برابر یک نمره پایین یا خط خوردگی دفتر واکنش شدیدی نشان میدهد، مغز کودک به صورت غریزی برای محافظت از خود وارد فاز پنهانکاری میشود. متخصصان علوم تربیتی معتقدند تنبیه شدید در برابر دروغ، کودک را صادق نمیکند؛ بلکه به او یاد میدهد دفعه بعد دروغهای پیچیدهتری بگوید تا گیر نیفتد! در یازدهمین روز و شروع بخش دوم از پرونده مادران (سری چالشها)، به سراغ 4 راهکار علمی رفتهایم تا با دروغگویی دانشآموزان به صورت ریشهای و روانشناسانه برخورد کنیم.

بزرگترین اشتباه مادران این است که وقتی میدانند بچه دروغ گفته، برای او تله میگذارند. مثلا دفترش را دیدهاید و میدانید مشق دارد، اما میپرسید: «امروز مشق داری؟» وقتی او میگوید «نه»، شما مچش را میگیرید و دعوا راه میافتد. روانشناسان میگویند هرگز سوالی نپرسید که جوابش را میدانید؛ این کار کودک را در موقعیت دروغ گفتن قرار میدهد. به جای آن، مستقیما روی واقعیت تمرکز کنید: «من دیدم که تو سامانه مدرسه پیام اومده امروز ریاضی دارید. بیا با هم برنامهریزی کنیم کی میخوای بنویسیش.»
کودک باید بداند که اعتراف به اشتباه، هر چقدر هم بزرگ باشد، تبعات کمتری از دروغگویی دارد. قانون «منطقه امن» را در خانه وضع کنید. به فرزندتان بگویید: «هر اتفاقی که در مدرسه افتاده باشد یا هر نمره بدی که گرفته باشی، اگر خودت بیایی و راستش را بگویی، قول میدهم عصبانی نشوم و فقط با هم دنبال راه حل بگردیم. اما اگر پنهانکاری کنی، پیامدش سنگین خواهد بود.» وقتی کودک مطمئن شود که صداقتِ او با جیغ و داد تنبیه نمیشود، نمرات ضعیف یا خرابکاریهایش را پنهان نخواهد کرد.
کلمات شما، صدای درونی آینده فرزندتان را میسازند. وقتی به او میگویید «تو یک دروغگویی!»، مغز او این هویت را میپذیرد و با خود میگوید: «من دروغگو هستم، پس دروغ گفتن کار من است.» هرگز رفتار را به شخصیت او گره نزنید. به جای آن بگویید: «تو پسر/دختر بسیار خوبی هستی و من عاشقتم، اما حرفی که الان زدی واقعیت نداشت و من از این کار ناراحتم.» این تفکیک ظریف، به کودک نشان میدهد که ذات او خوب است و فقط باید رفتارش را اصلاح کند.
اگر کودک به دروغ گفت مشق ندارد تا تلویزیون ببیند و شما متوجه شدید، تنبیههای بیربط (مثل یک هفته حبس در اتاق) کارساز نیست. پیامد باید کاملا منطقی و مرتبط با رفتار باشد. بگویید: «چون درباره تکالیفت واقعیت را نگفتی، اعتمادی که بین ما بود آسیب دیده. برای اینکه این اعتماد دوباره ساخته شود، تا سه روز آینده من باید خودم تمام کتابها و دفترهایت را چک کنم و در این سه روز از زمان تلویزیون دیدن هم خبری نیست، چون آن زمان باید صرف انجام تکالیف عقبمانده بشود.»
اولین باری که متوجه شدید فرزندتان درباره مدرسه، نمرهها یا تکالیفش به شما دروغ گفته، چه احساسی داشتید و دقیقاً چه واکنشی نشان دادید؟ آیا سختگیریهای ما والدین باعث میشود بچهها از ترس به پنهانکاری روی بیاورند؟ تجربیات و روشهای خود را برای بازگرداندن صداقت به بچهها، در بخش نظرات همین خبر با ما در میان بگذارید!