گاهی آدم آنقدر عاشق میشود که دیگر صدای هیچکس را نمیشنود؛ نه اشکهای مادرش را میبیند، نه نگرانی خانوادهاش را جدی میگیرد و نه حتی آن صدای آرامی را که از ته دل خودش میگوید: «شاید این راه، آن چیزی نباشد که فکر میکنی!» درست مثل محبوبه در قصه بامداد خمار که دلش را به رحیم سپرده و حاضر است برای رسیدن به او، از تمام داشتههایش بگذرد. او خیال میکند با رفتن به خانه بخت، به آخرین آرزوی قلبش میرسد، اما هنوز نمیداند پشت این در بسته، چه روزهایی انتظارش را میکشند.
طالع امروز تو هم پیامی شبیه به همین قصه دارد؛ شاید در زندگی عاطفیات بر سر دوراهی قرار گرفتهای، شاید دلت برای بازگشت کسی میتپد که روزی تمام دنیایت بوده، یا شاید برای رسیدن به عشقی تازه، داری از خواستهها و آرامش خودت چشمپوشی میکنی. اگر چنین است، امروز زمان آن رسیده که چند لحظه از هیاهوی قلبت فاصله بگیری و به صدای عقل و تجربه هم گوش بسپاری.
امروز از تو خواسته میشود نه کورکورانه حرف خانوادهات را بپذیری و نه صرفاً به خاطر عشقت، تمام نگرانیهایشان را نادیده بگیری. شاید آنها اشتباه کنند و شاید تو چیزهایی را ببینی که دیگران نمیبینند؛ اما پیش از هر تصمیم بزرگی، باید دلیل مخالفتها را بشناسی و با چشم باز انتخاب کنی.
اگر برای رسیدن به کسی مجبور شدهای از احترام به خودت، استقلالت یا آرامشت بگذری، لحظهای درنگ کن. هیچکس نباید از تو بخواهد برای اثبات عشقت، تمام وجودت را قربانی کنی. تو میتوانی عاشق باشی و درعینحال سؤال بپرسی، تردید داشته باشی و برای آیندهات تصمیمی سنجیده بگیری.
محبوبه شاید امروز خیال کند که با رفتن به خانه رحیم، تمام مخالفتها را پشت سر گذاشته است؛ اما زندگی تازه، فقط جشن عروسی و رسیدن به معشوق نیست. زندگی تازه یعنی مواجهه با واقعیتهایی که تا پیش از آن، زیر سایه هیجان عشق پنهان مانده بودند.
عزیز دلم، امروز میخواهم با تو درباره آن کسی حرف بزنم که شاید هنوز هم با شنیدن نامش، قلبت تندتر میزند؛ همان کسی که خاطراتش در گوشهوکنار ذهنت جا خوش کرده، همان کسی که گاهی با یک آهنگ، یک خیابان یا حتی یک خواب ساده دوباره به قلبت برمیگردد.
شاید تو هم روزهایی را تجربه کرده باشی که برای رسیدن به او، حاضر بودهای همهچیز را کنار بگذاری. شاید به خاطرش با آدمهایی بحث کردهای که دوستت داشتند، شاید از خواستههای خودت گذشتهای و شاید بارها به خودت گفتهای: «مهم نیست دیگران چه میگویند؛ من فقط او را میخواهم.»
اما بگذار امروز یک حقیقت را آرام در گوش دلت زمزمه کنم: عشق قرار نیست تو را از خودت دور کند؛ قرار است در کنار دیگری، فرصت بیشتری برای خودت بودن داشته باشی.
تو میتوانی کسی را از صمیم قلب دوست داشته باشی و بااینحال، از او بخواهی که به تو احترام بگذارد. میتوانی دلتنگش شوی، اما برای بازگشتنش تمام زندگیات را متوقف نکنی. میتوانی هنوز دوستش داشته باشی، حتی اگر مجبور شده باشی از او فاصله بگیری. احساساتت با یک تصمیم خاموش نمیشوند و قلبت هم قرار نیست یکشبه تمام خاطراتش را فراموش کند.
اگر امروز دلت هوای کسی را کرده که دیگر کنارت نیست، خودت را بابت این دلتنگی سرزنش نکن. بعضی آدمها مدتها پس از رفتنشان در قلب ما میمانند؛ نه به این دلیل که حتماً قرار است برگردند، بلکه چون بخشی از روزهای زندگی ما با آنها معنا پیدا کرده است. اما ماندن یک نفر در خاطراتت، به این معنا نیست که باید تا ابد منتظرش بمانی.
اگر هنوز امیدوار به شروع دوبارهای هستی، امیدت را از خودت نگیر؛ فقط اجازه بده این بار، در کنار عشق، عقل و عزت نفست هم همراهت باشند. اگر قرار است کسی دوباره به زندگیات برگردد، بگذار این بازگشت با صداقت، مسئولیتپذیری و تغییر واقعی همراه باشد؛ نه فقط با چند جمله شیرین و قولهایی که فردا فراموش میشوند.
و اگر روزی فهمیدی که راه تو و کسی که دوستش داری از هم جدا شده است، بدان که پایان یک رابطه، پایان ارزشمندی تو نیست. تو همان آدمی هستی که پیش از عاشقشدن هم رؤیاهایی داشت، لبخند میزد، آرزو میکرد و میتوانست برای خودش آیندهای زیبا بسازد.
اگر همین امشب فرصت داشتی فقط یک جمله به کسی که دوستش داری بگویی، چه میگفتی؟ جملهات را در کامنتها بنویس؛ شاید حرف دل تو، همان حرفی باشد که یک نفر دیگر مدتهاست منتظر شنیدنش مانده است.
در کامنتها برایمان بنویس: عشق یا آرامش؟
کاربر گرامی طبق دین اسلام، اعتقاد به فال چیزی جز جهل و خرافه پرستی نیست. از اینکه فقط جهت سرگرمی از فالها استفاده می کنید سپاسگزاریم و اوقات خوشی را برای شما آرزو می کنیم.