زیباترین غزل استاد شهریار با صدای دلنشین استاد رشید کاکاوند | نالد به حال زار من امشب سه تار من+ ویدئو

  دوشنبه، 24 فروردین 1405
زیباترین غزل استاد شهریار با صدای دلنشین استاد رشید کاکاوند | نالد به حال زار من امشب سه تار من+ ویدئو
ساعدنیوز: در ادامه با غزل بسیار زیبای استاد شهریار و داستانهای کوتاهی از استاد که تابحال نشنیده ایم همراه ما باشید.

به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان، در سال 1285 هجری شمسی در بازارچه میرزا نصراله تبریزی واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان و خشکناب منتقل نمود. دورهٔ کودکی استاد در خاستگاه پدری و در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطرات است.

او تحصیلات خود را در مدرسهٔ متحده و فیوضات و متوسطهٔ تبریز و دارالفنون تهران گذراند و وارد دانشکدهٔ طب شد. سرگذشت عشق آتشین و ناکام او که به ترک تحصیل وی از رشتهٔ پزشکی در سال آخر منجر شد، مسیر زندگی او را عوض کرد و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه‌ای کشانید و به اشعارش شور و حالی دیگر بخشید. وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانهٔ پربار در 27 شهریور ماه 1367 هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

غزلیات استاد شهریار

نالد به حال زار من امشب سه تار من

این مایهٔ تسلی شب های تار من

ای دل ز دوستان وفادار روزگار

جز ساز من نبود کسی سازگار من

در گوشهٔ غمی که فراموش عالمی است

من غمگسار سازم و او غمگسار من

اشک است جویبار من و ناله سه تار

شب تا سحر ترانه این جویبار من

چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه

یادش به خیر خنجر مژگان یار من

رفت و به اختران سرشکم سپرد جای

ماهی که آسمان بربود از کنار من

آخر قرار زلف تو با ما چنین نبود

ای مایه قرار دل بیقرار من

در حسرت تو میرم و دانم تو بی وفا

روزی وفا کنی که نیاید به کار من

از چشم خود سیاه دلی وام می‌کنی

خواهی مگر گرو بری از روزگار من

اختر بخفت و شمع فرو مرد و همچنان

بیدار بود دیدهٔ شب زنده دار من

من شاهباز عرشم و مسکین تذرو خاک

بختش بلند نیست که باشد شکار من

یک عمر در شرار محبت گداختم

تا صیرفی عشق چه سنجد عیار من

جز خون دل نخواست نگارندهٔ سپهر

بر صفحهٔ جهان رقم یادگار من

زنگار زهر خوردم و شنگرف خون دل

تا جلوه کرد این همه نقش و نگار من

در بوستان طبع حزینم چو بگذری

پرهیز نیش خار من ای گلعذار من

من شهریار ملک سخن بودم و نبود

جز گوهر سرشک در این شهر یار من



برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.

توجه توجه! پوشش لحظه‌ای اخبار جنگ

تلگرام ساعد

ایتای ساعد

روبیکای ساعد







12 دیدگاه


  دیدگاه ها
سمیرا
2 روز پیش

تشکر و سپاس
سپیده
2 روز پیش

🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
پری
2 روز پیش

بی نظیری
سیامک
2 روز پیش

حرف ندارید
الینا
2 روز پیش

زنده باشد
نازنین
2 روز پیش

استاد شهریار همیشه زنده است
علی
2 روز پیش

بینظیرید
سارا
2 روز پیش

قابل ستایش بود
سایه
2 روز پیش

ممنون از شعرهای زیباتون
دریا
2 روز پیش

بی نظیر بود
ایران
2 روز پیش

نالد به حال زار من امشب سه تار من
حسن
2 روز پیش

عالی
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها