هر روز چند بیت شعر زیبا مهمان ما باشید/ رضا شیبانی اصل: مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها، انگار انتظار تو را پیر کرده است...

  دوشنبه، 14 اردیبهشت 1405 ID  کد خبر 538584
هر روز چند بیت شعر زیبا مهمان ما باشید/ رضا شیبانی اصل: مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها، انگار انتظار تو را پیر کرده است...
ساعدنیوز: مادر هنوز صدای در را با دلش باز می‌کند، انگار جنگ قرار نیست هیچ‌وقت از خانه‌اش برود.جنگ تمام شده، اما مادر هنوز هر شب پسرش را به خواب می‌برد.میان دود و آژیر، تنها چیزی که تسلیم نشد، دلِ مادری بود که هنوز منتظر است. مادران، تنها بازماندگان واقعی جنگ‌اند.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، این ابیات زیبا از رضا شیبانی اصل است که در ادامه مطالعه میفرمایید.

مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها

انگار انتظار تو را پیر کرده است

زود است باز این همه پیری برای تو

شاید منم که آمدنم دیر کرده است

مادر مرا ببخش اگر دیر آمدم

جایی که بودم از نفس جاده دور بود

آماج سنگ حادثه بودم ولی شگفت

آیینه‌ی شکسته من پر غرور بود

دیرینه سال بود که در دور دست‌ها

یک سرزمین به گرده‌ی من بار درد بود

در من کسی شبیه یلان حماسه ساز

بی وقفه با زمین و زمان در نبرد بود

دیرینه سال بود که سرپنجه های من

چنگال بسته بود به حلقوم خاک سرد

تا مغز استخوان مرا خورده بود خاک

تا مغز استخوان مرا خورده بود درد

قصد تو را زمین و زمان کرده بود و من

تنها برای خاطر تو این چنین شدم

که چنگ بر گلوی زمین و زمان زدم

یک عمر استخوان گلوی زمین شدم

مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم

یک مشت استخوان شدنم طول می‌کشید

تا ارتفاع شانه مردان شهرمان

از دست خاک پر زدنم طول می‌کشید

مادر نمیر! زندگی من از آن تو!

مادر نمیر! زندگی از آن میهن است

بعد از من آفتاب تو هرگز مباد سرد!

بعد از من آسمان تو هرگز مباد پست!

برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.



دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها