به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، شعر غنایی ایران همیشه مأمن رازهای مگو بوده است، اما وقتی پای قلمِ زنی چون مهستی گنجوی به میان میآید، احساسات عریانتر، بیپردهتر و عمیقتر از هر زمان دیگری جلوه میکنند. او قرنها پیش، از مِهر و کین، و از خوابها و بیداریهایی سرود که هنوز هم پس از گذشت صدها سال، آینه تمامنمای احوال عاشقانه ماست. ابیاتی که گویی برای تنهاییهای امروز ما دکلمه شدهاند.
رشید کاکاوند در این ویدیو، صرفاً یک شعر را بازخوانی نمیکند؛ او با تکیه بر کلمات، مکثهای هوشمندانه و صدای آرامشبخش خود، روحِ خفته در این اثر را بیدار میکند. در چشمان او نگاه کنید؛ در پسِ هر مصرع، قصهای از تردید میان ماندن و رفتن، و سوختن در تبِ عشقِ دگری است. این اجرای کوتاه، تلنگری است به قلبهایی که در شلوغیِ این روزگار، فرصتِ عاشقی و دلتنگی را از یاد بردهاند.
از مهر خود و کین تو در تابم من
در چشم تو گوئی به میان آبم من
یا من گنهی کردم و در خشمی تو
یا تو دگری داری و در خوابم من
رباعی شمارۀ 146
در این ابیات، شاعر از احساسات متضاد خود نسبت به معشوق صحبت میکند. او میگوید که از محبت و کینه معشوق دچار سردرگمی است و در چشمان او خود را غرق در آب میبیند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که یا خودش گناهی کرده و معشوق در خشم است، یا اینکه معشوق به شخص دیگری محبت دارد و او در خواب و غفلت به سر میبرد.
مَهْسِتی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را 576 یا 577 هجری قمری نوشتهاند. از وی کتاب کامل و مستقلی باقی نمانده است. مجموعهٔ رباعیات مهستی به همت آقای علی پیسپار و از روی یک نسخهٔ چاپ شده در آذربایجان شوروی به گنجور اضافه شده است.
زیباترین بیتی که با صدای دکتر کاکاوند دلتنگتان کرد را در بخش نظرات برای ما بنویسید.