به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، شاعر در همان بیت نخست، اغراق و تصویرسازی را به اوج میرساند. «تب» در ادبیات کلاسیک و معاصر، نمادی از التهاب درونی، عشق یا رنجی جانکاه است. اما قیصر امینپور این سوزش درونی را چنان ملموس مینویسد که ترسی عجیب خلق میکند: ترسی منطقی از اینکه شدت حرارت بدن، پیراهن پارچهای را خاکستر کند و آهِ برخاسته از سینه، سوزانتر از کوره، آهن سخت را ذوب کند. کاکاوند با لحن هشداردهنده و آرام خود، این بیت را طوری ادا میکند که مخاطب سنگینی این حرارت را روی تن خود احساس میکند.
«مرا فردوس میشاید که ترسم / دل دوزخ به حال من بسوزد»
شاید شگفتانگیزترین و جسورانهترین تصویر شعر همینجا باشد. شاعر نمیگوید به خاطر شایستگیها یا ثوابهایش مستحق بهشت (فردوس) است؛ بلکه منطقِ دیگری دارد: «رنج و دوزخی که در این دنیا کشیدهام آنقدر عمیق است که اگر به جهنم بروم، حتی آتش جهنم و دوزخیان هم دلمشان برای من میسوزد!» این نگفتنِ درد و در عین حال به تصویر کشیدنِ بینهایتِ آن، خصیصه اصلی شعر قیصر است. رشید کاکاوند با مکثی هوشمندانه روی عبارت «دل دوزخ»، اوج این بیپناهی و مظلومیت را در گوش مخاطب نجوا میکند.
تبم ترسم که پیراهن بسوزد
ز هرم آه من آهن بسوزد
مرا فردوس میشاید که ترسم
دل دوزخ به حال من بسوزد
" قیصر امین پور "
قیصر امین پور متولد 2 اردیبهشت سال 1338 در بخش گتوند از توابع شهرستان شوشتر استان خوزستان متولد شد. او دوره راهنمایی و متوسطه را در شهر دزفول گذراند و سال 1357 در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی انصراف داد. او سال 1363 در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا ادامه داد و در سال 1376 از پایان نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان سنت و نوآوری در عشر معاصر دفاع کرد.در اشعار این شاعر تاثیرگذار می توانید سبک و لاغی از شعر کلاسیک و شعر نیمایی را یافت کنید. او در زمینه شعر کودک هم بسیار اشعار سروده است. قیصر امین پور در سال 1378 تصادفی سخت داشت و پس از آن از بیماری های مختلف رنج برد و دو بار عمل جراحی قلب و پیوند کلیه انجام داد و در نهایت در تاریخ 8 آبان سال 1386 در شهر تهران درگذشت. پیکر او در زادگاهش گتوند به خاک سپرده شد.
کیا طرفدار اشعار قیصر امین پور هستند؟ کدام بیت از این شعرخوانی بیشتر روی قلبتان نشست؟ برامون بنویسید.