به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، آمریکاییها همهچیز میدزدند؛ از رئیسجمهور تا دختر زیر سن قانونی. روز جمعه (10 بهمن 1404) سه میلیون صفحه، 2هزار ویدئو و 180 هزار تصویر جدید به هولناکترین پرونده قضایی تاریخ معاصر جهان، اضافه شد و پرده جدید از تاروپود ساختار قدرت در ایالات متحده برداشت. این حجم بیسابقه از اطلاعات که توسط وزارت دادگستری انتشار یافت و بلافاصله از سایت این وزارتخانه حذف شد، نشان میدهد فساد جنسی و سوءاستفاده از قدرت، بخشی از زیستبوم نخبگان سیاسی و اقتصادی آمریکاست. در این پرونده، محافظهکاران و چهرههای راست افراطی نقش پررنگی ایفا کردهاند. در فضای عمومی ایالات متحده آمریکا، معمولاً دموکراتها متهم به بیاخلاقی میشوند و طیف جمهوریخواه، خود را داعیهدار دین و اخلاق میداند. جفری اپستین اما از زیر خروارها خاک، با جمعآوری هوشمندانه اسناد و مدارک علیه چهرههای مختلف از طیفهای متنوع آمریکایی و اروپایی این ذهنیت را درهم کشیده است. همزمان با این وضعیت، دولت ترامپ برای دومینبار وارد حالتی از تعطیلی دولت فدرال شد که نشانهای از وجود بحران سیاسی تلقی میشود. در این بین، اعتراضات مینیاپولیس آمریکا هم به بخشهای دیگر سرایت کرده و روزانه در ایالتهای مهمی از آمریکا تجمعات و اعتصابات چندین هزارنفری برگزار میشود.
روایت پرونده اپستین در ابتدا با فاش شدن یک سند مهم جان گرفت و آن سند، پیشنویس کیفرخواست سال 2007 است که سالها مخفی نگاه داشته شده بود. این سند 56 صفحهای با 32 بند اتهامی، عمق فاجعهای را نشان میداد که دادستانهای فدرال در آن زمان از آن آگاه بودند، اما تصمیم گرفتند چشمان خود را بر آن ببندند.
در این کیفرخواست، اپستین متهم شده بود که شبکهای برای شکار دختران نوجوان، حتی تا سن 14 سالگی، ایجاد کرده است. او به یکی از قربانیان 16 ساله خود هشدار داده بود که اگر حرفی بزند، «اتفاقات بدی» برایش خواهد افتاد. با این حال، نظام قضایی آمریکا به جای اجرای عدالت، در سال 2008 معاملهای ننگین رقم زد. الکساندر آکوستا، دادستان وقت که بعدها در دولت ترامپ به مقام وزارت رسید، اجازه داد اپستین به جای دههها زندان، تنها 13 ماه را در یک بازداشتگاه محلی بگذراند، آن هم با اجازه خروج روزانه برای کار در دفتر شخصیاش.
در مرکزیت این طوفان سیاسی، مسئله وخامت اخلاقی سیاستمداران آمریکایی خودنمایی میکند. درمیان اسناد جدید گفته میشود بیش از 4500 سند مستقیماً به دونالد ترامپ اشاره دارد. علیرغم انکارها، افبیآی در گزارشهای خود بیش از 12 مورد گزارش مردمی درباره سوءاستفادههای جنسی مشترک اپستین و ترامپ را ثبت کرده بود. ایمیلهای افشاشده از دفتر اپستین نشان میدهد که او مدعی شده بود ترامپ درباره دخترها چیزهایی میدانست و ساعتها را در خانه او با قربانیان سپری کرده است. حتی ردپای ملانیا ترامپ همسر ترامپ و جرد کوشنر، داماد او نیز در این میان دیده میشود. ایمیلی از سال 2002 با امضای «با عشق، ملانیا» خطاب به گیلین مکسول، دست راست اپستین یافت شده که در آن از عکس مکسول در یک مجله تمجید شده و برای دیدار مجدد در نیویورک ابراز اشتیاق شده است. این در حالی است که جمهوریخواهان همواره با تظاهرات دینی و شعار دفاع از ارزشهای خانوادگی به میدان میآیند، اما این اسناد نشان میدهد که در خلوت، جمهوریخواهان بر سر تجاوزات و تعرضات نیز با دموکراتها رقابت دارند.
در سوی دیگر میدان، دموکراتها نیز به همان اندازه آلوده این شبکه بودند. بیل کلینتون که نامش در اسناد داخلی افبیآی به عنوان فردی حاضر در فعالیتهای جنسی ذکر شده، همچنان یکی از چهرههای جنجالی این پرونده است. فشارها بر خانواده کلینتون به قدری بالا گرفته که کمیته نظارت مجلس نمایندگان پیشنهاد اتهام توهین به کنگره را برای بیل و هیلاری کلینتون به دلیل امتناع از شهادت در این پرونده مطرح کرده است. همچنین کاترین روملر، مشاور سابق اوباما و وکیل ارشد گلدمن ساکس، در ایمیلهایی با اپستین درباره کودکان و دریافت هدایای گرانبها گفتوگو کرده و حتی از او خواسته بود برایش «استراتژی مالیاتی» تنظیم کند. شاید فساد در واشنگتن یک مسئله حزبی نیست و یک فرهنگ نهادینهشده در طبقه حاکم است.
دنیای فناوری و ثروتهای کلان نیز از این آلودگی در امان نمانده است. ایلان ماسک که پیشتر هرگونه حضور در جزیره اپستین را انکار کرده بود، اکنون با ایمیلهایی روبهرو شده که نشاندهنده برنامهریزیهای مکرر برای دیدار با اپستین در فلوریدا و کارائیب است. او در یکی از پیامها با صراحت پرسیده بود: «کدام شب وحشیترین پارتی در جزیره برقرار است؟» و حتی اپستین را برای بازدید از تأسیسات اسپیساکس دعوت کرده بود. بیل گیتس نیز با اتهامات تکاندهندهای روبهرو است. اپستین در یادداشتهای شخصی خود مدعی شده که به گیتس برای تهیه مواد مخدر و ترتیب دادن دیدارهای مخفیانه با زنان متأهل و دختران روسی کمک کرده است. سرگئی برین، بنیانگذار گوگل نیز نه تنها به جزیره اپستین رفته، بلکه با مکسول درباره خرید یک ناو هواپیمابر قدیمی 4.5 میلیون دلاری مکاتبه کرده است.
شبکه اپستین حتی به ورزش و تجارت نیز کشیده شده بود. استیو تیش، مالک باشگاه نیویورک جاینتس، در پیامهایی با الفاظ رکیک درباره ویژگیهای نژادی و فیزیکی زنانی که اپستین برای او هماهنگ میکرد، صحبت کرده است. هاوارد لاتنیک، وزیر بازرگانی کنونی که مدعی بود سالهاست رابطه خود را با اپستین قطع کرده، بر اساس اسناد جدید در سال 2012 برای یک ناهار خانوادگی در جزیره اپستین برنامهریزی کرده بود.
مرگ مشکوک اپستین در زندان نیز با انتشار یادداشتهای دادستانی ابعاد جدیدی یافته است. افراین ریس، همسلولی او، تعریف کرده که به اپستین هشدار داده بود: «خودت را در سلول من دار نزن، نمیخواهم بیدار شوم و جسدت را ببینم» و اپستین پاسخ داده بود: «نگران نباش، هرگز برایت دردسر درست نمیکنم.» اما چند روز بعد، درحالیکه نگهبانان خواب بودند و دوربینها از کار افتاده بودند، جسد او پیدا شد. این اتفاق باعث شد بسیاری معتقد باشند سیستم برای محافظت از چهرههای بانفوذی که نامشان در این گزارش آمده، ترجیح داد اپستین برای همیشه ساکت شود. پرونده اپستین آینه تمامقدی از سقوط اخلاقی در ساختار قدرت آمریکاست که در آن تظاهرات مذهبی و شعارهای آزادیخواهانه، تنها پوششی برای یکی از تاریکترین شبکههای سوءاستفاده در تاریخ معاصر بوده است. این اسناد ثابت کرد پشت میزهای قدرت واشنگتن و سیلیکون ولی، تفاوتی میان دو جناح در بهرهبرداری از نفوذ برای مقاصد غیرانسانی وجود ندارد و تنها چیزی که تغییر میکند، نوع شعارهایی است که با آن مردم را فریب میدهند.
چالشهای ترامپ در پرونده اپستین خلاصه نمیشود و در سطح داخلی معضلات زیادی پیش پای دولت اوست. در همین حال، رؤسایجمهور پیشین دموکرات آمریکا سکوت خود را شکسته و وارد میدان شدهاند. ترامپ مدعی است اسناد تازه افشاشده درباره پرونده «راشاگیت» (ادعای دخالت روسیه در انتخابات 2016 آمریکا برای کمک به پیروزی ترامپ) نشان میدهد اوباما شخصاً دستور جعل اطلاعات علیه او و تضعیف پیروزیاش در انتخابات 2016 را داده؛ ادعایی که او آن را «تلاش برای کودتا» توصیف کرده است. درمقابل، باراک اوباما و همسرش میشل بدون اشاره مستقیم به اتهامات ترامپ، با صدور بیانیهای تند، عملکرد دولت فعلی و نیروهای فدرال بهویژه مأموران مهاجرت را زیر سؤال برده و خشونتهای اخیر از جمله کشتهشدن شهروندان آمریکایی به دست نیروهای فدرال را «زنگ خطر برای ارزشهای بنیادین آمریکا» خواندهاند.