به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، به نقل از فارس؛ در شب باز شدن بازارها، این بار هم ترامپ خواست با سخنرانی، خبر بازار را کنترل کند و البته این دفعه به جای یک خبر سه خبر داد که محکم کاری کرده باشد.
«داریم مذاکره میکنیم»، «ایران 20 تا تانکر رو اجازه خروج از تنگه داد» و «از بین 15 تقاضای ما، ایران به خیلیهاش جواب داده» اما بازار نه تنها بر خلاف هفتههای قبل، با عقبنشینی باز نشد که دو سه دلار هم بالاتر رفت و همینطور امروز را بالاتر رفت و تا هنگام نوشتن این متن 116 دلار را رد کرد.
یکی از سه مولفه این جنگ بازار انرژی و نفت است که همچنان امریکا آن را باخته است.
نیویورک تایمز در گزارشش به سه نکته مهم اشاره کرد که:
1. هر آمریکایی برای پر کردن باک خودرویش، 27 درصد بیش از ماه قبل هزینه میپردازد.
2. این رخداد از کم سابقهترین بحرانهای انرژی در سه دهه اخیر آمریکاست.
3. قیمت انرژی به زنجیره تأمین کالا سرایت کرده و فشار مستقیمی بر بودجه روزانه خانوارها وارد میکند.
نفتی که ترامپ خیلی رسمی درباره آن همان تمایلاتی را مطرح کرد که امریکا در کودتای 1332 شمسی با پهلوی در ایران یک بار به آن رسید.
ترامپ گفت که «گزینه مورد علاقه من تصاحب نفت ایران است». این جملات را باید به آنهایی نشان داد که میگفتند «امریکا برای ما آزادی میآورد.» و میشود به پدربزرگهایمان بگوییم ایران امروز انتقام آن کودتای نفتی زمان شما را هم دارد میگیرد!
از طرفی، بزرگترین پالایشگاه اسرائیل و شریان حیاتی انرژی این رژیم مورد اصابت قرار گرفته و همچنان در حال سوختن است. پالایشگاه حیفا مرکز تولید و توزیع بنزین در سرزمینهای اشغالی هم هست.
ساعاتی قبل (روز سیویکم جنگ) نیز خبری آمد که «تأسیسات آبشیرینکن» کویت مورد حمله قرار گرفته است. قرارگاه خاتم الانبیا اطلاعیه داد که این کار ما نبوده و کار اسرائیل است تا کشورهای منطقه را تحریک کنند و نیروهای مسلح ایران همچنان در منطقه تاسیسات نظامی امنیتی و اقتصادی امریکااسرائیل مورد هدف قرار میگیرند و کشورهای عربی مراقب پرچم دروغین باشند.
پرچم دروغین یک عملیات فریب است تا مثلاً در اینجا کشورهای عربی را علیه ایران فعال کنند.
در این فضای تشدید جنگ پنتاگون در حال آمادهسازی برای سناریوی مانور زمینی گسترده در ایران است که هفتهها طول خواهد کشید.
طبق گزارش، این یک تهاجم زمینی کامل نیست، بلکه عملیات ترکیبی نیروهای ویژه و پیادهنظام برای رسیدن به اهداف مختلف است که سقوط رژیم نیز جزو آن است.
انگار خدا چشم آنها را کور کرده است که هر تصمیمشان یک اشتباه محاسباتی بزرگ در جنگ است.
برخی میگویند که بزرگترین کلاهبرداری قرن را حاکمان امارات انجام دادند. آنها در دبی 500 هزار ایرانی را فریب دادند و به آنها وعدهی «اقامت 99 ساله» دادند.
حالا حدود 530 میلیارد دلار از سرمایهی ایرانیان را گرفتند و بدون کوچکترین توضیحی، اقامت آنها را یکطرفه لغو میکنند و اموالشان و پساندازشان بلاتکلیف رها میشوند و این شهروندان ظرف یک هفته آینده باید خاک امارات را ترک کنند.
قوه قضاییه در اطلاعیهای در خصوص نگرانیهای ایرانیان مقیم امارات بعد از ماجرای سلب اقامتها، اعلام کرده است که هیچ نگرانی از بابت بازگشت به میهن وجود ندارد و شهروندان ایرانی میتوانند از مرزهای زمینی وارد ایران شوند.
سوریه نیز داستانهای جدیدی دارد. ارتش جولانی تجهیزات سنگینش را در مرز عراق مستقر کرده است. به گمان اینکه در مقابل حشدالشعبی آرایشی داشته باشد.
آسمانش در اختیار تانکرهای سوخترسان امریکایی-اسرائیلی است و در مرز لبنان هم در تلاش است تا به حزبالله ضربه بزند. البته فعلا با تهدید حشدالشعبی وارد عملیات نشده است.
عکس سوخترسانی به جنگندههای متجاوز به ایران و این دو داستان دیگر سندی است به اینکه چرا «هم غزه هم لبنان هم سوریه جزئی از عمق دفاعی ایران حساب میشدند.»
این را مقایسه کنید با همین عراقی که با وجود پایگاههای امریکایی در آن، برخی از هواپیماهای دشمن در آسمان آنجا رهگیری و ساقط شدند.