راز یک سکوت پرهزینه؛ چرا مسئولان حقیقت را دیر به مردم می‌گویند؟

  یکشنبه، 06 اردیبهشت 1405 ID  کد خبر 536799
راز یک سکوت پرهزینه؛ چرا مسئولان حقیقت را دیر به مردم می‌گویند؟
ساعدنیوز: ضعف رسانه‌ای و ضعف اقتصادی، دو چالش اصلی و نقطه‌ضعف ایران امروز به شمار می‌روند. اما هر دو قفل بزرگ، تنها با یک کلید مشترک که مردم هستند گشوده می‌شود. مردم پای کارند و انسجام ملی در اوج خود قرار دارد.

به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز به نقل از فارس، جهان پس از جنگ غافلگیر شد؛ ایران، تنها و مقتدر ایستاد و پیروز میدان شد. همان کشوری که بسیاری از تحلیلگران غربی عمر مقاومتش را تنها چند روز تخمین می‌زدند، اکنون به «قدرت چهارم جهان» بدل گشته است. نکته تأمل‌برانگیز آن است که این عنوان، نه از سر لطف، که با اعتراف تلخ رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی به یک واقعیت انکارناپذیر به زبان آمده است. اما حقیقت میدانی این است که تثبیت این جایگاه، بسی دشوارتر از فتح آن است.

ریشه‌های قدرت نوظهور ایران کجاست؟‌

قدرت امروز ایران بر پنج رکن استوار شده است. نخست، قدرت نظامی که در بحبوحه نبرد، هیبت خود را به رخ کشید و همه معادلات دشمن را بر هم ریخت. دوم، قدرت علمی که مسیر رو به رشدی دارد اما برای حفظ جایگاه، باید شتابی روزافزون و چندین برابر بگیرد. سومین رکن، قدرت اقتصادی است که بی‌پرده باید اعتراف کرد نقطه ضعف اصلی ماست؛ اقتصادی که علاج قطعی‌اش جز با ورود و کمک مستقیم مردم میسر نمی‌شود. چهارمین و شاید سرنوشت‌سازترین رکن، پایگاه مردمی و ظرفیت مردمی سازی حکمرانی است. امروز این رکن در اوج شکوفایی قرار دارد. ملت ایران به‌خوبی دریافته است که اگر نمی‌خواهد در برابر هیچ قدرتی کرنش کند، راهی جز تبدیل شدن به یک ابرقدرت ندارد. همین انسجام و حضور میدانی مردم، بزرگ‌ترین سرمایه ملی است؛ سرمایه‌ای که می‌تواند با نقش آفرینی بیش از پیش در حکمرانی کشور خلأهای اقتصادی و علمی را پوشش دهد.‌

با این حال، رکن مغفول دیگری نیز وجود دارد که در صورت بی‌توجهی، می‌تواند سایر ارکان را بی‌اثر سازد: رسانه و قدرت اقناع افکار عمومی.

روایت یک سکوت پرهزینه برای انسجام ملی‌

اجازه دهید از یک الگوی تکراری و پرهزینه آغاز کنیم. ماجرای قطع اینترنت بین الملل را در نظر بگیرید. مردم سؤالات به‌حقی داشتند، اما پاسخ شفاف و سریعی دریافت نکردند یا پاسخ‌ها با تأخیر به میدان افکار عمومی رسید. در همین خلأ ارتباطی بود که دشمن بلافاصله وارد عمل شد و با شبهه‌افکنی هدفمند چنین القا کرد: «می‌بینید؟ چیزی را از شما پنهان می‌کنند.» همین چرخه در موضوعات دیگری نظیر مذاکرات، اعزام زائران به حج و حضور تیم مذاکره کننده در پاکستان نیز تکرار شده است. الگویی تکراری که همواره با شکل‌گیری سؤال، تأخیر در پاسخ، ورود و موج‌سواری دشمن و در نهایت آغاز عملیات منفعلانه برای خنثی‌سازی اثرات سوء همراه بوده است. گویی همواره دیر به میدان روایت‌سازی می‌رسیم.‌

ضعف رسانه مقوله مهمی در نظام حکمرانی کشور است که بخش زیادی از آن بر عهده ما رسانه ها است. سیاهه ای از اقداماتی که باید برای تقویت نظام رسانه ای در تراز یک قدرت بین المللی لازم است، وجود دارد مثل نگاه راهبردی به رسانه، سرمایه گذاری هوشمندانه و تربیت نیرو و کادر خبره و ... اما در این یادداشت، به جایگاه و مسئولیت نهادهای تنظیم‌گر رسانه‌ای می پردازیم؛ نهادهایی که به ویژه در دوران بحران رسالت هدایت روایت اول و درست را بر دوش دارند.

یک تفکیک ضروری: خطای راهبردی یا کمکاری تجربی؟‌

در این مجال توقف کرده و باید نکتۀ مهمی را شفاف‌سازی کرد. تردیدی وجود ندارد که قاطبه مسئولان نظام، افرادی دلسوز، صادق و قابل اعتمادند. بسیاری از آنان در صف اول میدان حاضر بوده و دیدیم که زودتر از دیگران به فیض شهادت نائل آمده‌اند. بدون تردید این میزان از فداکاری و درستکاری مسئولین، در دنیا بی نظیر است. ما به تعهد و صداقت آنان ایمان داریم و قدردان مجاهدت‌شان هستیم. اما این منکر ضعفها و نواقصی نیست که باید اصلاح کنند. مثلا در حوزه رسانه امکان دارد در مقطعی، تأخیری در انتقال اطلاعات رخ دهد یا در پرداخت به‌موقع روایت‌ها کم‌کاری شود. تأکید می‌شود که این ضعف، از جنس خیانت یا دشمنی نیست؛ ریشه در فقدان تجربه کافی در مصاف با جنگ رسانه‌ایِ پیچیده، لحظه‌ای و مدرن امروز دارد. نکته راهبردی اینجاست: اگر این ضعف اصلاح شود، می‌تواند ایران را چندین پله بالاتر ببرد. درست مشابه ضعف اقتصادی که راه علاجش از مسیر مردم می‌گذرد، ضعف رسانه‌ای نیز دقیقاً با همان منطق قابل اصلاح است.

منش قدرت‌های بزرگ: استقبال از خطا، نه فرار از آن‌

قدرت‌های واقعی آن‌هایی نیستند که هرگز خطا نمی‌کنند. همه دچار اشتباه می‌شوند، اما برخلاف کشورهای ضعیف، خطای خود را پنهان نمی‌کنند. اتفاقاً به استقبال شفافیت می‌روند و می‌گویند: «بله، اینجا دچار مشکل شدیم. اشتباه کردیم. حال می‌خواهیم با کمک خود شما مردم آن را حل کنیم.» درک این تفاوت مهم است. در نگاه جریان ضعیف، اشتباه مایه شرمساری و نیازمند پنهان‌کاری است. در نگاه یک قدرت قوی، اشتباه صرفاً یک داده و فرصتی ارزشمند برای یادگیری و اصلاح ساختاری است. ایران امروز یک قدرت بزرگ است؛ بنابراین می‌تواند و باید جسارت چنین شفافیتی را داشته باشد.

راه برون‌رفت: جمع‌سپاری و رجوع دوباره به مردم‌

همان‌طور که گره اقتصاد را با میدان‌داری مردم باز خواهیم کرد، باید مسئله روایت‌سازی و رسانه را نیز با کمک مردم حل کنیم. تصور کنید نهاد ناظر رسانه‌ای به جای آنکه صرفاً به سازوکارهای خط‌کشی، بخشنامه و برخوردهای سلبی متوسل شود، با صراحت به میان ملت بیاید و اذعان کند: «ای مردم! ما در این عرصه‌ها قدری کم آوردیم و تأخیر داشتیم. حال به کمک و مشورت شما نیاز داریم. به ما بگویید چه کنیم تا زودتر و بهتر بتوانیم شبهات دشمن را پاسخ دهیم؟» این یعنی جمع‌سپاری؛ یعنی طلب مشورت از همان مردمی که رکن اصلی قدرت ملی هستند. ثمره این رویکرد چه خواهد بود؟ نخست آنکه راهکارهای عملی و به‌روز از متن جامعه بیرون می‌آید و دوم آنکه خود مردم، تبدیل به صاحبان اصلی روایت می‌شوند و دیگر هیچ شبهه‌ای در دل آنان جای نمی‌گیرد.‌

ضعف رسانه‌ای و ضعف اقتصادی، دو چالش اصلی و نقطه‌ضعف ایران امروز به شمار می‌روند. اما هر دو قفل بزرگ، تنها با یک کلید مشترک گشوده می‌شوند: مردم.‌مردم پای کارند و انسجام ملی در اوج خود قرار دارد. کافی است نهادهای متولی، شهامت خروج از لاک بسته کارمندی را بیابند، در مواجهه با اشتباهات رو دربایستی نداشته باشند، پاسخ‌ها را به‌هنگام ارائه دهند و در نهایت، از خود مردم برای اصلاح ساختار کمک بگیرند. ایران به عنوان یک قدرت چهارم جهانی، اگر این گام بلند را با شجاعت بردارد، نه‌تنها جایگاه خود را تثبیت خواهد کرد، که به الگویی بی‌بدیل برای سایر ملت‌ها بدل خواهد شد؛ الگویی از یک قدرت بزرگِ برخاسته از مردم، صادق و وارهیده از ترس از اشتباه.

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها