به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، گزارش دیوید سنگر در نیویورک تایمز نشان میدهد که دیپلماسی میان تهران و واشنگتن در وضعیتی دوگانه قرار دارد؛ از یک سو حملات نظامی و تنشهای میدانی در خلیج فارس، آتشبس را با تهدید جدی مواجه کرده و از سوی دیگر، مذاکرهکنندگان در حال پیشبرد چهارچوبی برای یک توافق هستهای هستند که طبق گزارشها، در مقایسه با توافق برجام، «پیشرفت قابلتوجهی» روی کاغذ محسوب میشود.
(البته این گزارش نیویورک تایمز است و مشخص نیست دقیقا چقدر از آن به واقعیت نزدیک است و چقدر از آن جنگ روانی آمریکا برای گرفتن امتیاز در مذاکرات یا کِش دادن مذاکرات برای آماده شدن برای یک رویارویی نظامی دیگر است.)
یکی از فاشسازیهای مهم این گزارش، سفر جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا به آزمایشگاه ملی «اوک ریج» در تنسی است. هدف این بازدید، بررسی دقیق تجهیزات و تخصصهای لازم برای «رقیقسازی» 11 تن ذخایر اورانیوم غنیشده ایران بوده است. این اقدام نشان میدهد که تیم مذاکرهکننده آمریکایی به طور جدی برای مدیریت فنی پسماند اورانیوم ایران و جلوگیری از خروج آن از کشور برنامهریزی کردهاند؛ موضوعی که تا پیش از این، یکی از بزرگترین چالشهای دیپلماتیک بین دو کشور بود.
طبق اطلاعات این گزارش، چهار محور اصلی که مذاکرهکنندگان بر روی آن متمرکز هستند عبارتند از:
تعلیق 15 ساله غنیسازی: در حالی که آمریکا ابتدا خواستار 20 سال توقف بود، اکنون انتظار میرود طرفین بر سر عدد 15 سال به تفاهم برسند.
رقیقسازی به جای خروج: آمریکا پذیرفته است که اورانیوم به جای خروج از کشور، در داخل ایران رقیق شود تا تهران بتواند مالکیت سوخت را حفظ کند.
برچیدن سایتها: برچیدن سایتهای نطنز، فردو و اصفهان (با وجود خسارات قبلی)، به طوری که تنها یک مرکز برای حفظ نمادین «حق غنیسازی» ایران باز بماند.
بازرسیهای سرزده: امکان دسترسی بازرسان بینالمللی در هر زمان و هر مکان، که همچنان یکی از نقاط ابهام و چالشبرانگیز برای طرف ایرانی است.
نیویورک تایمز در این گزارش به نقل از سردار محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر انقلاب، تأکید کرده است که آزادسازی 25 میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران، صرفاً یک معامله اقتصادی نیست، بلکه «آزمون اعتماد» است. این در حالی است که مذاکرهکنندگان آمریکایی اصرار دارند که این مبالغ باید به صورت «پرداختهای مرحلهای» و متناسب با پایبندی ایران به توافق (به ویژه در موضوع بازگشایی تنگه هرمز) آزاد شود.
بر اساس تحلیل اختصاصی پایگاه خبری ساعدنیوز، گزارش نیویورک تایمز از دو واقعیت مهم پرده برمیدارد. اول اینکه آمریکا به این نتیجه رسیده است که «استراتژی فشار حداکثری» برای وادار کردن ایران به خروج اورانیوم از خاک خود شکست خورده و اکنون به دنبال «فرمولهای جدید» مانند رقیقسازی در محل است. دوم اینکه برخلاف تصور عمومی، مذاکرات تنها در سطح تبادل پیام نیست؛ بلکه تیم ترامپ (ویتکاف و کوشنر) با درگیر کردن متخصصان آزمایشگاههای هستهای، در حال آمادهسازی زیرساختهای اجرایی توافق هستند.
اما نقطه ضعف بزرگ این توافق، «شکنندگی نظامی» است. وقتی گزارش تأکید میکند که دونالد ترامپ شخصاً با بنیامین نتانیاهو تماس گرفته تا مانع حملات بیشتر به تهران شود، نشاندهنده این است که واشنگتن نگران است که اسرائیل با اقدامات نظامی خود، رشتههای دیپلماتیک تیم ترامپ را پنبه کند. در واقع، ما با یک بازی شطرنج پیچیده روبرو هستیم؛ ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز و توان نظامی خود سعی در کسب امتیاز دارد و تیم ترامپ سعی میکند با «چماق» تهدید و «هویج» آزادسازی داراییها، ایران را به یک توافق 15 ساله متقاعد کند. نتیجه این بازی به پاسخ این سوال بستگی دارد که آیا «منافع اقتصادی» در محاسبات ایران وزن بیشتری خواهد داشت یا «هویت انقلابی» که مقابله با آمریکا را خط قرمز خود میداند.
گزارش کامل نیویورک تایمز را در ادامه میخوانید:
با وجود شکنندگی آتشبس، مذاکرات میان دو کشور در وضعیتی سیال قرار دارد، اما تا جایی پیش رفته که مسیرهای بالقوهای برای حل مسائل دشوار مربوط به برنامه هستهای ایران ترسیم شده است.
در روزهای منتهی به آخرین موج خشونتها در خاورمیانه، دستیاران رئیسجمهور ترامپ در حال مذاکره با تهران بر سر چهار محور اصلی یک توافق هستهای بودند؛ توافقی که مقامهای آمریکایی میگویند میتواند برنامه هستهای ایران را برای حدود 15 سال متوقف کند.
به گفته مقامهای آمریکایی و دیپلماتهایی که در جریان این مذاکرات محرمانه قرار گرفتهاند، این گفتوگوها بسیار فراتر از بحث درباره بازگشایی تنگه هرمز پیش رفته است؛ تنگهای که ایرانیها به مدت 101 روز عملاً آن را مسدود کرده بودند.
نتیجه، چیزی است که مقامهای آمریکایی آن را خطوط کلیِ مبهم یک توافق توصیف میکنند؛ البته به این شرط که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سیاستمداران تندروی ایرانی، عباس عراقچی، مذاکرهکننده ارشد ایران، را از مسیر خارج نکنند یا مذاکرات بسیار جزئیتری را که ایالات متحده پیشنهاد کرده است تا تابستان امسال در سوئیس برگزار شود، بر هم نزنند.
هنوز روشن نیست که آیا این مذاکرات تحت تأثیر تحولات اخیر قرار خواهد گرفت یا نه؛ از جمله اظهارات ترامپ در روز سهشنبه که مدعی شد ایران یک بالگرد آمریکایی را در نزدیکی تنگه هرمز سرنگون کرده و ایالات متحده باید پاسخ دهد.
به گفته مقامها و دیپلماتها، چهار محور اصلی مذاکرات بر سر توافق هستهای میان ایالات متحده و ایران عبارتند از:
ایالات متحده ماههاست خواستار آن بوده که ایران دستکم به مدت 20 سال با هرگونه غنیسازی اورانیوم موافقت نکند. ایرانیها در مقابل، توقف 10 ساله را پیشنهاد کردهاند، اما مقامهای آمریکایی معتقدند که در نهایت بر سر 15 سال به توافق خواهند رسید.
ترامپ پیشتر در جریان این روند گفته بود ممنوعیت 20 ساله کافی نیست، اما در هواپیمای نیروی هوایی یک، هنگام بازگشت از چین در 15 مه، به خبرنگاران گفت که اگر «20 سالِ واقعی» باشد، آن را میپذیرد. هنوز روشن نیست که آیا او 15 سال را خواهد پذیرفت یا نه.
به گفته دو مقام آمریکایی آشنا با مذاکرات، ایالات متحده با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نهاد بازرسی سازمان ملل، برای رقیقسازی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران همکاری خواهد کرد. مقامهای آمریکایی نقشی فعال در رسیدگی به مواد هستهای را در نظر دارند؛ چیزی که ایران همواره آن را ممنوع کرده است. مقامهای ایرانی میگویند که ایالات متحده فقط نقش ناظر را ایفا خواهد کرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در هفتههای اخیر بارها گفته است که هر توافقی باید تمام 11 تن اورانیوم غنیشده در اختیار ایران را پوشش دهد، نه فقط نیمتن سوختی را که به سطح نزدیک به ساخت بمب رسیده است.
ایرانیها علناً نگفتهاند که آیا حاضرند از کل ذخیره موجود خود دست بکشند یا نه. اما اگر این اورانیوم رقیق شود، نه اینکه از کشور خارج گردد، رهبران ایران میتوانند بگویند همچنان سوخت را در اختیار دارند. ترامپ آخر هفته در گفتوگو با برنامه «Meet the Press» شبکه انبیسی به این رویکرد اشاره کرد و گفت: «ما آن را بیرون میآوریم و نابود میکنیم، چه در محل باشد و چه آن را از محل خارج کنیم.»
ایالات متحده خواستار آن شده که ایران سه سایت اصلی هستهای خود در نطنز، فردو و اصفهان را برچیند. ایالات متحده نزدیک به یک سال پیش در عملیات «چکش نیمهشب» به هر سه سایت حمله کرد و آسیب شدیدی به آنها وارد ساخت. ایران درباره برچیدن دو تأسیسات بحث کرده، اما اصرار دارد یکی را باز نگه دارد ، تا حدی برای نشان دادن اینکه از آنچه «حق غنیسازی» خود میداند، عقبنشینی نکرده است.
این موضوع میتواند مشکلساز باشد: منتقدان توافق دوران اوباما بر این نکته تمرکز داشتند که او فردو، یک سایت عمیق زیرزمینی، را تعطیل نکرد؛ سایتی که ایرانیها بعداً آن را برای تولید سوخت نزدیک به درجه ساخت بمب احیا کردند. باز نگه داشتن یک تأسیسات، همان مشکل را دوباره ایجاد میکند، مگر اینکه فعالیت آن در سطح زمین باشد تا در صورت آغاز کار ایران روی سلاح، هدفی آسان برای حمله باشد. پاسخ ایران به این بخش هنوز نامشخص است.
ایالات متحده میخواهد بازرسان بینالمللی بتوانند بازرسیهای «ناگهانی» انجام دهند؛ یعنی در هر زمان و هر مکان در داخل ایران. هنوز مشخص نیست دولت ایران با این خواسته موافقت خواهد کرد یا نه. از نظر عملی، بسیاری از سایتهای هستهای مشکوک در داخل پایگاههای نظامی سپاه پاسداران قرار دارند؛ جایی که بازرسان بارها پشت دروازهها متوقف شدهاند.
اگر ایران با این چهار محدودیت بر برنامه هستهای خود موافقت کند، این توافق در مقایسه با برخی امتیازاتی که در مذاکرات سال 2015 از تهران گرفته شد، پیشرفت قابل توجهی خواهد بود.
دستکم روی کاغذ، چنین چیزی یک پیشرفت محسوب میشود. اما این توافق در هر مرحله به همکاری ایران وابسته خواهد بود: از هدایت بازرسان بینالمللی و تجهیزات غربی به سایت هستهای اصفهان، جایی که تصور میشود بخش عمده ذخیره اورانیوم 60 درصد غنیشده ایران در اعماق زمین نگهداری میشود، تا اجازه دادن به بازرسان برای ورود به هر سایت هستهای مشکوک در کشور.
بحثها در وضعیتی شکننده قرار دارند. ایران و اسرائیل یکشنبه و دوشنبه با یکدیگر تبادل آتش داشتند و ترامپ گفت یک بالگرد تهاجمی آپاچی ارتش آمریکا روز دوشنبه در سواحل عمان سرنگون شده است که هردو خلبان نجات یافتند.
با این حال، سفری که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور، و جرد کوشنر، همتای مذاکرهکننده او، هفته گذشته به آزمایشگاه هستهای فوقمحرمانه آمریکا در اوکریج، تنسی، داشتند، نشان میداد که ایالات متحده از هماکنون خود را برای نحوه برخورد با ذخیره 11 تنی اورانیوم غنیشده ایران، در صورت رسیدن به توافق نهایی، آماده میکند.
مذاکرات بسیار کندتر از آنچه ترامپ امیدوار بود پیش رفته است. چندین بار در هفتههای اخیر، مقامهای دولت، از جمله جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، پیشبینی کردهاند که توافق تنها چند روز با فاصله است. اما همیشه چیزی مانع میشد؛ از حملات در منطقه که آتشبس را تضعیف میکرد تا اصرار ژنرالهای ایران بر اینکه ایالات متحده باید جدیت خود را نخست با آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران نشان دهد.
ترامپ همچنین بیش از یک هفته پیش خواستههای جدیدی اضافه کرد و ایرانیها از ضربالاجلهایی که او برای پاسخ تعیین کرده بود عبور کردند و گفتند هنوز درباره برخی مسائل در داخل کشور در حال گفتوگو هستند.
همانند طرح اوباما 11 سال پیش، پیشنهادهای ترامپ بر این فرض استوار است که منافع اقتصادی ایران، یعنی پایان دادن به محدودیت آمریکا بر محمولههای ایرانی، آزادسازی 25 میلیارد دلار دارایی و اجازه دادن به ایران برای فروش نفت در سراسر جهان، در منازعات داخلی این کشور پیروز خواهد شد. اما تاریخ نشان میدهد بسیاری از ژنرالها و سیاستمداران ایرانی، مخالفت با ایالات متحده را، فارغ از هزینههای اقتصادی، هسته اصلی انقلاب ایران میدانند.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا مذاکرات اخیر میتواند از احیای کوتاه اما شدید درگیریهای نظامی ــ بزرگترین نقض آتشبس دو ماهه تاکنون ــ و احتمال تکرار آن جان سالم به در ببرد یا نه.
طبق گزارش یک مقام آمریکایی آشنا با این گفتوگو، ترامپ روز یکشنبه و دوشنبه با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تلفنی صحبت کرد و خواستار توقف حملات اسرائیل شد. ترامپ در جریان این تماسها استدلال کرد که حملات بیشتر اسرائیل به تهران و زیرساختهای انرژی و نظامی ایران میتواند هرگونه تلاش برای نزدیک کردن ایران به تسلیم کردن ذخایر سوخت هستهای خود را تضعیف کند.
تنها چند روز پیش از آن، ترامپ رهبری جدید ایران را به خاطر هفتهها تأخیر در امضای چیزی که در عمل چارچوب یک توافق هستهای بود، سرزنش میکرد. او در مصاحبه با انبیسی که جمعه، پیش از شلیک موشکها، ضبط شده بود، گفت: «آنها قویاند. آنها مغرورند.» اما اصرار کرد که ایران «مجبور است» توافق کند، چون «چاره دیگری ندارد.»
با این حال، ایرانیها آشکارا معتقدند که همچنان اهرم فشاری در اختیار دارند ــ و مهمترین آن، قدرت تازه اعمالشدهشان برای بستن تنگه هرمز است.
دو مقام آمریکایی گفتند کانال مذاکره میان آقای عراقچی و آقای ویتکاف از شب یکشنبه تا صبح دوشنبه حیاتی بود، زیرا آقای ویتکاف پیامهایی را رد و بدل کرد و از ایران خواست از تشدید تنش در تبادل حملات موشکی با اسرائیل خودداری کند. مقامها گفتند این گفتوگوها به صدور اعلامیه ایران مبنی بر توقف شلیک به سمت اسرائیل کمک کرد. ترامپ سپس به نتانیاهو فشار آورد تا حملهای را که در داخل ایران برنامهریزی شده بود، لغو کند.
در حال حاضر، مداخلات مؤثر واقع شد و هر دو طرف عقبنشینی کردند. اما با تعهد ترامپ به پاسخ به سرنگونی بالگرد، مشخص نیست که مذاکرات هستهای از همان جایی که بود ــ بنا به روایت مقامهای آمریکایی، در آستانه توافق ــ ادامه خواهد یافت یا دوباره از مسیر خارج میشود.
مقامهای کاخ سفید خوشبینی خود را ابراز میکنند که درگیری میان اسرائیل و ایران یک انحراف کوتاهمدت خواهد بود. خوشبینترین آنها معتقدند مذاکرات دقیق درباره سازوکارهای برچیدن برنامه هستهای ایران شاید تا اواسط ژوئن در سوئیس آغاز شود.
اما تندروهای داخل دولت آمریکا استدلال میکنند که حمله آمریکا به ایران که در فوریه آغاز شد، این دیدگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تقویت کرد که تنها امنیت واقعی ایران در حفظ توانایی آستانهای برای ساخت سلاح هستهای نهفته است.
اردوگاه اول شامل آقای ویتکاف و آقای کوشنر، داماد رئیسجمهور و معمار کلیدی توافقهای ابراهیم در دوره اول ترامپ است که به افزایش شمار کشورهای عربیِ بهرسمیتشناسنده اسرائیل انجامید. این دو مرد روز پنجشنبه از آزمایشگاه ملی اوکریج بازدید کردند تا بررسی کنند چه نوع تجهیزات و تخصصی برای خارج کردن و رقیقسازی اورانیوم ایران، که بخشی از آن تا سطح نزدیک به بمب غنیسازی شده، مورد نیاز خواهد بود.
این بازدید که پیشتر توسط آکسیوس گزارش شده بود، نشان میداد که آنها تا چه اندازه خود را به توافق نزدیک میدانند. این دو مرد با دهها کارشناس وزارت انرژی و اطلاعات دیدار کردند که در حال برنامهریزی برای چگونگی بازیابی و خنثیسازی ذخایر هستهای ایران بودهاند.
اما این فرض بر این بنا شده که ایالات متحده و ایران بتوانند اختلافهای ادامهدار خود را بر سر زمان آغاز بازپسگیری نخستین بخشهای 25 میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران حل کنند. همین آخر هفته، یک افسر ارشد سپاه پاسداران به سیانان گفت بخش بزرگی از این پول باید بهصورت پیشپرداخت پرداخت شود. ژنرال محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر عالی ایران، گفت: «اگر او میخواهد با ایران به توافق برسد، این 24 میلیارد دلار آزمون اعتماد است.»
او افزود: «این پول خود ماست، نه پول آمریکا.»
مذاکرهکنندگان آمریکایی تأکید کردهاند که این وجوه فقط باید بهصورت «پرداختهای مرحلهای» و همزمان با اجرای بخشهایی از توافق توسط ایران پرداخت شود ــ که با بازگشایی تنگه هرمز به روی همه ترددها آغاز میشود.