به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، روزنامه جوان در گزارشی تفصیلی به بررسی تقابل فزاینده موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا پرداخته و از رفتار مخرب برخی چهرههای تلویزیونی و سکوت معنادار سیاستمدارانی چون سعید جلیلی به شدت انتقاد کرده است. بر اساس این گزارش، در یک سو مقاماتی نظیر حسین صفار هرندی، مهدی فضائلی و نماینده ولیفقیه در سپاه قرار دارند که با استدلالهای منطقی و مبتنی بر واقعگرایی، مذاکره را ابزاری برای مدیریت هزینهها، کسب زمان و تصمیمی کاملاً حاکمیتی با تایید رهبری میدانند. در سوی دیگر، برخی مجریان و چهرههای رسانهای با نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی و دستاوردهای بینظیر نظام، فضایی آکنده از دوقطبیسازی و ابهامزایی ایجاد کردهاند که جز القای یأس در جامعه نتیجهای ندارد.
یکی از نقاط اوج این تقابل، چالش آشکار میان حجتالاسلام حاجیصادقی، نماینده ولیفقیه در سپاه، و سعید جلیلی است. پس از آنکه اظهاراتی منتسب به جلیلی مبنی بر مخالفت رهبری با اصل مذاکره در سایت معاونت سیاسی سپاه منتشر و سپس توسط نزدیکان وی تکذیب شد، حاجیصادقی در یک نشست خبری رسماً از جلیلی خواست تا به جای سکوت، به میان مردم بیاید و درباره این تناقضات شخصاً پاسخگو باشد. نماینده ولیفقیه در سپاه تاکید کرده است که تخریب تیم مذاکرهکننده خلاف ولایتمداری است و ادعای تحمیل نظر به رهبر انقلاب، در حقیقت اقتدار جایگاه ولایت را زیر سوال میبرد. با این حال، چهرههای مخالف همچنان با استفاده از تریبونهای عمومی بر طبل مخالفت میکوبند.
در بخش دیگری از این گزارش به اظهارات جنجالی برخی چهرههای رسانهای نظیر غلامرضا قاسمیان و مهدی جمشیدی اشاره شده است. قاسمیان با مقایسههای تاریخی عجیب، تلویحاً مذاکرهکنندگان را به شبکههای نفوذ متصل کرده و جمشیدی در رسانه ملی پا را فراتر گذاشته و سیاست رسمی کشور در مسیر مذاکره را سیاستی «سکولار» خوانده است. روزنامه جوان این ادعاها را ناشی از درک سطحی از مفاهیم سیاسی و دینی دانسته و تاکید میکند که استفاده از عقلانیت و مصلحت در سیاستگذاری با تایید مراجع عالی نظام، هیچ ارتباطی با سکولاریسم ندارد. افزون بر این، رفتار برخی مجریان تلویزیون در تحریف آشکار سخنان کارشناسان موافق توافق، نشاندهنده تلاشهای سازمانیافته برای متشنج کردن فضای افکار عمومی است.
این گزارش در پایان با انتقاد از رویکرد هوچیگرایانه مخالفان یادآور میشود که حتی منتقدان غربی نیز تفاهم اخیر را بزرگترین شکست تاریخ آمریکا ارزیابی میکنند. در چنین شرایطی که حس پیروزی با واقعیت میدانی منطبق شده است، اصرار تندروها بر روایت شکست و طرح مسائل حاشیهای نظیر گذشت از حق قصاص قاتلان رهبر شهید که توسط چهرههایی مانند عبدالحسین خسروپناه مطرح میشود، تنها به تضعیف جایگاه رهبری و از دست رفتن یک فرصت بزرگ تبلیغاتی برای کشور میانجامد. منتقدان اگر به جای تهدید مقامات و مقایسه آنان با قوم یهود، صرفاً بر ابهامات متنی توافق تمرکز میکردند و با ارائه پیشنهادهای جایگزین دلسوزی خود را نشان میدادند، قطعاً مسیر هموارتری برای تامین منافع ملی شکل میگرفت.
اختلافنظرها بر سر مذاکره با آمریکا بالا گرفته؛ یک طرف از «مدیریت هزینهها و منافع ملی» میگوید و طرف دیگر نگران تبعات توافق است.
به نظر شما نقدها به روند مذاکره کمک میکند یا باعث ایجاد شکاف داخلی میشود؟ نظر خود را در کامنتها با ما به اشتراک بگذارید.