به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، در آخرین روزهای شهریور 1359 ( 46 سال قبل) صدام حسین در برابر دوربینهای تلویزیونی ایستاد، قرارداد 1975 الجزایر را پاره کرد و با غروری آمیخته به توهم، سقوط نظام نوپای جمهوری اسلامی را در سر میپروراند و وعده میداد که «سه روز دیگر در تهران مصاحبه میکنم»!
اما حالا پیکر مطهر حضرت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر بزرگ انقلاب اسلامی که خود روزگاری در قامت یک فرمانده غیور، لباس رزم پوشیده و در خطوط مقدم جبههها علیه این تجاوز همهجانبه میجنگید، در میان بهت و ارادت جهانیان تشییع میشود.
در پاسداشت مقام این رهبر فرزانه، 10 استان عراق (استانهای بغداد، نجف اشرف، کربلای معلی، بابل، ذیقار، بصره، میسان، واسط، مثنی و الدیوانیه تاکنون) روز چهارشنبه را برای مشارکت گسترده مردم در مراسم تشییع پیکر ایشان در نجف اشرف و کربلای معلی تعطیل رسمی اعلام کردهاند.

این تجلیل بینظیر در خاک همسایه، گویاترین پاسخ تاریخ به فاتح توهمی تهران است.
صدام حسین همچنین در آبان 1359 صراحتاً در مصاحبهای اعلام کرد: «ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمیشویم و صریحاً اعلام میداریم در شرایطی که این کشور دشمنی بورزد، هدف هر فرد عراقی و یا هر عربی، تقسیم ایران و خرابی آن خواهد بود.»
طارق عزیز، نخستوزیر وقت عراق نیز این استراتژی را عریانتر بیان کرد و گفت: «وجود پنج ایران کوچکتر بهتر از وجود یک ایران واحد خواهد بود... ما از شورش ملتهای ایران پشتیبانی خواهیم کرد و تمام سعی خود را متوجه تجزیه ایران خواهیم نمود.»
همزمان طه یاسین رمضان، معاون نخستوزیر عراق نیز در مصاحبه با روزنامه الثوره بر این نکته تأکید داشت که این جنگ، یک نبرد تمامعیار برای محو موجودیت فعلی ایران است.

در آن ساعات پر اضطراب و در شرایطی که دشمن کمر به تکهتکه کردن خاک وطن بسته بود، امام خمینی (ره) به خروش آمد و ندای ملکوتیاش دلهای شیفتگان انقلاب و نظام را متوجه دفاع از کیان جمهوری اسلامی نمود؛ به طوری که میلیونها نفر از اقشار مختلف مردم اعم از کارگر، کارآفرین، کارمند، مدیر، بیسواد و باسواد، دانشآموز و دانشجو در کنار روحانیت با تشکیل ارتش 20 میلیونی، بدون امکانات و تجهیزات و حتی آموزشهای نظامی به مقاومت پرداختند.
در همان روزها، اولین کسی که در رادیو و تلویزیون حاضر شد و با کلام استوار خود پیام آرامش و ایستادگی را به ملت ابلاغ کرد، امام جمعه وقت تهران، آیتالله سید علی خامنهای بود.

در کتاب خاطرات «پا به پای آزادگان» نقل شده است که شنیدن این پیام به یادماندنی و قاطع که از پاسخ دندانشکن ارتش خبر میداد، موجی از آرامش و تسکین را در دلهای مردم جاری کرد. در همان شب، پیام آرامشبخش و تهییجکننده امام خمینی (ره) نیز در حاشیه بحث بازگشایی مدارس پخش شد تا اراده ملت را دوچندان کند.
آیتالله خامنهای که در اردیبهشتماه 1359 با حکم امام راحل به همراه شهید مصطفی چمران به عنوان نماینده در شورای عالی دفاع ملی منصوب شده بودند، مسیر دفاع را با نگاهی عمیقاً مردمی دگرگون ساختند. ایشان در ستاد جنگهای نامنظم نقشی کلیدی در شکلگیری و هدایت نیروهای مردمی، سپاه پاسداران و بسیج ایفا کردند و برخلاف کارشکنیها و رویه بنیصدر، جنگ را به معنای واقعی کلمه مردمی کردند.
در روزهای سختی که خرمشهر مظلوم زیر آتش سنگین دشمن بود، ایشان با درک دقیق نظامی و طی نامهای جدی به بنیصدر تأکید کردند که با اتخاذ تدابیر صحیح و استقراری هوشمندانه در محور خرمشهر-شلمچه و تقاطع خطوط ماهشهر–آبادان و اهواز-آبادان، میتوان جلوی سقوط شهر را گرفت. اما بیکفایتی رئیسجمهور وقت مانع از تحقق این تدابیر شد؛ موضوعی که بعدها در 31 خرداد 1360 در جلسه بررسی کفایت سیاسی بنیصدر، توسط آیتالله خامنهای به عنوان عامل اصلی سقوط خرمشهر به صراحت افشا شد.
ایشان تنها مردِ میدانِ سیاست و تدبیر در پایتخت نبودند، بلکه خود با شجاعت در جبههها و خطوط مقدم حضور مییافتند.


در همان دوران غربت و اشغال، ایشان تا نزدیک پل خرمشهر پیش رفتند و با چشمان خود دیدند که چگونه جوانان با دست خالی اما با دلی سرشار از ایمان به خدا، بدون ابزار پیشرفته در برابر تانکها و تجهیزات مدرن غربیِ صدام ایستادگی میکنند.
ایشان با سفر به آبادان و خرمشهر، در میان بسیجیان اعزامی از فارس و تهران سخنرانی کرده و مایه تقویت روحیه رزمندگان میشدند. همین حضور میدانی و مستمر، مقدمه تحولات بزرگی شد؛ به طوری که در دوران ریاستجمهوری ایشان از سال 1360 تا 1364، موازنه قدرت به سود ایران تغییر یافت، رؤیای تجزیه کشور برای همیشه دفن شد و نیروهای بعثی از بیشتر خاک وطن بیرون رانده شدند. کار به جایی رسید که صدام در عملیات فتحالمبین شانس آورد که تنها با نیم ساعت فاصله، از چنگال بچههای سپاه گریخت و دستگیر نشد.

امروز، سالها از آن روزهای آتش و حماسه میگذرد. صدام با تمام تکبرش به زبالهدان تاریخ پیوست، اما نام و یاد رهبر شهید و والامقام انقلاب اسلامی چنان مرزهای جغرافیایی را درنوردیده که ده استان عراق برای تشییع پیکر مطهرش سوگوار و تعطیل میشوند.
مردی که روزی صدام و دولتمردانش قصد نابودی و تکهتکه کردن راه و دیارش را داشتند، امروز با احترامی بینظیر و تکرارنشدنی در دل خاک نجف و کربلا تشییع میشود.
منابع:
1.کتاب «آغاز تا پایان» از محمد درودیان
2.«پا به پای آزادگان» خاطرات تیمسار عبدالله نجفی
3. «ناگفتههایی از جنگ هشت ساله عراق علیه ایران» گروهی از محققین
تاریخ، همواره صادقترین راوی شگفتیهاست. تقابل سرنوشت متجاوزانی که رؤیای فتح سهروزه تهران را در سر میپروراندند، با شکوه امروز و ادای احترام بینظیر مردم و دولت عراق به رهبر شهید ایران، حاوی چه پیامی برای جهان امروز است؟
اگر صدام امروز زنده بود، با دیدن این صحنه چه واکنشی نشان میداد؟
نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید!