به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز به نقل از انتخاب، یلدا حکیم، خبرنگار اسکای نیوز نوشت:
در حالی که نگرانیها درباره ازسرگیری جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران رو به افزایش است، نشانهای از پیشرفت دیپلماتیک مشاهده میشود.
در ادامه این مطلب آمده است:
یک دیپلمات که در جریان مذاکرات قرار دارد، گفته است که میانجیگران قطری پس از انجام «گفتوگوهای مثبت» در تهران، به دوحه بازگشتهاند.
اکنون هر دو طرف در حال بررسی پیشنهادهایی هستند که با هدف نزدیک کردن دیدگاهها و برطرف کردن اختلافات میان آنها ارائه شده است.
بنا به تحلیل پایگاه خبری ساعدنیوز، این گزارش به تحرک دیپلماتیک با میانجیگری قطر در میانه تنشهای منطقهای میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل اشاره دارد. در تحلیل روابط بینالملل و مطالعات خاورمیانه، این تحول را میتوان از چند بعد ساختاری، راهبردی و رفتاری ارزیابی کرد:
قطر طی دو دهه اخیر راهبرد سیاست خارجی خود را بر پایه «میانجیگری فعال و موازنهسازی» (Active Mediation & Hedging) تعریف کرده است.
روابط متوازن با بازیگران متخاصم: دوحه میزبان پایگاه هوایی «العدید» (مقر فرماندهی مرکزی آمریکا - سنتکام) است و همزمان در حوزه مشترک گازی پارس جنوبی/گنبد شمالی با ایران منافع عمیق انرژی دارد.
سابقه میانجیگری موفق: پیش از این نیز قطر کانال اصلی مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن بوده است؛ نمونه بارز آن توافق سپتامبر 2023 برای آزادسازی زندانیان دوتابعیتی و انتقال 6 میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران به بانکهای دوحه بود. بازگشت هیئتهای قطری از تهران نشاندهنده احیای مجدد این کانال سنتی است.
همزمانی «افزایش نگرانی از جنگ» با «پیشرفت دیپلماتیک» یک الگوی کلاسیک در بحرانهای ژئوپلیتیک است:
هزینه غیرقابلمهار جنگ همهجانبه: ورود به یک تقابل نظامی گسترده میان ایران، اسرائیل و آمریکا پیامدهایی چون ناامنی تنگه هرمز، جهش قیمت جهانی انرژی و تهدید زیرساختهای کشورهای خلیج فارس را به دنبال دارد. هیچیک از بازیگران اصلی خواهان یک درگیری تمامعیار و بیپایان نیستند.
استفاده از بازدارندگی برای چانهزنی: تحرکات نظامی و تهدیدها معمولاً برای تغییر محاسبات طرف مقابل و تعیین «خطوط قرمز» به کار میروند؛ وقتی هر طرف وزن بازدارندگی خود را نشان میدهد، پنجرهای برای مذاکرات پشت پرده جهت مهار دامنه بحران گشوده میشود.
عبارت «برطرف کردن اختلافات و نزدیک کردن دیدگاهها» در این چارچوب میتواند شامل چندین سرفصل مشخص باشد:
موضوع | منافع و ملاحظات طرفین |
مهار درگیریهای منطقهای | توافق بر سر قواعد تعامل (Rules of Engagement) نانوشته برای جلوگیری از خطای محاسباتی میان ایران و محور تحت رهبری آمریکا/اسرائیل. |
آتشبس و بحران غزه/لبنان | قطر همواره یکی از اضلاع اصلی مذاکرات آتشبس و تبادل اسرا در کنار مصر و آمریکا بوده است؛ تبادل نظر در تهران معمولاً به نوع نگاه متحدان منطقهای ایران به این پروندهها ارتباط دارد. |
پیامرسانی غیرمستقیم تهران-واشنگتن | تبادل تضمینهای امنیتی متقابل در مورد عدم هدف قرار دادن منافع راهبردی و تأسیسات کلیدی یکدیگر. |
اگرچه گزارش از «گفتوگوهای مثبت» سخن میگوید، اما خوشبینی مفرط با واقعیتهای میدانی سازگار نیست:
شکاف راهبردی تلآویو و تهران: برخلاف واشنگتن که عموماً مهار بحران و حفظ امنیت نیروها و منافع منطقهای خود را اولویت میداند، محاسبات امنیتی اسرائیل بر تضعیف توازن قوا و کاهش توان راهبردی محور مقابل متمرکز است که تلفیق این دو رویکرد را بسیار پیچیده میکند.
شکنندگی پیشنهادات واسطهای: توافقهای اولیه تا زمانی که به متون اجرایی و دارای مکانیزم راستیآزمایی تبدیل نشوند، با کوچکترین حادثه میدانی یا اقدام نامتقارن ممکن است از مسیر خارج شوند.
این تحرک نشان میدهد با وجود ادبیات تند و نمایشهای بازدارندگی نظامی، کانالهای ارتباطی محرمانه میان بازیگران فعال است و دیپلماسی منطقهای همچنان به عنوان سوپاپ اطمینان برای جلوگیری از لغزش به سوی جنگی کنترلناپذیر عمل میکند.
پایان پیام