هر روز چند بیت شعر زیبا مهمان ما باشید/ سعدی: چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

  شنبه، 02 اسفند 1404 ID  کد خبر 525755
هر روز چند بیت شعر زیبا مهمان ما باشید/ سعدی: چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
ساعدنیوز: شعر، نفسِ پنهانِ واژه‌هاست؛ جایی که دل با زبان آشتی می‌کند و جهان، رنگی تازه می‌گیرد. بیایید شعر بخوانیم؛ نه فقط برای دانستن، که برای زیستن. برای آن‌که لحظه‌ای از شتاب روزگار فاصله بگیریم و در سایه‌ی کلمات، آرام بگیریم.

به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز، غزل شماره 40 از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. غزلیات سعدی شامل مضامین متنوعی است، از عشق و زیبایی تا اندیشه‌های فلسفی و اجتماعی. این تنوع باعث می‌شود که هر خواننده‌ای با توجه به سلیقه و نیاز خود بتواند از اشعار او بهره‌مند شود.

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد
خلیل من همه بت‌های آزری بشکست
مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست
در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست
غلام دولت آنم که پای‌بند یکیست
به جانبی متعلق شد از هزار برست
مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت
اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست
نماز شام قیامت به هوش باز آید
کسی که خورده بود می ز بامداد الست
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی
چه فتنه‌ها که بخیزد میان اهل نشست
برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
که اختیار من از دست رفت و تیر از شست
حذر کنید ز باران دیدهٔ سعدی
که قطره سیل شود چون به یکدگر پیوست
خوش است نام تو بردن ولی دریغ بود
در این سخن که بخواهند برد دست به دست


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها