به گزارش سرویس حوادث ساعدنیوز، این جنایت هولناک خانوادگی که ابتدا با قتل پدر و دختر خانواده آغاز شده بود، با مرگ سومین عضو خانواده (مادر) وارد مرحله جدیدی شد. متهم 44 ساله اکنون متهم به سه فقره قتل عمدی است.
ماجرا به عصر روز جمعه، یازدهم اردیبهشت ماه جاری باز می گردد. بازپرس رضا علایی، رئیس شعبه دوم بازپرسی امور جنایی تهران که کشیک قتل پایتخت را بر عهده داشت، با دریافت تماس اضطراری از مأموران کلانتری 126 فرجام، از وقوع قتل ها مطلع شد. مأموران به بازپرس جنایی گفتند که یک فاجعه دلخراش خانوادگی در یک خانه قدیمی سه طبقه رخ داده است و بازپرس ویژه قتل بلافاصله دستور حفظ صحنه جرم را صادر کرد.
پس از آن، اعضای تیم تحقیقات جنایی بلافاصله به محل اعزام شدند و با صحنه ای وحشتناک و خونین رو به رو گردیدند. جسد مرد 70 ساله (پدر خانواده) جلوی در ورودی ساختمان افتاده بود و با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود. کمی بالاتر، در راه پله طبقه دوم، جسد دختر 34 ساله خانواده که مجرد بود، با آثار عمیق چاقو مشاهده شد. مادر 65 ساله خانواده نیز در همان راه پله ها خون آلود و نیمه جان افتاده بود که بلافاصله به بیمارستان منتقل شد.
تنها بازمانده سالم این فاجعه، یک دختربچه هشت ساله بود که دایی اش (متهم) او را در یکی از اتاق ها حبس کرده بود. این کودک در حالی که می گریست و وحشت داشت، به مأموران گفت: «دایی با مامان بزرگ و خاله دعوا کرد، بعد شروع کرد به زدن آنها. من را داخل اتاق گذاشت و گفت بیرون نیا. خیلی ترسیدم.»
مادر این دختر هشت ساله که همان روز به همراه همسرش برای خرید رفته بود، هنگام بازگشت با این صحنه هولناک مواجه شد. او در اظهارات اولیه خود با صدایی بغض آلود به کارآگاهان گفت که برادر 44 ساله اش از چند سال پیش، به دلیل اختلافات شدید با همسرش و همچنین بیکاری، به خانه پدر آمده بود و در آن جا ساکن شده بود.
کارآگاهان با دنبال کردن رد خونی که تا پشت بام ریخته شده بود، متهم 44 ساله را پیدا کردند. او پس از ارتکاب جنایت، اقدام به خودزنی کرده و به پشت بام رفته بود. متهم به خودزنی بسنده نکرده و از آن جا خود را به خانه همسایه انداخته بود. پس از آن بود که او نیز به بیمارستان منتقل شد و در گزارش اولیه درمانی، حال او و مادر مجروحش وخیم اعلام شد.
متهم پس از بهبود نسبی و یک روز بستری شدن در بیمارستان، در حضور بازپرس رضا علایی و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، به جزئیات جنایت اعتراف کرد. او در ادعای خود گفت: «من حدود پنج سال بیکار و بلاتکلیف بودم. با همسرم اختلاف شدید داشتم و دو فرزندم همراه او به خانه پدرزنم رفته بودند. با هر سختی، مقداری پول جمع کرده بودم و آن را به پدرم دادم تا یک واحد مسکن مهر در پرند برایم بخرد. قرار بود آن آپارتمان به نام من شود تا زندگی ام را سروسامان دهم، اما پدرم مدام امروز و فردا می کرد. پدرزنم هم هر روز فشار می آورد که تکلیف خانواده ام را مشخص کنم.»
متهم ادامه داد: «پدرم گرفتن پول را انکار کرد و گفت تو خواب دیدی و هیچ پولی به من ندادی. این حرف ها مرا به شدت عصبانی کرد. چاقویی برداشتم تا او را بترسانم، اما دو سه ضربه به او زدم. وقتی پدر را زدم، مادر و خواهرم برای میانجیگری آمدند و من در لحظه عصبانیت، بدون این که متوجه باشم، به آن ها هم ضربه زدم.»
این مرد مجروح افزود: «وقتی به خودم آمدم و دیدم همه جا خون است و آن ها افتاده اند، وحشت کردم. خودم را هم زدم و رفتم پشت بام. باز هم با چاقو خودم را زدم و خودم را پرت کردم پایین. زنده ماندم، اما الان خیلی پشیمانم. می دانم پدر و خواهرم را کشته ام، اما خبر نداشتم مادرم در چه حال است.»
در حال حاضر، با جان باختن مادر 65 ساله خانواده، اتهامات متهم به سه فقره قتل عمدی افزایش یافته است. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با دستور بازپرس علایی، تحقیقات فشرده خود را برای بررسی ادعاهای مالی متهم و روشن شدن انگیزه واقعی این جنایت خانوادگی هولناک ادامه می دهند.
1 [حقوقی]: متهم در اعترافات خود گفته است که «چاقویی برداشتم تا او را بترسانم، اما دو سه ضربه به او زدم». آیا این ادعا می تواند قتل را از عمدی به غیرعمدی (شبه عمد) تبدیل کند؟ خیر، صرف ادعای «قصد ترساندن داشتم» نمی تواند قتل عمدی را به غیرعمدی تبدیل کند، مگر این که قرائن محکمی بر بی قصدی متهم وجود داشته باشد. مطابق ماده 290 قانون مجازات اسلامی، قتل عمدی زمانی محقق می شود که مرتکب قصد کشتن داشته باشد یا اقدامی انجام دهد که «نوعاً کشنده» باشد و منجر به مرگ شود. ضربات متعدد چاقو به نواحی حیاتی بدن (مانند قفسه سینه، شکم و گردن) به طور معمول نوعاً کشنده هستند. در این پرونده، متهم به پدر خود چندین ضربه چاقو زده و سپس مادر و خواهر خود را نیز با چاقو مورد اصابت قرار داده است. همچنین او پس از جنایت، اقدام به خودزنی و سقوط از پشت بام کرده که نشان دهنده آگاهی او از شدت عمل خود است. دادگاه در چنین مواردی، قصد قبلی را از «نوع و تعداد ضربات» و «ناحیه اصابت» استنباط می کند. بنابراین بسیار بعید است که این ادعا از سوی دادگاه پذیرفته شود و قتل ها به عنوان «شبه عمد» تلقی گردند. قتل شبه عمد معمولاً در مواردی صدق می کند که مرتکب قصد کشتن نداشته و اقدام او از روی بی احتیاطی، بی مبالاتی یا عدم مهارت بوده است (مانند رانندگی بی احتیاطی که منجر به مرگ شود).
2 [حقوقی]: متهم پس از جنایت اقدام به خودزنی و خودکشی ناموفق کرده است. آیا این اقدام می تواند به عنوان یک جهت تخفیف مجازات (مثلاً تبدیل قصاص به دیه) در نظر گرفته شود؟ اقدام به خودکشی پس از ارتکاب جنایت، معمولاً نشانه «پشیمانی» است، اما در قانون مجازات اسلامی به عنوان یک جهت تخفیف مستقل ذکر نشده است. ماده 37 قانون مجازات اسلامی فهرستی از جهات تخفیف را ارائه می دهد که شامل «اقدام مؤثر متهم در کاهش عواقب جرم» یا «نمایان شدن ندامت و پشیمانی» می شود. اما در این پرونده، اقدام به خودزنی و خودکشی، اگر چه نشان از پشیمانی دارد، اما نمی تواند جرم قتل عمدی سه نفر را از بین ببرد. قصاص حق اولیای دم است و آن ها می توانند با وجود ابراز پشیمانی متهم، همچنان درخواست قصاص کنند. تنها راه نجات متهم از قصاص، جلب رضایت اولیای دم (سایر اعضای خانواده) است. با توجه به این که متهم پدر، مادر و خواهر خود را کشته است، اولیای دم احتمالاً سایر فرزندان خانواده (برادران و خواهران مقتول) هستند. اگر آن ها تصمیم به گذشت بگیرند (با دریافت دیه یا بدون دریافت)، متهم به حبس تعزیری محکوم می شود. در غیر این صورت، قصاص اجرا خواهد شد.
3 [کارشناسی]: از نظر روان شناسی جنایی، چه عواملی باعث می شود که یک مرد 44 ساله، پس از پنج سال بیکاری و اختلاف با همسر، دست به چنین جنایت فجیعی علیه خانواده خود بزند؟ این پرسش از جنبه [کارشناسی روان شناسی جنایی] قابل بررسی است. به نظر می رسد ترکیبی از عوامل زمینه ساز و عوامل محرک در این پرونده نقش داشته است:
عامل زمینه ساز اول: پنج سال بیکاری و بلاتکلیفی - بیکاری طولانی مدت یکی از قوی ترین پیش بینی کننده های خشونت خانگی است. مردی که نمی تواند نقش سنتی خود به عنوان «تأمین کننده مالی خانواده» را ایفا کند، دچار «شکست عزت نفس» و «احساس بی ارزشی» می شود. این احساسات اغلب با خشم فروخورده همراه است که ممکن است به صورت ناگهانی و با شدت بالا منفجر شود.
عامل زمینه ساز دوم: اختلاف شدید با همسر و جدایی فرزندان - متهم گفته است که همسرش به خانه پدرزنش رفته و فرزندان نیز همراه او هستند. این جدایی اجباری از همسر و فرزندان، حس «از دست دادن کنترل بر زندگی شخصی» را تشدید می کند. در چنین شرایطی، فرد ممکن است به دنبال مقصر بگردد و در این پرونده، پدر متهم به عنوان کسی که نتوانسته آپارتمان را به نام او کند، مقصر اصلی تلقی شده است.
عامل محرک: انکار پدر مبنی بر دریافت پول - متهم می گوید پدرش ادعا کرده «تو خواب دیدی» و پولی به او نداده است. این جمله (چه واقعیت داشته باشد و چه نداشته باشد) به عنوان یک «تحقیر نهایی» عمل کرده است. برای فردی که پنج سال آرزوی سر و سامان دادن به زندگی را داشته، شنیدن این جمله (به ویژه در حضور دیگران) می تواند یک «ضربه روانی» باشد که کنترل تکانه های قتال را از بین می برد.
الگوی «قتل گسترده خانوادگی» این نوع جنایت که در آن فرد اعضای خانواده خود را می کشد، معمولاً با ویژگی های زیر همراه است: احساس درماندگی مزمن، افکار پارانوئید (احساس توطئه علیه خود)، سابقه خشونت خانگی (حتی اگر گزارش نشده باشد) و وجود یک رویداد آخر که به عنوان «کاتالیزور» عمل می کند. متهم پس از قتل پدر، مادر و خواهر را نیز می کشد، زیرا آن ها را «همدست پدر» یا «موانع رسیدن به حقوق خود» تلقی کرده است.
4 [حقوقی]: در این پرونده، متهم هر سه عضو خانواده (پدر، مادر و خواهر) را به قتل رسانده است. آیا اولیای دم (بستگان باقی مانده) می توانند برای هر سه قتل به طور جداگانه درخواست قصاص کنند و چگونه اجرا می شود؟ بله، هر قتل یک جرم جداگانه محسوب می شود و اولیای دم هر یک از مقتولان، حق درخواست قصاص جداگانه دارند. در این پرونده، اولیای دم عبارتند از:
برای قتل پدر 70 ساله: سایر فرزندان (به جز متهم) و همسر (که متأسفانه مقتول شده و خود قادر به درخواست قصاص نیست)
برای قتل مادر 65 ساله: سایر فرزندان (به جز متهم)
برای قتل خواهر 34 ساله (که مجرد بوده): پدر و مادر و سایر خواهران و برادران. اما پدر و مادر خود مقتول شده اند، بنابراین اولیای دم او، سایر خواهران و برادران هستند.
مطابق ماده 403 قانون مجازات اسلامی، اگر کسی بیش از یک نفر را به قتل برساند، اولیای دم همه مقتولان محق قصاص هستند. اما از آن جا که اجرای قصاص به صورت عملی برای سه جرم جداگانه با یک نفر قاتل، دشوار است (چون پس از اجرای اولین قصاص، قاتل اعدام می شود)، قانون گذار قاعده ای وضع کرده است: اولیای دم می توانند نسبت به سهم خود از قصاص تصمیم بگیرند. اگر اولیای دم همه مقتولان بر قصاص اصرار کنند، قاتل یک بار اعدام می شود و آن اعدام به نام هر سه مقتول ثبت می گردد. اما اگر برخی از اولیای دم گذشت کنند (مثلاً خواهر و برادری از قصاص بگذرد)، سهم او از دیه تعیین می شود و قصاص برای بقیه اجرا می شود. در این پرونده، با توجه به فجیع بودن جنایت، احتمال اصرار اکثر اولیای دم بر قصاص بسیار بالاست.
5 [کارشناسی]: از نظر کارشناسی صحنه جرم و پزشکی قانونی، چه شواهدی می تواند ادعای متهم مبنی بر «قصد ترساندن داشتم» را رد کند و قصد قبلی او را اثبات نماید؟ این پرسش از جنبه [کارشناسی صحنه جرم و پزشکی قانونی] قابل بررسی است. کارشناسان به چند شاخص کلیدی توجه می کنند:
1. نوع و تعداد ضربات - متهم ادعا می کند قصد ترساندن داشته اما «دو سه ضربه» زده است. کارشناس پزشکی قانونی با بررسی جراحات می تواند تشخیص دهد که آیا ضربات به صورت سطحی و بازدارنده بوده یا عمیق و مرگبار. ضربات متعدد با چاقو به ناحیه قفسه سینه، شکم و گردن (که شریان های اصلی در آن جا قرار دارد) معمولاً کشنده هستند و نشان دهنده قصد قبلی است. اگر فقط یک ضربه سطحی به بازو یا شانه زده شده بود، احتمال ادعای ترساندن بیشتر بود.
2. ناحیه اصابت و جهت ضربات - اگر ضربات از جلو و در حالت رو در رو اصابت کرده باشند و زاویه ورود چاقو نشان دهنده حرکت تند و قدرتمند از بالا به پایین باشد، حاکی از قصد کشتن است. اگر ضربات سطحی و مماسی باشند، احتمال دفاع متهم بیشتر است.
3. وجود جراحات دفاعی بر روی متهم - اگر مقتولان سعی در دفاع از خود داشته باشند، معمولاً جراحات دفاعی بر روی دست ها و ساعد آن ها دیده می شود (خراشیدگی، بریدگی، کبودی). وجود چنین جراحاتی نشان می دهد که مقتولان در لحظه حمله هوشیار بوده اند و درگیری طولانی تر از یک لحظه بوده است، که با ادعای «لحظه عصبانیت و بدون توجه» متهم در تضاد است.
4. حضور شاهدان (دختربچه هشت ساله) - اظهارات این کودک (که دایی با مامان بزرگ و خاله دعوا کرد) می تواند به عنوان شاهد عینی غیرمستقیم استفاده شود. کودکان معمولاً جزئیات خشونت را به خاطر می آورند و اظهارات آن ها در صورتی که با قرائن دیگر مطابقت داشته باشد، می تواند معتبر تلقی شود.
5. ردیابی حرکات متهم در صحنه جرم - محل قرارگیری اجساد (پدر جلوی در، خواهر و مادر در راه پله) نشان می دهد که متهم به صورت فعالانه به دنبال قربانیان خود رفته است، نه این که دفاعاً واکنش نشان داده باشد. اگر قصد ترساندن داشت، پس از زدن ضربه اول به پدر، می توانست فرار کند. اما او ادامه داده و به سراغ مادر و خواهر رفته است که در طبقات بالاتر بوده اند. این نشان دهنده «تعقیب و قصد مستمر» است.
6. اقدامات پس از قتل - متهم پس از قتل، اقدام به خودزنی و فرار به پشت بام و سپس سقوط کرده است. این رفتار نشان دهنده «آگاهی کامل از شدت جرم» و «تلاش برای فرار از مجازات (از طریق خودکشی)» است، نه یک عمل بی قصد و غیرعمدی.
در مجموع، شواهد کارشناسی تقریباً به طور قطع ادعای «قصد ترساندن» را رد کرده و قتل عمدی را تأیید می کند.