به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، مونا فرجاد در این گفتگوی صمیمانه و پراحساس، پرده از روزهای دشواری برمیدارد که خانوادهاش به طور همزمان با بحران بیماری دستوپنجه نرم میکردند. او توضیح میدهد که چطور ابتلای همزمان مادر و خواهرش، مارال، به بیماری سرطان، او را در موقعیتی قرار داد که ناچار بود تمام بار عاطفی و اجرایی زندگی را به تنهایی به دوش بکشد. او از فشار خردکنندهای میگوید که برای قوی ماندن و حفظ امید در دل عزیزانش تحمل کرده است.
او با بغضی فروخورده از تضاد میان دنیای واقعی و ویترین زندگیاش صحبت میکند؛ اینکه در حالی که در محیط کار یا فضای مجازی تصویری عادی از خود نشان میداد، در خلوت با ترس از دست دادن و خستگی ناشی از مراقبتهای شبانهروزی مقابله میکرد. مونا فرجاد روایت میکند که چطور به عنوان تنها عضو سالم خانواده، نقش تکیهگاهی را بازی میکرد که حق نداشت بشکند یا کم بیاورد، چرا که تمام روحیه و توان مادر و خواهرش به استواری او بستگی داشت.
در نهایت، این بازیگر به جنبههای انسانی و عمیق این تجربه تلخ میپردازد و از تنهایی عمیقی میگوید که در اوج شلوغیِ پروسههای درمان حس میکرد. او با مرور آن خاطرات دردناک، بر اهمیت عشق، همبستگی خانوادگی و صبوری در برابر ناملایمات تأکید میکند و تصویری از ایثار دختری را ارائه میدهد که در میانه طوفان بیماری، تمام تلاشش را کرد تا کانون خانوادهاش را از فروپاشی نجات دهد.