به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، امید خلیلی، مجری مزدور شبکه «منوتو» در میانه اجرای پروژه سیاهنمایی شبکهاش علیه مردم ایران، به فلاکتبار بودن زندگی خود در غرب اعتراف کرد.
خلیلی اذعان کرد که در آپارتمانی 20 متری زندگی میکند و از تامین خرج درمان دندانهای خرابش درمانده است.
این در حالی است که سال گذشته نیز بسیاری از سلبریتیهای وطن فروش که پس از آشوبهای 1401 به خارج از کشور گریخته و به اپوزیسیون پیوسته بودند هم به شکست، سرشکستگی و وخامت وضعیت خود اعتراف کردند.
از جمله برزو ارجمند، سلبریتی بیوطن که در مصاحبهای اعتراف کرد: «دارم تاوان میدهم، اینجا کارهایی کردم که نمیتوانم بگویم! خیلی درب محکمی را به روی خودم بستم و زندگی را به زن و بچهام سخت کردم؛ از لحاظ مالی بسیار ضرر کردم؛ بیمعناترین آدم آمریکا من هستم و همه درها به رویم بسته شد.»
یا مهناز افشار دیگر سلبریتی فراری که در مصاحبهای گفت: «من کارنامه فعالی در سینمای ایران داشتم اما بحران بیکاری پس از مهاجرت، دوران سختی را برایم رقم زد و مرا به ورطه ناامیدی و بیاعتمادی در غربت کشاند؛ باید بگویم که داغ بودم و نفهمیدم.»
همچنین اشکان خطیبی، سلبریتی ناکام و ورشکسته نیز در مصاحبهای گفت: «خودم به همه چیز پشت پا زدم؛ در ایران همه چیز داشتم و مدیر بودم. زندگی در اروپا کار راحتی نیست؛ اینجا به بیماری C-PTSD مبتلا شدم و تحت درمانم؛ نه بدنم و نه ذهنم دیگر توانایی کار کردن ندارد.»
ایضا حمید فرخنژاد به عنوان یکی دیگر از سلبریتیهای مزدور و وطنفروش در یکی از مصاحبههای خود اذعان کرد: «در ایران صاحب موقعیت و پول بودم اما متاسفانه در خارج از کشور آنچه که فکر میکردم نشد؛ آخرش من ماندم و موبایلم؛ خیلی سختی کشیدم!»
وضعیت کنونی سلبریتیهای فراری و مجریهای وطنفروش شبکههای ماهوارهای، یادآور «نظریه نمایشی» اروینگ گافمن، جامعهشناس شهیر معاصر است. او زندگی اجتماعی را به «صحنه نمایش» تشبیه میکند و یادآور میشود که در هر صحنه نمایش، یک «جلوی صحنه» و یک «پشت صحنه» وجود دارد. در جلوی صحنه، همه چیز به ظاهر مرتب، منظم و حسابشده به نظر میرسد، زرق و برق، صحنه را فراگرفته و نور به همه سراسر صحنه میتابد. بازیگران حاضر در جلوی صحنه ناگزیرند مسائل، مشکلات و بحرانهای شخصی خود را کنار بگذارند و بکوشند تا بیشترین تاثیر را بر مخاطبان داشته باشند. به عبارت دیگر، بازیگران در جلوی صحنه، هر آن چیزی را که از تاثیر نمایش میکاهد، از انظار تماشاگران پنهان نگه میدارند.با وجود این، واقعیتها به طرز عریانی در پشت صحنه جریان دارند. برخلاف جلوی صحنه، در پشت صحنه همه چیز به هم ریخته و نامنظم است و آشفتگی بیداد میکند. حتی ممکن است میان دستاندرکاران نمایش، اختلاف و مشاجره وجود داشته باشد اما همه ناخوشایندیها از دید تماشاگران دور نگه داشته میشوند. به بیان دیگر، میتوان گفت پشت صحنه جایی است که «واقعیتهای سرکوبشده صحنه» در آنجا جریان دارند.تمثیل جالب گافمن، به فهم وخامت وضعیت سلبریتیهای فراری و مجریهای وطنفروش شبکههای ماهوارهای کمک شایانی میکند؛ با این تفاوت که گاه برخی از این افراد، از فهم موقعیت خود و درک اینکه در جلوی صحنه قرار دارند یا پشت صحنه نیز عاجز میشوند!