بدشانسی الهام اخوان وسط جنگ رمضان: من دقیقا سه ماه است که پایم شکسته، دو عمل جراحی سنگین داشتم که یکی از آنها در بمباران شدید تهران انجام شد...! مجبور شدم از تهران برم...

  سه شنبه، 01 اردیبهشت 1405 ID  کد خبر 535917
بدشانسی الهام اخوان وسط جنگ رمضان: من دقیقا سه ماه است که پایم شکسته، دو عمل جراحی سنگین داشتم که یکی از آنها در بمباران شدید تهران انجام شد...! مجبور شدم از تهران برم...
ساعدنیوز:الهام اخوان را با فیلم‌هایی مثل «دوزیست» و سریال‌های «دودکش» و «مرداب» می‌شناسیم. او معتقد است پرسشگری ویژگی اصلی نوجوانان و جوانان امروزی است و برای رسیدن به یک وحدت ملی راهی جز شفافیت با مردم وجود ندارد.

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، الهام اخوان روزهای جنگ را با شکستگی پا سر کرده و هنوز هم درمانش کامل نشده است. او در این گفت‌وگو از شرایط جنگ و بعد از آن گفته و باور دارد وظیفه هنرمند جامع نگری و پذیرش و انعکاس دیدگاه‌های مختلف است.

حال و هوای این روزهای ایران به نظرتان چطور است؟

در جنگ 12 روزه نسبت به جنگ اخیر بیشتر شوکه شده بودیم. به دلیل این که بعد از جنگ هشت ساله اولین جنگی بود که می‌دیدیم. به عنوان کسی که در جنگ 12 روزه به طور کامل تهران بودم، حس می‌کنم همبستگی بیشتری بین مردم وجود داشت. این طور نبود که بدون این که فکر کنیم از یک بیگانه کمک بخواهیم و متوجه نباشیم تبعات بمب‌هایی که منفجر می‌شود، ‌ دامن همه ما را می‌گیرد. در این جنگ هم بعد از ده روز خیلی‌ها متوجه شدند وطن و زیرساخت‌هایش در خطرند. بهتی که بعد از این 40 روز همه دچار آن شده‌ایم و این بلاتفیلکی البته با ما هست و نمی‌دانیم توافق می‌شود یا دو باره جنگی دیگری پیش رو داریم.

از واکنش مردم در این روزها چه دیده اید؟

به نظرم دو دسته وجود داشت. دسته‌ای دچار اشتباه شده بودند و یک سری روشنفکر غربی مأب بقیه را به اشتباه می‌انداختند. از طرف دیگر با گروهی دیگر در ایران مواجه بودیم که موضع برعکس داشتند و تندروی می‌کردند. بقیه هم ما بودیم؛ میهن‌پرستانی که حقانیت وطن برایمان مهم بود. من برای وطنم و برای دفاع از مرزهایش پشت مرزها می‌ایستم. زمانی آگاهی پایین آمده بود و جمله‌های تکراری گفته می‌شد بدون این که مطالعه‌ای پشت آن باشد. خشم حکمفرما بود. خیلی‌ها از تاریخ چیزی نمی‌دانستند و اظهار می‌کردند. در این میان من میانه روام آرزوست.

تجربه شخصی خودتان از این دوره جنگ چه بود؟

من دقیقا سه ماه است که پایم شکسته است و دو عمل جراحی سنگین داشتم که یکی از آنها در بمباران شدید تهران انجام شد. بعد از این عمل دکتر توصیه کرد که از تهران بروم تا اتفاقی برای پایم نیفتد. به همین دلیل از تهران رفتم. ولی دوستان صمیمی‌دارم که خانه شان تخریب شد و الان یک ماه است که در خانه خودشان نیستند.

فکر می‌کنید برای رسیدن به وحدت ملی و کمک به همبستگی چه کار می‌توان می‌کرد؟

راهکار به نظرم تنها شفاف بودن با مردم است. ما یک کشور جذاب 92 میلیونی با قوم‌ها و گویش‌ها و تفکرات مختلف هستیم. باید روی تفکرات بازنگری شود. جوان حالا پرسشگر است. نمی‌توان به او امر کرد. اگر به سئوالش جواب داده نشود، ‌ تبدیل به خشم می‌شود.

در چنین شرایطی فکر می‌کنید هنر چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

ما هنری به اسم هنر اعتراضی داریم. مثل اکسپرسیونیسم که بعد از جنگ جهانی شکل گرفت. این هنر باید هوشمندانه باشد. تفکر باید جامع باشد. باید همه را در بربگیرد. وظیفه هنرمند این است که موج روی جامعه را ببیند و دیدگاه های مختلف را بیان کند. باید دیدگاه‌های مختلف را پذیرفت. هنرمند نگاهش لطیف است و حق ندارد به کسی انگ بزند. گذشته از این‌ها الان وظیفه همه ما این است که روزی حتی ده هزار تومان برای کسانی مثل دستفروشان، دکه داران، تئاتری‌ها و...کنار بگذاریم و در قالب یک صندوق به آنها کمک کنیم.

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین تصاویر   
آخرین ویدیو ها