به گزارش پایگاه خبری ساعدنیوز، کریم عباسپور در یادداشتی درباره غرفه آبشار عاطفهها در تبریز نوشت:
مهمان آبشار عاطفهها بودم؛ آبشار عطوفت، شرشرکنان در دل مردم تبریز جای یافته است. جنب پارک باغشمال تبریز، جایی که زمانی محل مشق شمشیر بود، حالا کلاس صلابت و مشق سرافرازی شده.
حاج جواد غفاری را دیدم، همچنان در حال خدمت به مردمی که شصت و سه روز است خیابان را به کلاس درس تبدیل کردهاند.
پشت سرمان عمارت کلاهفرنگی قد برافراشته و مقابلمان آتلیههای عکاسی و فیلمبرداری، گواهی بر شور زندگی.
غرفه کودک، غرفه سلامت، پرسش و پاسخ، ایستگاه صلواتی و حسینیه روباز، همه دایر بودند. ایستگاه صلواتی زودتر از همه برپا شد و سپس غرفه کودک. چند خانم و یک آقا به شیوه کلاس درس و محل بازی، میز و صندلی میچیدند.
انگار سالهاست آبشار عاطفهها اینجاست. گاهی محفل بازی کودکان میشد، گاه حماسهسازی بزرگترها با مشق پرچم.
در غرفه کودک، پرچمهای سوراخ اسرائیل و آمریکا از سقف آویزان بود؛ بر پازل پرچم ایران، شهرها، رودها و نمادهای افتخار ایرانیان چیده شده. کلاس درس ایرانشناسی بود از تاریخ تا جغرافیا، از خاک سرخ تا آسمان سبز.
نزدیکتر شدم، همه نوشتهها را خواندم، کتابی کامل از حماسههای ایران بود.
نماز را به جماعت خواندیم؛ انگار سنگفرش پیادهرو، فرش مسجد است. 12 دقیقه به 9 شب، منتظر شور آبشار مردم بودم تا مرا هم ببرد.
«هیهات منا الذله» از مناره آبشار میپیچید: هرکس از کاروان حسین عقب بماند، در طرف یزید خواهد ماند. ناگاه صاعقه زد، رعد آمد، باران بارید و عاطفهها تازه تر شد. این قوم با آبشار عاطفهها همیشه جوان میماند.







