به گزارش ساعدنیوز به نقل از روزنامه شرق
کتایون خانجانی . روان درمانگر
من هم عصبانی بودم؛ از سلبریتی ها و کانال های تلویزیونی جوزده که باز بهانه ای برای موج سواری یافته بودند. زمانی که تلاش همه را برای گذشت تو می دیدم، با خودم می گفتم در این شش سال با تو تماس گرفتند؟ از تو پرسیدند چه داغی جگر تو را می سوزاند؟ تک دختر و تنها فرزندت به قتل رسیده. می دانم هزاران بار صحنه قتل را تصور کردی، بارها ای کاش گفتی و هزاران آرزوی بربادرفته داری و بارها دلت خواست تا فقط یک ثانیه به آغوشش بکشی. خوب می دانم بارها معصومیتش و ظلمی که به او شده و آینده درخشانی که می توانست رقم زند را متصور شده ای.
باید عزیز از دست داده باشی تا بدانی حتی اگر به صورت طبیعی فقدان عزیزانت را تحمل کنی، چه قدر ای کاش و دلسوزی داری چه برسد جان و جگر گوشه ات به قتل برسد. شنیدم می گفتی خانواده آرمان تازه سراغت را گرفتند و هر چه شنیدم در گریه های بی امانت دلم به درد آمد.
آنان که می گویند این پسر آرام، معصوم و تحصیل کرده است، هیچ چیزی از روان شناسی نمی دانند. بگذار صراحتا به تو بگویم من با انتقام میانه خوبی ندارم ولی می دانم آرمان اگر روان سالمی داشت، با غزاله ات این چنین نمی کرد. نمی گویم روان ناسالم به انجام قتل منجر می شود زیرا بیماران روانی همچون ما انسان و ممکن الخطا هستند. کاش تو من را بخوانی تا بدانی من هم نگران آزادی و رهاشدن آرمان و آرمان ها در جامعه هستم. همیشه جنون و روان پریشی باعث دگرکشی نمی شود. گاهی ناکامی یک فرد خودشیفته مرگ دیگری را رقم می زند. من روان آرمان را نمی شناسم. من فقط می خواهم به تو بگویم جای آرمان در مراکز روان پزشکی است نه در خاک سرد. هوش بالا، سکوت و ادب هیچ کسی لزوما نشانه سلامت روانش نیست. اتفاقا گاهی در پس آرامش ناآرامی شدیدی نهفته است. قرآن هم می گوید قصاص حق توست ولی اگر بگذری .... حضرت مسیح می گوید «پدر، اینان را ببخش چون نمی دانند که چه می کنند». من نمی گویم بگذر. من می گویم از دریچه دید آرمان ۱۷ساله ای دنیا را ببین که «نه گفتن» دختر نازنینت او را مستأصل کرد و انسجام روانش را به هم ریخت؛ اینکه باید بررسی دقیق روانی شود و به اتهام مسائل روانی چوبه دار بر گردنش قرار نگیرد تا جانش را بگیرد.
از زبان یک مادر نمی توانم با تو سخن بگویم چون مادر نشده ام ولی از زبان یک زن و یک روان شناس می گویم اگر آرمان اعدام شود، تو آرام نخواهی گرفت.
غزاله ات زنده نمی شود ولی شاید تو بتوانی قدمی برای بررسی قتل هایی که دلایل پیچیده و عمیق روان شناختی دارد، برداری. شاید تو بتوانی راه جدیدی را برای قربانی نشدن غزاله ها و آرمان ها هموار کنی. از دید من، آرمان هم قربانی دردهای پیچیده روانی است که هیچ وقت کمک حرفه ای نگرفته یا اگر گرفته، ادامه نداده است. تو عمیق و آگاهانه ببخش نه برای تلویزیون های آن ور آبی و بقیه. تو زنانه راهی به وجود بیاور و من و همکارانم کنارت هستیم و خواهیم ماند. من بارها به تصویر غزاله ات خیره شدم و فکر کردم چقدر کار تو سخت و توقع بخشش زیاد است. کاش و ای کاش تو راهی برای انتقام نگرفتن و بخشش بیابی که خوب می دانم آن قدر منصف و انسانی که فرصتی یک ماهه دادی تا با تدبیر تصمیم بگیری نه خشم.
هر تصمیمی اتخاذ کنی، حق توست و خدا و دین مان به تو داده. امیدوارم تصمیمت همچون تصمیم آمنه بهرامی ها در تاریخ ثبت شود.











































