متن آهنگ فریاد از سجاد خلیلی
دل بارانی شده چشم گریانی شده تو بگو چه کردم من که اینگونه سفر کردی از من گذر کردی بی من سفر کردی بی تاب و بی نشان در جمع عاشقان منتظر به راهم شاید این بار تو برگردی بی من سفر کردی از من گذر کردی فریاد فریاد از این غم تو با من چه کرد این ماتم تو ویرانه کرد مرا رفتن تو ای آه ای آه ای درمان همه دردام من دنیا رو رها کردم پی چشمان تو میگردم ای بی تو بی قرارم من هر روز و شب و می بارم من چون ابر بهارم من فریاد فریاد از این غم تو با من چه کرد این ماتم تو ویرانه کرد مرا رفتن تو ای آه ای آه