حکایت‌های سعدی در گلستان / باب اول در سیرت پادشاهان؛ حکایت شماره 5 + فایل صوتی و نگاهی به نسخه‌های قدیمی

  سه شنبه، 05 فروردین 1404
ساعدنیوز: در این بخش از مطالب فرهنگ و هنر ساعدنیوز اشعار کهن و شیرین گلستان سعدی باب اول در سیرت پادشاهان؛ حکایت شماره 5 را مطالعه می کنید همراه ما باشید. روزهای زوج منتظر بخش بعدی گلستان سعدی باشید.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر سرویس ساعدنیوز، سعدی معلم بی‌چون‌وچرای همه ماست. از همان کودکی با حکایت‌هایش خو گرفته و نکات ریز اخلاقی و آنچه باید باشیم و نباید باشیم را از او فراگرفته‌ایم. ابیات نغز و داستان‌های پرحکمتش بر سر زبان بزرگ‌ترهای ما و حتی نسل پیش از آنها بود و در کوچه و بازار هم نقل او را می‌شنیدیم. گاه حتی اگر پی ضرب‌المثلی را بگیریم به سعدی می‌رسیم که چه ساده اما پرمایه مفهومی را در بیت و یا مصرعی برای ما بازگو کرده است. سعدی نقش پررنگی نه‌تنها در آموزش که در پرورش ما دارد و کیست که وام‌دار این استاد سخن‌پرور نباشد؛ او که بهترین وصف برای آثارش سهلِ ممتنع بودن آنهاست. کافی است اندکی از این آثار را خوانده باشیم تا این وصف دکتر شفیعی کدکنی در باب آثار سعدی که گفته است «آثار سعدی دارای مخاطب انسانی است» برای ما به‌وضوح مشخص شود. سعدی جامع و کاملا انسانی می‌نویسد و آنچه در ابیات و حکایاتش آمده همگی برخاسته از یک زندگی روزمره و قابل‌ادراک برای همه اشخاص است.

جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بی تربیت دریغ است و تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شکر نه از نی است که آن خود خاصیت وی است.

باب‌های گلستان سعدی

گلستان سعدی علاوه بر دیباچه شامل هشت باب است که «سیرت پادشاهان»، «اخلاق درویشان»، «فضیلت قناعت»، «فواید خاموشی»، «عشق و جوانی»، «ضعف و پیری»، «تاثیر تربیت» و «آداب صحبت» نام دارند. حکایات سعدی در حین موجز بودن سرشار از پند هستند. او استاد خلاصه گفتن است و گاه حتی در یک جمله تمام معنا را به خواننده منتقل می‌سازد.

سعدی قصه‌گو!

و این شیوه اوست که حکایاتش را با ابیاتی عجین می‌سازد. گلستان سعدی آمیخته از داستان و حکایت است. اگرچه درون همان داستان‌ها هم گاه پند و اندرزی نهفته است اما سعدی قالب داستان را برای بیان آن موضوع انتخاب کرده است. در کل اما می‌توان گفت که نغز و شیرین بودن آنهاست که سبب شده تا نسل به نسل و دهان‌به‌دهان نقل شوند و تا به امروز ماندگار باشند:

معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علما ناخوب‌تر که علم سلاح جنگ شیطان است و خداوند سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد.

شیوه‌ی روایت در حکایت‌های گلستان سعدی

سعدی در روایت‌هایش در گلستان گاه به شیوه‌ای معمولی و از ابتدا تا انتهای ماجرا پیش می‌رود و در میانه‌ها فرازوفرود دارد و جریان را برای مخاطب خود تعریف می‌کند اما در موارد اندکی به شیوه‌ای هیجان‌انگیزتر اوج ماجرا را در ابتدای آن قرار داده و داستانش را از همان نقطه اوج شروع می‌کند.

ساختار بسیاری از حکایات گلستان سعدی ترکیبی از مسائل اجتماعی و نکات اخلاقی است. او طنز را در قالب این حکایات و روایات ریخته و گاه حتی خواننده را در تمام طول داستان میخکوب می‌کند. سعدی استاد قرار دادن تضادها در مقابل هم و در یک روایت است. به‌خوبی از پس شرح و تفصیل هردو برآمده و به زیبایی هرچه‌تمام‌تر نتیجه‌گیری می‌کند. او از اینکه پند خود را به‌صورت مستقیم به روی مخاطب بیاورد واهمه‌ای ندارد، هرچند گاه اندرزهایش را در لفاف داستان می‌پیچد و همین‌طور که خواننده را پیش می‌برد آنها را در جان او می‌ریزد. استاد سخن مناظره را نیز می‌پسندیده و از این شیوه هم بهره برده است.

سعدی

باب اول در سیرت پادشاهان: حکایت شماره 5

سرهنگ‌زاده‌ای را بر در سرایِ اُغْلُمُش دیدم که عقل و کِیاستی و فهم و فِراستی زاید‌الوصف داشت، هم از عهدِ خُردی آثارِ بزرگی در ناصیهٔ او پیدا.

بالایِ سرش ز هوشمندی

می‌تافت ستارهٔ بلندی

فی‌الجمله مقبولِ نظرِ سلطان آمد که جَمالِ صورت و معنی داشت و خردمندان گفته‌اند: «توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به عقل نه به سال». ابنایِ جنسِ او بر منصبِ او حسد بردند و به خیانتی متّهم کردند و در کشتنِ او سعی بی‌فایده نمودند.

دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست؟

مَلِک پرسید که موجبِ خصمیِ اینان در حقِّ تو چیست؟ گفت: در سایهٔ دولتِ خداوندی دامَ مُلْکُهُ همگنان را راضی کردم مگر حسود را که راضی نمی‌شود الّا به زوالِ نعمتِ من و اقبال و دولتِ خداوند باد.

توانم آنکه نیازارم اندرون کسی

حسود را چه کنم کو ز خود به رنج در است؟

بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجی‌ست

که از مشقّتِ آن جز به مرگ نَتْوان رست

شوربختان به آرزو خواهند

مُقبلان را زوال نعمت و جاه

گر نبیند به روز شَپّره چشم

چشمهٔ آفتاب را چه گناه؟

راست خواهی، هزار چشمِ چنان

کور بهتر که آفتابْ سیاه

معنی حکایت شماره 5، باب اول گلستان سعدی

در این متن، شخصیتی به نام سرهنگ که دارای عقل و درایت بی‌نظیری است توصیف می‌شود. او از خردسالی برتری‌هایی در خود نشان داده و به زیبایی ظاهری و معنوی معروف است. به رغم شایستگی‌هایش، حسد برخی از هم‌جنس‌هایش موجب شد که به خیانت و توطئه برای کشتن او متهم شود. سرهنگ در پاسخ به پرسش ملک درباره دلیل خصومت‌ها، اشاره می‌کند که او در سایه‌ی دولت خداوندی تلاش کرده تا تمامی افراد را راضی کند، اما حسودان هرگز راضی نمی‌شوند مگر با از بین رفتن خوشی‌های دیگران. او می‌گوید که حسودان از رنج خود در این دنیا رهایی نمی‌یابند و آرزوی زوال نعمت و مقام دیگران را دارند، در حالی که خود قادر به تحمل خوشی‌ها نیستند. در نهایت، او به طرحی فلسفی پرداخته و بیان می‌کند که عدم تحمل حسادت و کینه‌ورزی یک درد بزرگ است که تنها با مرگ برطرف می‌شود.

برگردان به زبان ساده

# سرهنگ‌زاده‌ای را بر در سرایِ اُغْلُمُش دیدم که عقل و کِیاستی و فهم و فِراستی زاید‌الوصف داشت، هم از عهدِ خُردی آثارِ بزرگی در ناصیهٔ او پیدا.

هوش مصنوعی: سرهنگ‌زاده‌ای را در درب یک خانه دیدم که دارای هوش و ذکاوتی بی‌نظیر بود و از زمان کودکی نشانه‌های بزرگی در شخصیت او مشاهده می‌شد.

# بالایِ سرش ز هوشمندی

می‌تافت ستارهٔ بلندی

هوش مصنوعی: در بالای سر او، ستاره‌ای درخشان از هوشمندی می‌درخشد.

# فی‌الجمله مقبولِ نظرِ سلطان آمد که جَمالِ صورت و معنی داشت و خردمندان گفته‌اند: «توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به عقل نه به سال». ابنایِ جنسِ او بر منصبِ او حسد بردند و به خیانتی متّهم کردند و در کشتنِ او سعی بی‌فایده نمودند.

هوش مصنوعی: به طور کلی، نظر سلطان درباره او مثبت بود و او دارای زیبایی ظاهری و باطنی بود. خردمندان گفته‌اند که ثروت به هنر است و بزرگی به عقل، نه به سن و سال. افرادی مشابه او به خاطر مقامش حسادت ورزیدند و او را به خیانت متهم کردند و در تلاش برای کشتنش ناکام ماندند.

# دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست؟

هنگامی که دوست، مهربان باشد؛ دشمنیِ دشمن ره به جایی نمی‌برد.

# مَلِک پرسید که موجبِ خصمیِ اینان در حقِّ تو چیست؟ گفت: در سایهٔ دولتِ خداوندی دامَ مُلْکُهُ همگنان را راضی کردم مگر حسود را که راضی نمی‌شود الّا به زوالِ نعمتِ من و اقبال و دولتِ خداوند باد.

معنیِ «اقبال و دولت خداوند باد»: سلطنت و بخت پادشاه پایدار و باقی باشد.

# توانم آنکه نیازارم اندرون کسی

حسود را چه کنم کو ز خود به رنج در است؟

هوش مصنوعی: می‌توانم کسی را که حسود است و همیشه از رنج‌های خود در عذاب است، ناراحت نکنم. اما چه کاری می‌توانم بکنم؟

# بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجی‌ست

که از مشقّتِ آن جز به مرگ نَتْوان رست

هوش مصنوعی: بمیری تا از این حسادت رهایی یابی، زیرا این ناراحتی اینقدر دردناک است که جز با مرگ نمی‌توان از آن رهایی یافت.

# شوربختان به آرزو خواهند

مُقبلان را زوال نعمت و جاه

هوش مصنوعی: بدبخت‌ها آرزو دارند که افراد خوشبخت دچار زوال نعمت و مقام شوند.

# گر نبیند به روز شَپّره چشم

چشمهٔ آفتاب را چه گناه؟

اگر در روز دیدهٔ خفّاش نبیند، چشمهٔ خورشیدِ جهان‌افروز را گناهی نیست.

# راست خواهی، هزار چشمِ چنان

کور بهتر که آفتابْ سیاه

به راستی، کوریِ هزار چشمْ چون چشمِ شب‌پره، بهتر از آن است که آفتاب تیره شود و دنیا تاریک ماند.

تصاویر نسخه های قدیمی گلستان سعدی

فانوس خیال

فانوس خیال

کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، 1320، تهران

کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، 1320، تهران

کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه به خط محمد حسینی اصفهانی - گلستان مورخ 1259 هجری قمری

کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه به خط محمد حسینی اصفهانی - گلستان مورخ 1259 هجری قمری

کلیات سعدی نسخهٔ 1034 هجری قمری

کلیات سعدی نسخهٔ 1034 هجری قمری

گلستان سعدی به خط محمدحسین کشمیری و نقاشی مانوهار داس نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج

گلستان سعدی به خط محمدحسین کشمیری و نقاشی مانوهار داس نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج

گلستان به همراه بوستان در حاشیه

گلستان به همراه بوستان در حاشیه

گلستان سعدی به خط محمد محمود لاری به سال 1011 هجری قمری

گلستان سعدی به خط محمد محمود لاری به سال 1011 هجری قمری

گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال 830 هجری قمری در هرات

گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال 830 هجری قمری در هرات

برای مشاهده سایر بخش های گلستان سعدی با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.

دیدگاه ها

  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
آخرین ویدیو ها