به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، گهی عمیقترین رنج بشر، نه ترس از آتش دوزخ است و نه نگرانی از نامهی اعمال؛ بلکه وحشت از «تکرار» است. تکرارِ مواجهه با نقابهایی که روح را در این دنیا فرسودند و چشمهایی که هرگز زبانِ سکوت را نفهمیدند. چه تراژدیِ باشکوهی است که آدمی به چنان بلوغی از تنهایی برسد که در آستانهی ابدیت، تنها غمش «دیدارِ دوباره» باشد. گویی برای یک روحِ بزرگ و خسته، جهنم واقعی همان ادامهی اجباریِ معاشرتهای بیهوده است و بهشت، چیزی جز یک خلوتِ ابدی و بیهیاهو نیست. اشرافیتِ روح یعنی همین: اینکه از شلوغیِ بیمایه بگریزی، حتی اگر وعدهگاهِ محشر باشد.
دلا خو کن به تنهایی که از «تن»ها بلا خیزد
سعادت آن کسی دارد که از «تن»ها پرهیزد
رشید کاکاوند (زادهٔ 1346 در نیشابور) دکتر ادبیات فارسی، شاعر، داستاننویس، ترانهسرا، پژوهشگر ادبیات فارسی، مجری رادیو و تلویزیون و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی است. دوره کارشناسی ادبیات را در دانشگاه علامه طباطبایی، فوق لیسانس در دانشگاه آزاد کرج و دکتری ادبیات فارسی را دردانشگاه کردستان در سنندج خوانده و اکنون عضو هیئت علمی و مدرس دانشگاه آزاد کرج است. کاکاوند به تفأل حافظ و قصهگویی نیز معروف است.
میرزا محمدعلی صائب تبریزی اصفهانی (زادهٔ 1000 هجری قمری — درگذشتهٔ 1087 هجری قمری) بزرگترین غزلسرای سده یازدهم هجری و نامدارترین شاعر زمان صفویه بود. او در دربار صفوی به عنوان ملک الشعرایی رسید و به او شاه شاعر سبک هندی میگویند. او در جوانی به هندوستان و مکه مسافرت کرد و حدود 7 سال در هندوستان ماند و پس از بازگشت از هندوستان به دربار صفوی راه یافت.
شکستهحالی من پیش یار باید دید
خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید
اگر چه چون دل شب فیض من نمایان نیست
مرا به دیدهٔ شبزندهدار باید دید
مقام عرض تجمل میان دریا نیست
چو موج جوهرِ من در کنار باید دید
اگر چه در خَمُشی نیز جوهرم گویاست
مرا چو تیغ دَمِ کارزار باید دید
خرابحالی این قصرهای محکم را
ز روزنِ نظرِ اعتبار باید دید
مرا ز روز قیامت غمی که هست این است
که روی مردم عالم دوبار باید دید!
کجاست فرصتِ گرداندنِ ورق صائب
به روی کار هم از پشتِ کار باید دید
