به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، گاهی بین دوراهی میمانیم که واقعیت را برای کودک شرح دهیم یا برای آنکه نترسد، پنهانکاری را رنگ خیالپردازی بزنیم برایش.مثلاً وقتی صدای انفجار میآید با صداقت کامل و واقعگرایی به کودک بگوییم «این صدا حاصل برخورد موشک و بمب و انفجار در همین حوالی بود» یا برای آنکه وحشت نکند، صدایش را به رعد و برق و چیزهایی مثل این نسبت بدهیم؟دکتر «مریم فرضی» کارشناس تربیتی به این سؤال پاسخ میدهد.
فرضی در ابتدا تأکید میکند «پیشفرض اصلی این است که پدر و مادر، ابتدا باید بر خودشان مسلط باشند و خویشتنداری لازم را نشان دهند تا بتوانند به بهترین شکل از فرزندانشان حمایت کنند».او در ادامه میگوید «لزوماً نباید واقعیت را عیناً برای کودکان بیان کنیم؛ بهویژه برای بچههایی که در سنین پایینتر هستند. چون درک درستی از اتفاقات پیرامونی ندارند و نمیتوانند تحلیل مناسبی از شرایط داشته باشند. وقتی واقعیت را بهصورت مستقیم برای آنها توضیح میدهیم، ذهنشان بیشتر آشفته میشود و ممکن است خیالات و احساسات منفی بیشتری را تجربه کنند.»
با توجه به سن کودک عمل کنید. مثلاً «در کودکان 3 تا 6 سال، میتوانیم صداهای انفجار یا صداهای ناشی از جنگ را به شکل دیگری برای آنها توضیح دهیم؛ مثلاً این صداها را بهعنوان صدای طوفان یا رعد و برق برایشان توصیف کنیم، نه اینکه واقعیت را بهصورت مستقیم بیان کنیم.»
فرضی توصیه میکند «برای مواقع ترس، تکنیکهای سادهٔ آرامسازی را به کودکان آموزش دهید. مثلاً تنفس عمیق؛ به این صورت که سه ثانیه دم و سه ثانیه بازدم داشته باشند. این روش یکی از تکنیکهای مهم در آرامسازی کودکان است و به آنها کمک میکند در لحظات ترس، خودشان را آرامتر کنند.»حتی میتوانیم تمرین تنفس را به شکل بازی درآوریم؛ مثلاً به فرزندانمان بگوییم «بیایید با هم بادکنک را باد کنیم و بعد خالی کنیم»، تا کودک بهصورت غیرمستقیم تمرین دم و بازدم را انجام دهد و حواسش از ترس پرت شود.
فرضی به عنوان راهکاری دیگر توصیه میکند «در لحظههایی که صداهای ترسناک شنیده میشود، بهجای توضیح واقعیت، برای کودک یک “مکان امن” را در ذهنش تصویرسازی کنیم.»مثلاً از او بخواهیم فضایی آرام و دلنشین را تصور کند؛ مانند پارک، ساحل دریا یا جایی که قبلاً تجربهٔ خوشایندی از آن داشته است. میتوانیم از جزئیاتی مانند صدای پرندهها و آب دریا، شنا کردن ماهیها، یا بازی در طبیعت صحبت کنیم و ذهن کودک را به سمت یک فضای آرام و مثبت هدایت کنیم.به اعتقاد این کارشناس تربیتی «این نوع تصویرسازیها کمک میکند سیستم عصبی کودک آرام شود و ذهن او از فضای تنش به سمت آرامش هدایت شود.»
در مورد کودکان بزرگتر و نوجوانان، شرایط متفاوت است. برای این گروه سنی میتوانیم تا حدودی واقعیت را توضیح دهیم. «مثلاً بگوییم شرایط کشور در وضعیت خاصی قرار دارد یا جنگی رخ داده است. همچنین میتوانیم از قهرمانان، اسطورهها و شخصیتهای واقعی و تاریخی کشور صحبت کنیم، چه شخصیتهای کهن و چه معاصر، و روحیهٔ مقاومت و همبستگی را برای آنها یادآوری کنیم.»
فرضی میگوید «باید به نوجوانان اجازه دهیم احساسات خود را بیان کنند، حرف بزنند و هر نگرانی یا ترسی که دارند با ما در میان بگذارند. این تخلیهٔ هیجانی کمک میکند که بهتر بتوانند با شرایط کنار بیایند و بر ترسهای خود غلبه کنند.»
از دیگر راهکارهای مهم برای آرامش بخشیدن به فرزند، «استفاده از پیامهای تکرارشوندهٔ امنیتبخش» است. یعنی «متناسب با سن کودک، مدام به او اطمینان بدهیم که در کنار هم هستیم و شرایط تحت کنترل است.»همچنین میتوانیم با فرزندانمان بازیهای ساده انجام دهیم، کودکان کوچکتر را در آغوش بگیریم، قبل از خواب برایشان بگوییم و تلاش کنیم وعدههای غذایی را در کنار هم صرف کنیم.
به توصیهٔ فرضی «زمانی که اخبار دارای بار هیجانی و تنشزایی بالایی هستند، بهتر است آنها را در حضور کودکان پخش نکنیم. باید تلاش کنیم ذهن کودکان را به سمتی هدایت کنیم که حتی اگر مشکلی وجود دارد، او متوجه شود که همه در کنار هم هستند، همراه یکدیگرند و زندگی همچنان ادامه دارد.»