به گزارش سرویس دین و مذهب ساعدنیوز، دکتر الهی قمشهای داستان را از جایی شروع میکند که خداوند به حضرت یونس (ع) مأموریتی سخت داد. اما او ترسید و با خود گفت: «نکند در آنجا انبیاء را اره میکنند؟ بهتر است به آنجا نروم!» پس مسیرش را کج کرد، سوار کشتی شد و فرار را بر قرار ترجیح داد. اما کائنات قانون خودش را دارد؛ کشتی دستخوش طوفان شد، قرعه به نام یونس افتاد و در نهایت، یک ماهی بزرگ او را در میان تاریکیهای دریا بلعید. یونس در آن ظلماتِ شکم ماهی بود که پروردگارش را صدا زد.
این داستان صرفاً یک واقعه تاریخی نیست؛ یک الگوی تکرارشونده برای زندگی همه ماست. الهی قمشهای به زیبایی آشکار میکند که تمام غمها، غصهها و تاریکیهایی که در زندگی تجربه میکنیم، ریشه در یک چیز دارد: فرار از مسئولیت و وظیفه! هر زمان که از انجام آنچه باید انجام دهیم شانه خالی کنیم، گرفتار ظلمات عالم میشویم و گویی یک ماهی بزرگ ما را میبلعد.
در انتهای این درس شیرین، دکتر الهی قمشهای پاداش انجام وظیفه را «شادی» معرفی میکند. او یک تمرین ساده و شبانه به ما پیشنهاد میدهد: هر شب قبل از خواب به خودمان بگوییم آیا امروز تا جایی که در توانم بود، وظیفهام را بدون ظلم، خطا و قصور انجام دادهام؟ اگر پاسخ مثبت باشد، آن انسان در آرامش و شادی مطلق خواهد بود؛ فرقی نمیکند در چه سختی یا راحتی به سر ببرد، چرا که شادی، پاداشِ حقیقیِ متعهد بودن است.
نظرتان درباره این سخن دکتر الهی قمشه ای چیست؟ اگر در زندگی تجربه ای در این باره داشته اید در بخش دیدگاه با ما به اشتراک بگذارید.
برای مشاهده سایر مطالب مربوط به دین و مذهب اینجا کلیک کنید.