من گل خودروی کوهستانیم
اهل این ایل بی سر و سامانیم
ساقه ام در خاک این غربت سراست
با بلوط پیر اینجا آشناست

من گل خودروی کوهستانیم
اهل این ایل بی سر و سامانیم
ساقه ام در خاک این غربت سراست
با بلوط پیر اینجا آشناست
مثل دل های بزرگ اهل ایل
مردمان خسته ابن سبیل
من هم از این سنگلاخ ساده ام
اهل این ایل ایل غریب افتاده ام
اهل ییلاق و رحیل کوچ ها
آشنا با ردپای قوچ ها
آه از ایلاتی و آوارگی
زخمی تیغ "ابو قدارگی"
زخم تلخ تسمه بر جان داشتن
درد را در گُرده پنهان داشتن
تن زهُرم سوزناک آفتاب
مثل رود "سیمره" در پیچ و تاب
داشتن در سینه صدا بیشه شیر
مثل"مانشت" از ابهت سر به زیر
اشک ما جاری ز فرط خشم ها
مثل "کنجاچم"کنج چشم ها
ای ز جان غم بلانوشان سلام!
بچه های "تپه خرگوشان" سلام!
ای قلاقیران خروش نایتان
"هفت چشمه"گریه شب هایتان
از زمانی که تکلم کرده ایم
ریشه مان را در زمین گم کرده ایم
مانده ایم اینجا در اوج بی کسی
گله های مرتع دلواپسی
کو شبان این دل افروخته
داغ ما صد نی لبک را سوخته
مادرم می گفت با سوزی غریب
روز و شب در گوش این غربت نصیب:
"کم ده باخ و به ر گه ئی شه هریله بیش
له یوه آوه تک تکه مه شکی به نیش
بی پناهی ری یشه گه آیه م که نه
داخه ده یری په شته ما نه شت را شکنه"
اینک ای گل های خارستان و دود
لاله های رُسته بر "چشمه کبود"
اینک ای مظلوم بی سرو سامان ایل
ای زن پیوسته در حال رحیل
ای پلنگ آیین چشم آهو سلام !
لاله دامان "دالاهو" سلام!
ای ستون این دل ویران شده
سر بر آورده، قلاقیران شده
دست پیش آرید تا با هم شویم
با تمام کوه ها محرم شویم
بس که ما را شهر عادت می دهد
خانه هامان بوی غربت می دهد
به گزارش سرویس پایگاه فرهنگ و هنر ساعدنیوز، عبدالجبار کاکایی شاعر و ترانهسرای ایرانی است که عمدهی شهرت خود را وامدار ترانهسرایی برای تیتراژ سریالهای تلویزیونی و همکاری با خوانندگان سرشناس کشور است. از وی کتابهای شعر متعددی نیز به انتشار رسیده و در اختیار علاقهمندان به شعر فارسی قرار گرفتهاند. از میان بهترین آثار کاکایی میتوان به کتابهای شعر «تاوان کلمات» و «عذاب دوست داشتن» اشاره کرد.
اگر شعری زیبا را از بر دارید و خاطرهای شیرین با آن همراه است، خوشحال میشویم دیدگاه و تجربهتان را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.