هر روز چند بیت شعر زیبا مهمان ما باشید/ هوشنگ ابتهاج: آری آن روز چو میرفت کسی داشتم آمدنش را باور، من نمیدانستم معنی هرگز را، تو چرا بازنگشتی دیگر؟

  جمعه، 08 اسفند 1404
هر روز چند بیت شعر زیبا مهمان ما باشید/ هوشنگ ابتهاج: آری آن روز چو میرفت کسی داشتم آمدنش را باور، من نمیدانستم معنی هرگز را، تو چرا بازنگشتی دیگر؟
ساعدنیوز: شعر، نفسِ پنهانِ واژه‌هاست؛ جایی که دل با زبان آشتی می‌کند و جهان، رنگی تازه می‌گیرد. بیایید شعر بخوانیم؛ نه فقط برای دانستن، که برای زیستن. برای آن‌که لحظه‌ای از شتاب روزگار فاصله بگیریم و در سایه‌ی کلمات، آرام بگیریم.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، این ابیات بخشی از شعر غمگین و مشهور «تاسیان» اثر هوشنگ ابتهاج (هـ. ا. سایه) است که به درد جدایی و انتظار می‌پردازد.این شعر تصویری از بی‌خبری کودکانه از «هرگز» و تلخی واقعیت جدایی است.

خانه دلتنگ غروبی خفه بود

مثل امروز که تنگ است دلم

پدرم گفت چراغ

و شب از شب پُر شد

من به خود گفتم

یک روز گذشت

مادرم آه کشید

زود برخواهد گشت

ابری آهسته به چشمم لغزید

و سپس خوابم برد

که گمان داشت که هست این همه درد

در کمین دل آن کودک خرد؟

آری آن روز چو می رفت کسی

داشتم آمدنش را باور

من نمی دانستم معنی هرگز را

تو چرا بازنگشتی دیگر؟

آه ای واژه ی شوم

خو نکرده ست دلم با تو هنوز

من پس از این همه سال

چشم دارم در راه

که بیایند عزیزانم آه…

برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.



دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها