به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، این ابیات بخشی از شعر غمگین و مشهور «تاسیان» اثر هوشنگ ابتهاج (هـ. ا. سایه) است که به درد جدایی و انتظار میپردازد.این شعر تصویری از بیخبری کودکانه از «هرگز» و تلخی واقعیت جدایی است.
خانه دلتنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پُر شد
من به خود گفتم
یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود برخواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد؟
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
آه ای واژه ی شوم
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم آه…
برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.