به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، عرفا بر این باورند که عشق از نخستین روز خلقت در وجود انسان نهادینه شده است. این همان امانتی است که طبق اشارات قرآنی و ادبی، آسمانها و زمین از پذیرش آن سرباز زدند، اما انسان آن را بر دوش کشید. در واقع، هویت انسان با عشق گره خورده است؛ به طوری که اگر عشق را از وجود او حذف کنیم، دیگر نامی از «انسانیت» باقی نمیماند.
دل؛ عضوی از جنس ملکوت نکته تاملبرانگیز این روایت، جایگاه دل است. طبق این دیدگاه عرفانی، دل تنها عضو جسمانی بشر است که از جنس ماده نیست، بلکه مستقیماً از محضر الهی آمده و در صندوقچه سینه انسان به امانت گذاشته شده است. به همین دلیل است که دل همیشه میل به بازگشت دارد و در این دنیای فانی، دچار بیقراری و غربت میشود.
خلقت حوا؛ تدبیری برای آرامش در بخش پایانی، به فلسفه خلقت حضرت حوا اشاره میشود. خداوند برای آنکه انسان (آدم) از شدت بیقراری و اشتیاق به مبدأ (خداوند) تاب بیاورد، حوا را آفرید تا به عنوان جانشینی برای آن عشق الهی، مرکزیت توجه آدم را به خود جلب کند و مایهی تسکین و آرامش او در زمین شود.
تفاوت انسان و فرشته در کلام حافظ سخن با بیتی از حافظ به پایان میرسد که تیر خلاص را به تفاوت میان انسان و موجودات ماورایی میزند: «فرشته عشق نداند که چیست...». فرشتگان با وجود تمام پاکیشان، از درک رنج و لذت عشق محرومند و این تنها «خاک آدم» است که با گلاب عشق سرشته شده و لیاقت میزبانی از این موهبت الهی را یافته است.