به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، مفهوم کلی این شعر این است که همیشه داشتنِ همهچیز باعث خوشبختی و رشد انسان نمیشود. گاهی کمبودها، آرزوهای برآوردهنشده و چیزهایی که به آنها نرسیدهایم، باعث میشوند بیشتر فکر کنیم، تلاش کنیم و برای ساختن آینده انگیزه داشته باشیم.
شاعر میگوید با وجود اینکه به بسیاری از خواستههایش نرسیده، ناامید نیست و همچنان امید و انگیزهٔ خلق کردن و ادامه دادن را در خود حفظ کرده است. او باور دارد که انسان معمولاً ارزش چیزها را زمانی بهتر درک میکند که آنها را نداشته باشد یا از آنها دور باشد.
در مجموع، این شعر میخواهد بگوید که نداشتن و نرسیدن همیشه بد نیست؛ گاهی همین کمبودها باعث شکلگیری عشق، امید، تفکر، خلاقیت و حرکت به سوی هدفهای بزرگتر میشوند. به همین دلیل شاعر از نداشتههایش ناراضی نیست و آنها را بخشی از مسیر رشد و شناخت خود میداند.
باران نیکراه در برنامه علی ضیا با احساس فوقالعادهای این شعر را خوانده و خیلیها را تحت تأثیر قرار داده است. این شعر سروده یاسر قنبرلو است.
زیر مجموعه خودم هستم
مثل مجموعهای که سخت تهیست
در سرم فکر کاشتن دارم
گرچه باغ من از درخت تهیست
عشق آهوی تیزپا شد و من
ببر بیحرکت پتوهایم
خشمگین نیستم که تا امروز
نرسیدم به آرزوهایم
نرسیدن رسیدن محض است
آبزی آب را نمیبیند
هرکه در ماه زندگی بکند
رنگ مهتاب را نمیبیند
دوری و دوستی حکایت ماست
غیر از این هرچه هست در هوس است
پای احساس در میان باشد
انتخاب پرندهها قفس است
وسعت کوچک رهایی را
از نگاه اسیر باید دید
کوه در رشته کوه بسیار است
کوه را در کویر باید دید
گرچه باغ من از درخت تهیست
در سرم فکر کاشتن دارم
شعر را، عشق را، مکاشفه را
همه را از نداشتن دارم
یاسر قنبرلو
اگر شعر «همه را از نداشتن دارم» را شنیدید، خوشحال میشویم نظرتان را بدانیم؛ آیا این شعر را دوست داشتید؟ شعری هست که خیلی دوستش داشته باشید؟ اگر بله، لطفاً یک بیت از آن را برایمان بنویسید.