به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، کتاب خوشه های خشم اثر معروف و شناختهشدهی جان اشتاین بک نویسندهی اهل آمریکا و رمانی درباره رکود اقتصادی بزرگ آمریکا، زندگی خانوادهها و طبقه کارگر در چنین وضعیتی است. این رمان یکی از مهمترین شاهکارهای ادبی جهان است. میتوانید این اثر را بخوانید و سفری در دل تاریخ و زندگی مردم طبقه کارگر آمریکا داشته باشید. انتشارات نگاه این اثر را را با ترجمه عبدالحسین شریفیان منتشر کرده است.
نسخه الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید. برای آشنایی با شیوهی خرید رمان خوشههای خشم میتوانید راهنمای خرید و پرداخت آنلاین در بخش سوالات متداول را مطالعه کنید.
کتاب خوشههای خشم (The Grapes Of Wrath) در سال 1939 منتشر شد. این اثر یک رمان واقعگراست که درباره رکود اقتصادی آمریکا نوشته شده است. جان اشتاینبک، با خلق این اثر نشان داد که چطور میتوان دنیایی ساخت که جایگاه و حتی زندگی فقرا و طبقه کارگر در آن اهمیتی خاصی نداشته باشد. نویسنده در هنگام نوشتن کتابش گفته بود در تلاش است تا تمام کسانی را که مسئول این رکود بزرگ و تبعات آن هستند، شرمنده کند. به همین دلیل هم این اثر، یکی از محبوبترین کتابها میان مردم طبقه کارگر بوده است.
خوشههای خشم کتابی است که زندگی کارگران و کشاورزان را در دوران ماشینی شدن و قحطی به تصویر کشیده است. جان اشتاینبک که درد و غم مردم را به چشم دیده بود و همواره در فکر این بود که قدمی برایشان بردارد، با خلق این کتاب، نوک پیکان نقد را به سوی کسانی گرفت که مسبب ایجاد چنین وضعیتی بودند و زندگی مردم را بازیچه دست خودشان کرده بودند.
این رمان، داستان زندگی یک خانواده کشاورز به نام جود است که در اوکلاهما زندگی میکنند. وضعیت جامعه به هم ریخته است؛ کارگران و کشاورزان خردهپا بهسمت محل زندگی آنها هجوم آوردهاند و کار کشاورزی با مشکلات جدی روبهرو شده است. از همین رو، اعضای خانواده تصمیم میگیرند تا کار، زمینهایی که در این سرزمین دارند و تمام متعلقاتشان را رها کنند و بهسوی سرزمین موعود، بهسمت کالیفرنیای افسانهای بروند. آنها با کاروانی همراه میشوند که بهسوی غرب میرود، در راه، در طول مسیر و در جاده برای کار کردن چادر میزنند و اردوهایشان را برپا میکنند.
اما قرار نیست زندگی خانواده جود با این مهاجرت تغییرات اساسی بکند. هرچند آنها در صدد تغییر دادن زندگیشان هستند، اما مشکل اینجاست که افراد بسیاری درست با همین طرز فکر راهی سفر شدهاند. تعداد کارگران روزبهروز بیشتر میشود و به همین دلیل، دستمزد کارگران نیز کم و کمتر میشود. مردم نمیتوانند با دستمزدهای اندک و فقری که هر لحظه بیشتر گریبانگیرشان میشود کنار بیایند و درگیری با کارفرماها، پلیسها و... آغاز میشود. هرکدام از این درگیریها حادثهای میآفریند و ماجراهایی را رقم میزند که ذهن خواننده را بیشتر از قبل به چالش میکشد.

اگر از طرفداران ادبیات آمریکا هستید و دوست دارید آثار مشهور از نویسندگان بزرگ جهان را خوانید، خواندن کتاب خوشههای خشم را به شما پیشنهاد میکنیم.
رمان خوشههای خشم یکی از مهمترین رمانهای ادبی و آثار برجسته جهان است. کتابی که بهوضوح و با قدرت و صراحت از مشکلات مردم صحبت میکند و واقعیت جامعه را درست همانطور که هست، به تصویر میکشد. ارزشمندی این کتاب در صراحت کلام، طرز روایت دقیق و البته حزنانگیز و توجه نویسنده به مسائل و مشکلات مردم جهان است. اگر از خواندن کتابهایی مثل رمان بربادرفته (مارگارت میچل)، جین ایر (شارلوت برونته) و گتسبی بزرگ (اسکات فیتزجرالد) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.
تام جود، بهتازگی از زندان مکآلیستر آزاد شده است. او که به قتل متهم شده بود، با آزادی مشروط از زندان خارج میشود و در راه به یکی از آشنایان قدیمی برمیخورد. هردو بهسمت خانه، محلی که مزرعه خانوادگیشان قرار دارد میروند اما زمانی که به مزرعه میرسند، جز زمینی خالی و متروک چیزی نمیبینند.
تام با پرس و جو از همسایهها متوجه میشود که خانوادهاش برای پرداخت وامهایشان به مشکل برخوردهاند. طوفان گردوغبار تمام محصولاتشان را نابود کرده است و بانک نیز زمینهایشان را از آنها گرفته است. حالا خانواده جود در حال اسبابکشی هستند. آنها میخواهند به کالیفرنیا بروند. جایی که شنیدهاند کار فراوان است و دستمزدها بالا.
تام که به تازگی از زندان آزاد شده است، نباید اوکلاهما را ترک کند. زیرا این کار به معنی زیرپا گذاشتن قوانین آزادی مشروط است. اما بااینحال خطر میکند و تصمیم میگیرد همراه خانواده به سمت سرزمین افسانهای کالیفرنیا برود.
جان اشتاینبک (John Steinbeck) با نام کامل جان ارنست اشتاینبک جونیور (John Ernst Steinbeck, Jr.) نویسنده آمریکایی مکتب ناتورالیسم، 27 فوریه 1902 در کالیفرنیا به دنیا آمد. در دانشگاه استنفورد در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کرد اما پس از مدتی دانشگاه را رها کرد و به نیویورک رفت تا خبرنگاری کند. چندسال بعد به کالیفرنیا بازگشت و برای گذران زندگی شغلهای مختلفی را امتحان کرد. مشاغلی که او را با حقیقت و مشکلات زندگی مردم فقیر و طبقه کارگر جامعه آشنا میکرد.

جان اشتاینبک اولین اثرش را به نام جام زرین در سال 1929 منتشر کرد. کتابهای مشهور دیگر او عبارتند از خوشههای خشم که در سال 1939 منتشر شد، موشها و آدمها (Of Mice and Men) منتشرشده در سال 1937، مروارید (The Pearl) 1947 و شرق بهشت (East of Eden) چاپشده در سال 1950. اشتاینبک یکی از نویسندگان افتخارآفرین نیز بود. او در طول دوران فعالیت حرفهای خود بهعنوان نویسنده جوایز بسیاری مانند جایزهی پولیتزر (1940) و جایزه نوبل ادبیات (1960) را به دست آورد. آکادمی نوبل این جایزه را بهدلیل خلق آثار واقعگرایانه و نگاه انساندوستانه او به قشر ضعیف جامعه که در آثارش منعکس شده است، به اشتاینبک داد.
این نویسنده در طول دوران زندگی خود سه بار ازدواج کرد. اولین بار در سال 1929 با کارولین هنینگ. این ازدواج در سال 1942 به جدایی ختم شد. بار دوم در سال 1943 با گوییندولین کانگر. آنها صاحب دو فرزند به نامهای جان و توماس شدند اما زندگی مشترکشان تنها پنج سال به طول انجامید. در نهایت اشتاینبک در سال 1950 با الین اندرسون ازدواج کرد و آنها تا پایان عمر با یکدیگر بودند.
جان اشتاین بک 20 دسامبر 1968 بهدلیل ابتلا به بیماری قلبی در نیویورک از دنیا رفت. جسدش را سوزاندند و خاکسترش را در آرامگاه خانوادگیشان به خاک سپردند.
هر کتاب مشهوری، قصهها، افسانهها و حتی حاشیههای مخصوص به خودش را دارد و رمان خوشههای خشم هم از این قاعده مستثنی نیست. از آنجایی که انتشار کتاب خوشههای خشم مساوی بود با برانگیختن خشم سرمایهداران و زمینداران آمریکایی، انتشار کتاب در آمریکا ممنوع شد. سرمایهداران شروع به نفرتپراکنی علیه این کتاب و نویسنده آن، کردند و کارگران و دهقانها را علیه جان اشتاینبک شوراندند. به همین دلیل کارگرها نیز شروع به سوزاندن و نابود کردن کتاب کردند و پلیس افبیآی مدتی نویسنده را زیر نظر داشت تا از تهدیدها و خشم مردم در امان بماند.
شاید برایتان جالب باشد بدانید که حزب کمونیست شوروی نیز خواندن کتاب خوشههای خشم را در روسیه ممنوع اعلام کرده بود.
اما افراد مشهور، مجلات و نشریات معتبر دربارهی رمان خوشههای خشم چه میگویند؟ آنها چطور این شاهکار هنری را توصیف میکنند؟
نشریه فرانسوی لوموند، در سال 1999 خوشههای خشم را در فهرست صد کتاب برتر قرن بیستم قرار داد. این کتاب توانست جایگاه هفتم را از آن خود کند.
نشریه تایم نیز در سال 2005 این کتاب را در فهرست صد کتاب برتر انگلیسیزبان از سال 1923 تا 2005 قرار داد. این رمان در سال 2009 موفق شد تا به فهرست صد کتابی که همه باید بخوانند متعلق به روزنامه دیلی تلگراف بریتانیا راه پیدا کند.
یکی از مهمترین اقتباسها از کتاب خوشههای خشم، فیلمی به همین نام با کارگردانی جان فورد و بازی هنری فوندا است که در سال 1940 ساخته و اکران شد. این فیلم در جوایز اسکار همان سال در هفت بخش نامزد دریافت جایزه شد و موفق شد جایزه اسکار بهترین کارگردان و بهترین هنرپیشه نقش مکمل را از آن خود کند. از انی اثر همچنین اقتباس نمایشی و اوپرا هم صورت گرفته است.
شخصیتهای کتاب خوشههای خشم، یعنی آنهایی را که این داستان را شکل دادهاند، میتوان به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول خانواده جود هستند که از اوکلاهما به سوی کالیفرنیا میروند و گروه دیگر، کارگران مهاجری که نماینده بخشی از جامعه هستند.
تام جود، شخصیت اصلی کتاب است. او بعد از آزادیاش از زندان، مجبور به ترک محل زندگیاش میشود و کمی بعد باید رهبری و مسئولیت کل خانواده را نیز برعهده بگیرد.
پدر خانواده، با نقش سنتی پدری مهربان که باید رهبری کند و به فکر همه باشد ظاهر میشود اما کمی بعد از شروع مهاجرت، این نقش را به همسرش واگذار میکند؛ زنی قدرتمند که از فروپاشی خانوادهاش جلوگیری میکند. پدربزرگ تام، مردی است که علاقهای به رفتن ندارد و دوست دارد در سرزمین خودش بماند. هرچند چیزی نمیگذرد که در مسیر جانش را از دست میدهد.
تام جود برادر و خواهرهایی هم دارد. یکی از برادرهایش آنها را ترک میکند و دیگری هرچند همیشه برادرش را الگوی خود قرار میدهد اما در نهایت راه خودش را در زندگی پیدا میکند. یکی از خواهرهایش که در اوج جوانی باردار میشود و یکی دیگر که دوران نوجوانی است و هنوز در دنیای کودکانه خودش زندگی میکند.
کتاب خوشههای خشم چندین بار به فارسی ترجمه شده است. اولین کسی که کار ترجمه این کتاب را برعهده گرفت، احمد طاهرکیش بود؛ کتاب او در سال 1357 منتشر شد. پس از آن مترجمان دیگری مانند عبدالحسین شریفیان (1368 )، شاهرخ مسکوب (1379)، رضا اسکندری آذر (1395) و سعید دوج (1398) دست به ترجمه این کتاب زدند.
عبدالحسین شریفیان یکی از مترجمان پرکار و خوشنام ایرانی است. او در سال 1305 در بندر بوشهر متولد شد. دوران نوجوانی او مصادف با اشغال بندر بوشهر و سقوط رضاشاه بود. همین موضوع سبب شد تا او زبان انگلیسی را از افسران انگلیسی که بوشهر اقامت داشتند بیاموزد. در سال 1331 برای تحصیل به دانشگاه تهران وارد شد و نزد اساتید بزرگی مانند لطفعلی صورتگر (شاعر و نویسنده مشهور) و دکتر پرویز ناتل خانلری (ادیب و زبانشناس به نام ایرانی) درس خواند.
عبدالحسین شریفیان در طول 60 سال فعالیت ادبی خود آثار نویسندگان بسیاری مانند هرمان هسه، آندره ژید، سامرست موآم و ویلیام فاکنر را به فارسی ترجمه کرده است. او در مرداد 1388 در تهران چشم از دنیا فروبست.
کتاب خوشههای خشم در مدت پنج ماه نوشته شد و جان اشتاینبک تلاشش را کرد تا در جایجای داستان، اعصاب و روان خوانندگان داستانش را آزار دهد. بااینحال، این رمان به یکی از مهمترین آثار ادبی دنیا بدل شد. بد نیست نگاهی به نقدهایی بیندازیم که درباره این اثر نوشته شده است. کتابی که همواره بهعنوان یکی از مهمترین و بزرگترین آثار ادبی آمریکا از آن یاد میشود و بهدلیل اهمیتش، همیشه در دبیرستانها و دانشگاههای آمریکا خوانده و تدریس میشود.
جان تیمرمن (John Timmerman)، یکی از پژوهشگران آثار جان اشتاینبک، خوشههای خشم را یکی از کاملترین آثار داستانی قرن بیستم آمریکا میداند.
از سوی دیگر جان گاردنر، رماننویس و منتقد ادبی آمریکایی، باور دارد که اشتاینبک هیچ اطلاعی درباره وضعیت دامداران اهل کالیفرنیا نداشته است. او اعتقاد دارد که این رمان باید به یکی از مهمترین آثار ادبی آمریکا تبدیل میشد اما در عوض ملودرامی ناامید کننده است.
جان اشتاینبک پس از انتشار کتاب خوشههای خشم جایزهی پولیتزر و جایزهی کتاب ملی آمریکا را از آن خود کرد. همچنین آکادمی جایزه نوبل در سال 1962 وجود این اثر را در کارنامه حرفهای نویسندهاش، بهعنوان یکی از دلایل اصلی این انتخاب دانست.
پس از مطالعهی خوشههای خشم، آثاری چون در جستجوی زمان از دست رفته از مارسل پروست و به سوی فانوس دریایی از ویرجینیا وولف میتوانند برایتان تجربهای متفاوت اما همخانواده باشند.
«آخرین بارانها بر سرزمین سرخ و پارهای از سرزمین خاکستری رنگ اکلاهما آرام فرو ریخت، ولی زمین ترکخورده را نشکافت. گاوآهنها شیارهای جویبارها را از همه سو بریدند و دریدند. با آخرین بارانها، ذرتها به سرعت سر برآوردند و انبوهی از علفهای خودرو هر دو سوی جاده را فرش کردند، آنچنان که زمینهای خاکستری و زمینهای سرخ تیره، اندکاندک زیر پوششی سبز نهان شدند. در اواخر ماه مه رنگ از رخسار آسمان پرید و ابرهایی که از بهار تا آن هنگام، دیرگاهی بود در آن بالاها آرمیده بودند، پراکنده شدند. آفتاب داغ روز به روز و دمادم بر سر ذرتهای نورسته میتابید، تا آنجا که خطی قهوهای رنگ بر کنارههای سرنیزههای سبز گسترش مییافت. ابرها پدیدار میشدند، و راهشان را میگرفته و میرفتند بیآنکه بکوشند قطرهای باران فرو ریزند. علفهای خودرو رنگ سبزشان را تیرهتر کردند تا پایدار بمانند، اما بیش از این گسترش نیافتند و رشد نکردند. سطح زمین سفت شد. لایهی نازک اما سختی آن را پوشاند، و چون رنگ آسمان پرید، زمین هم رنگ باخت، با رنگ زمینهای سرخ به پشت گلی زد و زمینهای خاکستری رنگ سفیدی گرفت.
در شیارهایی که آب پدید آورده بود، خاک درون جویبارهای کوچک و خشک به گرد و غبار بدل میشد. موشهای بیابانی و مورچهخورها بهمنهای کوچک بهوجود میآوردند. چون آفتاب همهروزه بیدریغ و سوزان میتابید، برگهای ذرتهای جوان هم سختی و شق و رقی خود را اندکاندک از دست میدادند: نخست هلالوار خم میشدند، و بعد که رگههای میانیشان نیروی پایداری خود را از دست میداد، یک به یک مچاله میشدند. بعد ماه ژوئن از راه رسید، و خورشید خشمگینتر و سوزانتر تابید. خطوط قهوهای رنگ روی برگ ذرتها گستردهتر شد و به رگهای میانی رسید. علفهای خودرو هرز رفتند، و به ریشههایشان برگشتند. هوا رقیق بود و رنگ آسمان پریدهتر؛ و هر روز که میگذشت زمین نیز رنگپریدهتر میشد.
در جادهها که گاریها و ارابهها ره میپوییدند، هرجا که چرخها زمین میساییدند و سم اسبان زمین را میکوبیدند، لایههای زمین از جای کنده میشد و گرد و غبار به هوا میخاست. هر جنبدهای گرد و خاک بلند میکرد. پیادهها گرد و خاکی بهاندازهی قامتشان و هر ارابه به بلندای یک حصار، و هر اتومبیل ابری غلیظ و بیجان از گرد و خاک از پشت سر به هوا میفرستاد. این گرد و خاک آهسته و بهتدریج بر زمین مینشست.»
معرفی نویسنده

جان اشتاینبکآمریکایی | تولد 1902 - درگذشت 1968
جان ارنست استاینبک که در ایران با نام جان اشتاین بک نیز شناخته میشود، نویسندهای آمریکایی است که در 27 فوریه سال 1902 در کالیفرنیا متولد شده و در 20 دسامبر 1968 به علت بیماری قلبی چشم از جهان فروبست.
برای مشاهده مطالب مربوط به معرفی فیلم و کتاب با گروه فرهنگ و هنر ساعد نیوز همراه باشید.