به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، سوگل خلیق در این گفتگو با رویکردی واقعگرایانه و بدون تعارفهای مرسوم اخلاقی، به بررسی حس انتقامجویی در انسان پرداخت و گفت:
«من فکر میکنم لذت انتقام از بخشش بیشتره؛ دقیقاً به خاطر همون حسِ حقارتی که با خودش به همراه میاره [برای طرف مقابل].»
این اظهار نظرِ صریح، به سرعت بحثهای زیادی را پیرامون مرز میان بخشش اخلاقی و غریزه عدالتخواهی شخصی به راه انداخت. خلیق با این جمله دست روی نقطهای گذاشت که سالهاست موتور محرک خلاقترین درامهای سینمایی و سریالهای خانگی در ایران بوده است.
حسی که سوگل خلیق از آن صحبت میکند—یعنی خنک شدن دل مخاطب و کاراکتر از تحقیر شدن فرد ظالم—دقیقاً همان جادویی است که تماشاگران را پای نمایشگرها میخکوب میکند. ما این نوع انتقامِ عریان و نفسگیر را پیش از این در موفقترین سریالهای شبکه نمایش خانگی به وضوح دیدهایم:
زخم کاری: سقوط سهمگین و تلافیجویانه شخصیتها در دل طمع و خیانت، جایی که هر ضربه با ضربهای مهلکتر پاسخ داده میشد و تماشاگر شاهد خرد شدن غرور کاراکترها بود.
پوست شیر: سفر بیرحمانه و پر از خشم «نعمت پوستشیر» برای یافتن قاتلان دخترش. در این سریال، قانون رسمی ناکارآمد جلوه میکند و تنها یک انتقام شخصی و خشن است که میتواند دلِ سوخته یک پدر را خنک کند.
قورباغه: دنیای تاریک و گنگستری هومن سیدی که در آن تحقیر، قدرت و انتقام حلقههای یک زنجیر بودند و شخصیتها برای بقا و سرکوبِ دیگری، از هیچ تلافیِ تحقیرآمیزی دریغ نمیکردند.
قابهای واقعی از «لذت تلافی» که سینما را تکان داد [+18]روزی که سوگل خلیق از عشق خیانکارش انتقام کرفت!