به گزارش سرویس موفقیت پایگاه خبری ساعدنیوز، متیو مککانهی در این بخش از صحبتهایش، به بیان خاطرهای تاملبرانگیز و کلیدی از دوران نوجوانی و رابطه با پدرش میپردازد. او توضیح میدهد که در خانه آنها، روزهای شنبه بیدار ماندن و خوابیدن بیش از حد، نوعی خطا یا «گناه» به حساب میآمده و پدرش به شدت روی این موضوع حساس بوده است.
او تعریف میکند یک روز شنبه ساعت 8 صبح از خواب بیدار میشود و از گوشه آشپزخانه مخفیانه نگاه میکند و متوجه میشود که پدرش هنوز خواب است. او با تعجب برادرش را بیدار میکند و میگوید: «پدر هنوز خوابیده!»؛ اتفاقی که برای آنها بسیار عجیب بوده است. متیو اشاره میکند که تنها دو ماه و نیم بعد از این اتفاق، پدرش از دنیا میرود و او بعدها متوجه میشود که آن روز حال پدرش خوب نبوده و به همین دلیل بیشتر خوابیده بوده است.
مککانهی از این خاطره پل میزند به قوانین حاکم بر خانه دوران کودکیاش و دو اصل مهم را یادآوری میکند:
محدودیت و ایجاد حس استقلال: در خانه آنها قانون بر این بوده که اگر هوا روشن و آفتابی است، بچهها حق ندارند داخل خانه بمانند. این اجبار برای بیرون رفتن از خانه، به شکل ناخودآگاه به آنها «حس استقلال» و اتکا به خود را آموزش میداده است.
جایگزین کردن زندگی واقعی به جای تلویزیون: او به نقل قولی ماندگار از مادرش اشاره میکند که همیشه تلویزیون را خاموش میکرده و به او میگفته: «چرا داری تماشای یکی دیگر را میکنی (برنامههای تلویزیون)، وقتی خودت میتوانی بیرون بروی و زندگی خودت را بکنی؟» قانون نهایی و سفتوسخت خانواده آنها این بوده: «بروید بیرون، به کارهایتان برسید و تنها وقتی هوا تاریک شد به خانه برگردید.»