رضا فراخوان ملقب به حسرت السلطنه! / بالاخره نفهمیدیم حرف شهبانو زمین افتاد یا خیر!

  سه شنبه، 07 بهمن 1404 ID  کد خبر 521277
رضا فراخوان ملقب به حسرت السلطنه! / بالاخره نفهمیدیم حرف شهبانو زمین افتاد یا خیر!
ساعدنیوز: اپوزیسیون مخلوع در 2 هفتۀ گذشته چند شکست مهم خورده است. تعداد فراخوان‌های رضا پهلوی در یک ماه گذشته برای حضور مردم ایران در خیابان، از شمارش خارج شده است. او با هر نفسی که می‌کشد، یک عدد فراخوان هم صادر می‌کند که به قول خودش مردم را برای مخالفت با جمهوری اسلامی به خیابان‌ها بکشاند.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، عداد فراخوان‌های رضا پهلوی در یک ماه گذشته برای حضور مردم ایران در خیابان، از شمارش خارج شده است. او با هر نفسی که می‌کشد، یک عدد فراخوان هم صادر می‌کند که به قول خودش مردم را برای مخالفت با جمهوری اسلامی به خیابان‌ها بکشاند. اگر خیابان نشد، حداقل از پشت پنجره خانه‌ها شعار دهید. اگر آن هم نشد، بیایید یک دقیقه سکوت کنیم! این آخری البته شاهکار مادر رضا پهلوی بود؛ یک دقیقه سکوت برای سوگواری کشته‌هایشان در ایران که آن‌ها را مردم ایران می‌نامند. سرانجام هم معلوم نشد کسی آن ساعت به خصوص در خانه‌اش یا توی خودرو یا وسط مهمانی و عروسی و تفریح و سینما سکوتی کرده که حرف شهبانو فرح زمین نیفتد یا خیر!

کلکسیون فراخوان‌های بی‌اجابت

نگاهی به فراخوان‌های رضا پهلوی از ابتدای وقایع دی ماه سال جاری تاکنون نشان می‌دهد که تنها فراخوان او که توانست جمعیتی را به خیابان بکشاند، همان فراخوان کذایی 18 و 19 دی بود. او در روزهای بعد به دفعات مردم ایران را به حضور در خیابان‌ها یا اقدامات خشونت‌بار و تخریبگر فراخواند، اما کسی به فراخوان او پاسخ مثبت نداد.
رضا پهلوی روزهای متعددی را برای حضور در کف خیابان تعیین کرد، همچون روزهای 27 و 28 و 29 دی ماه؛ اما کف خیابان شلوغ نشد. او پیام ویژه برای پرسنل ارتش فرستاد و آنان را دعوت کرد به او بپیوندند؛ اما کسی از ارتش ایران به او اعتنایی نکرد. او 23 دی مدعی شد که هزاران نفر از نیروهای نظامی و انتظامی سر کار نرفته‌اند؛ اما دروغ گفت و خود حامیان او هم دیدند که این هزاران نفری که رضا پهلوی می‌گوید، وجود خارجی ندارند. او در ادامه، در بخشی از یک فراخوان خود، از مختصصان اینترنت و مخابرات خواست که آنچه را که او «زیرساخت‌های اطلاعاتی نظام» نامیده بود، هدف قرار دهند، اما باز هم اتفاق خاصی نیفتاد.
12 ژانویه رضا پهلوی دستور حمله به رسانه‌های ایران را با عبارت «تمامی نهادها و دستگاه‌های تبلیغاتی نظام هدف مشروع هستند»، صادر کرد؛ اما به نظر می‌رسید او در حال سخنرانی برای صندلی‌های خالی است! رضا پهلوی حتی در توهمی آشکار از سفارتخانه‌های ایران در سراسر جهان خواست تا پرچم ایران را تغییر داده و پرچم رژیم پهلوی را بزنند. در این میان، یک خط در میان هم تأکید می‌کرد که رئیس جمهور آمریکا شما را دیده و کمک خارجی در راه است و همین چشم‌داشت به کمک خارجی نشان می‌داد که فراخوان‌های او کلکسیونی بی‌اجابت از سوی مردم هستند که شاید فقط به درد موزه تاریخ بخورند!

تجمع مردم یا خروج هسته‌های تروریستی؟

18 دی ماه تنها فراخوان پهلوی بود که توانست خیابان‌های ایران را شلوغ کند. فراخوانی که نه برای اعتراض، بلکه برای برهم ریختن فضای داخلی ایران و کشته سازی و حملات تروریستی بود. فراخوانی که جماعت اجابت کننده آن، توده‌های مردمی ایران نبودند و همان شب جنایات وحشتناکی در شهرهای مختلف ایران به وقوع پیوست و چند هزار کشته بر جای گذاشت. آنچه در آن پنجشنبه شب رخ داد، ازدحامی از حملات به املاک دولتی و خصوصی، کشتن افراد بی‌گناه و عابران بی‌اطلاع، کشته‌گیری از میان افراد فریب‌خورده و همراه شده با حلقه‌های تروریستی و حملات پرتعداد به نیرو‌های انتظامی و حافظان امنیت، مراکز نظامی، مساجد، فروشگاه‌ها، مدارس، بانک‌ها، مغازه‌ها و منازل مردم، ماشین‌های عمومی و خصوصی و مراکز حاکمیتی بود. آیا آن‌ها که این جنایات را رقم زدند، مردم ایران بودند؟
فراخوان پهلوی برای 18 دی‌ ماه توانست هسته‌های تروریستی پنهان را که سرویس‌های امنیتی متخاصم در میان ایرانیان شکل داده بودند، از خانه‌های تیمی و مخفی‌گاه‌ها خارج کند و به کف خیابان و میدان عملیات تروریستی بکشاند، اما نتوانست مردم را با خود همراه کند و به این اجتماعات تروریستی، شکل مردمی بدهد. اگر مردم -طبعاً منظور از مردم یک کشور، اکثریت غالب است- به این فراخوان‌ها نگاهی مثبت و از سر اجابت داشتند، باید در ادامه هم پای این نگاه و عقیده خود می‌ماندند، اما در ادامه و با دستگیری تروریست‌ها و یا کشته شدن آن‌ها، دیگر هیچ فراخوانی از پهلوی نتوانست جمعی حتی همان قدر حداقلی را به خیابان بیاورد و همین امر نشان می‌دهد که فراخوان پهلوی قدرت موج‌سازی مردمی در ایران را ندارد.
همان حلقه‌های تروریستی هم از رضا پهلوی دستور نمی‌گیرند، بلکه با هماهنگی با موساد و سیا عمل می‌کنند و بیانیه فراخوان پهلوی صرفاً حفظ چهره ظاهری کار است تا گفته شود که این‌ها مردم ایران بودند. در واقع، فراخوان پهلوی، تروریست‌ها را به خیابان نیاورد، بلکه وقتی تروریست‌ها برای آمدن به خیابان و انجام عملیات میدانی آماده شدند و زمان را مناسب دیدند، به پهلوی هم گفته شد فراخوان را برای همان زمان بدهد تا در فضای عمومی و برای کار رسانه‌ای این‌گونه تلقی شود که: اولاً، آن‌هایی که به خیابان آمدند مردم ایران بودند. ثانیاً، مردم ایران به‌خاطر فراخوان پهلوی به خیابان آمدند.

جای خالی مردم را با کمک خارجی پر می‌کنند

پهلوی و سازمان‌های امنیتی مافوق او به خوبی می‌دانند که او در میان مردم محبوبیتی ندارد و حتی ترامپ هم اذعان کرد که او در میان مردم ایران نمی‌تواند محبوب باشد. تغییر یک نظام و همان براندازی اگر قرار است از مسیر عادی باشد، باید بتواند از طریق توده‌های مردمی کار خود را پیش ببرد. وقتی یک جریان مدعی براندازی فاقد چنین حمایت و طرف‌دارانی در میان توده مردم است و طرفدار حداکثری ندارد، مجبور است ایده خود برای تغییر حکومت یا پیشبرد اهداف سیاسی‌اش را از طرق دیگر، از جمله اعمال خشونت و یا با دخالت خارجی پیش ببرد.
پهلوی که نه قدرت مردمی دارد و نه قدرت نظامی و سیاسی، آویزان قدرت‌های خارجی است تا به آن‌ها التماس کند که به ایران حمله کنید تا من بتوانم انتقام پدر و مادر و خودم را از ایران بگیرم و نیمچه فعالیت سیاسی‌ام را به ثمر برسانم!


1 دیدگاه


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها