سایمون جانسون، اقتصاددان برجسته و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2024 در تحلیلی برای پایگاه پروژه سندیکیت این پرسش را مطرح میکند که اگر تا دیروز تحریمهای آمریکا به دلیل سلطه دلار در نظام مالی جهان ابزاری کمرشکن برای اعمال فشار بر کشورها محسوب میشد، امروز چه اتفاقی افتاده که ایالات متحده در جایگاه هدف این نوع فشارها قرار گرفته است؟
او که پیشتر اقتصاددان ارشد صندوق بینالمللی پول بوده نوشته ایران با استفاده از موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز، عملاً موفق شده تحریمهایی مؤثر و پرهزینه را به آمریکا تحمیل کند.
استدلال اصلی جانسون این است که ایران با قطع یا تهدید به قطع نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس که متحد آمریکا هستند، در حالی که همچنان صادرات نفت خود به چین را حفظ کرده، ساختار عرضه انرژی در جهان را به شکلی تغییر داده که قیمت نفت به شدت افزایش یافته است.
این افزایش قیمت در بازار جهانی نفت، به دلیل پیوستگی بازارها، مستقیماً قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا را بالا برده و فشار اقتصادی سنگینی بر شهروندان این کشور وارد کرده است.
نویسنده تأکید میکند که این فشار اقتصادی تنها به هزینههای سوخت محدود نمیشود. افزایش قیمت سوخت، هزینه حملونقل را افزایش داده و به تبع آن، قیمت مواد غذایی و سایر کالاها را نیز بالا برده است.
این تورمِ حملونقل، به ویژه برای قشرهایی از آمریکاییها که عمدتاً از خودروهای پرمصرف استفاده میکنند، از جمله بخش قابل توجهی از حامیان دونالد ترامپ، بسیار گران تمام میشود.
کشاورزان نیز به دلیل افزایش قیمت سوخت و کود، تحت فشار شدید اقتصادی قرار گرفتهاند.
در نتیجه، این شرایط به یک مسئله سیاسی تبدیل شده و میتواند تأثیر مستقیمی بر نتیجه انتخابات میاندورهای نوامبر 2026 بگذارد.
جالب توجه آنکه جانسون که با دارون عجماوغلو کتاب «قدرت و پیشرفت: کشمکش هزارساله بر سر فناوری و رفاه» را تألیف کرده، اثرات این فشار را فراتر از معیشت مردم و وارد بر سیاستگذاری کلان آمریکا نیز میداند.
او میپرسد با توجه به اینکه قیمت نفت برنت به بشکهای 100 دلار یا بیشتر رسیده، چگونه فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) میتواند تصمیم به کاهش نرخ بهره بگیرد؟ به اعتقاد او، اگر فدرال رزرو در برابر این فشارهای تورمی مقاومت نکند، ممکن است دورهای شبیه به دوران آرتور برنز، رئیس پیشین فدرال رزرو در دهه 1970 تکرار شود که با تورم و رکود همراه بود.
در ادامه، این اقتصاددان برجسته امآیتی به بررسی گزینههای پیش روی دولت ترامپ میپردازد.
وی تصریح میکند اگرچه ترامپ تمایل به کاهش تنش و توقف حملات به زیرساختهای انرژی دارد، اما حفظ فشار اقتصادی ناشی از این تحریمهای واقعی، تنها با حفظ تهدید معتبر در تنگه هرمز علیه ایران ممکن است.
نکته کلیدی دیگر، نقش روسیه در این معادله است. جانسون با اشاره به گزارشهای رسانهای، معتقد است روسیه با ارائه اطلاعات و پشتیبانی از حملات پهپادی، ایران را به ادامه این راه تشویق میکند، زیرا افزایش قیمت نفت برای مسکو که از تحریمهای انرژی متأثر شده، یک موهبت محسوب میشود.
به عبارت دیگر، هر چه درگیری بالا بگیرد و قیمت نفت افزایش یابد، فشار بر آمریکا برای کاهش تحریمهای نفت روسیه بیشتر میشود.
در میان راهکارهای پیشنهادی، نویسنده به ایده اعمال تحریم کامل علیه نفت ایران اشاره میکند که با توجه به آمادگی دولت ترامپ برای مقابله با کشتیهای حامل نفت قابل اجراست.
اما او مینویسد این راهکار نیز چالشهای خود را دارد. چین که مشتری اصلی نفت ایران است، ذخایر استراتژیک قابل توجهی دارد و این پرسش مطرح است که چه کسی در جنگ فرسایشی اقتصادی تاب بیشتری خواهد آورد.
او معتقد است زمان به نفع رهبران جمهوری اسلامی است، زیرا با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا، هزینههای سیاسی و اقتصادی این بحران برای کاخ سفید روز به روز افزایش مییابد.