به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، توی این ویدئو کوتاه ولی فوقالعاده تاثیرگذار، همهچیز با یک جمله شروع میشود که همهی ما حداقل هزار بار به خودمان گفتیم: «من دو دقیقه بعد از اینکه تصمیم میگیرم بهطور جدی درس بخونم». تصویر، کتابی را نشان میدهد که نه تنها باز شده، بلکه صفحاتش به شکلی عجیب و غریب و مهندسیشده، لایهبهلایه به سمت داخل تا خوردهاند و یک تونل بیپایان یا پلههایی به سمت مرکز کتاب درست کردهاند. دستِ دانشجو هم دارد با ظرافتِ تمام این لایهها را ورق میزند تا عمق این فاجعه (یا هنرنمایی!) را نشان دهد؛ یعنی دقیقاً همان لحظهای که قرار بوده فیزیک و فلسفه بخوانیم، سر از مهندسی کاغذ و خلق آثار هنری درآوردهایم!
تحلیل این ویدئو خیلی ساده است: «فرار مغزها از کتاب به حاشیه!». حقیقت این است که ذهن انسان وقتی با یک تکلیف سخت و حوصلهبر روبرو میشود، خلاقترین حالت خودش را برای «انجام ندادن» آن کار پیدا میکند. این ویدئو به خوبی تضاد بین نیت (درس خواندن جدی) و عملکرد (بازی با صفحات کتاب) را نشان میدهد. طنز ماجرا اینجاست که آن دانشجو برای درست کردن آن حجم از تاهای هندسی داخل کتاب، احتمالاً وقت و تمرکزی گذاشته که اگر روی خودِ متن کتاب میگذاشت، الان مدرک دکتریاش را گرفته بود! این پارادوکس خندهدار، همان چیزی است که باعث میشود هر کسی که طعم شب امتحان را چشیده، با دیدنش لبخند بزند.