به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، تاریخ آذربایجان را که ورق میزنیم، پیش از آنکه نامها به چشم بیایند، رسمها خودنمایی میکنند. رسمِ «اولین بودن»؛ نه فقط در صنعت و سیاست، که در گذشتن از «خود» برای «ما». این دیار، همواره مهدِ مردانی بوده است که آموختهاند ثروت واقعی، نه در حسابهای بانکی، که در لبخند کودکی است که در دورافتادهترین روستای قرهداغ، پشتِ میزی نو مینشیند و به فردا خیره میشود.
سخن از «حاج کریم مردانیآذر» است؛ پیرِ دیرِ مدرسهسازی و «کریمِ آذربایجان». مردی که نامش با خشت خشتِ کلاسهای درس گره خورده است. او که به ما یاد داد برای بزرگ بودن، باید دلی به وسعت دریا داشت. او نشان داد که عدالت آموزشی، پیش از آنکه یک بخشنامه دولتی باشد، یک «غیرت آذربایجانی» است. مردانیآذرها ثابت کردند که اگر دولتها گاهی در پیچ و خم بودجهها گرفتار میشوند، آستینِ همتِ بخششِ خصوصی هرگز کوتاه نمیماند.
اما امروز، این زنجیره غیرت و عدالت، حلقهای نو یافته است.
سفر رئیسجمهور به آذربایجان شرقی، فراتر از یک دیدار تشریفاتی، بازگشت به ریشههایی است که طعمِ عدالت را خوب میشناسند. دکتر مسعود پزشکیان، فرزند همین خاک و برخاسته از مکتبِ صدق و صفا، در حرکتی نمادین اما عمیقاً اثرگذار، با بخشش یک ماه حقوق خود به پویش «مدرسه بساز»، نشان داد که «دولت وفاق» قرار نیست تنها از پشت تریبونها با مردم سخن بگوید.
این حرکتِ رئیسجمهور، در واقع بازگشتِ معنای «عدالت» به سفرههای آموزشی است. وقتی شخص اول اجرایی کشور، پیشقدمِ ایثار میشود، پیامی روشن به همراه دارد: در دولتِ وفاق، فاصله میانِ شعار تا عمل، به اندازه یک تصمیمِ قلبی است. او با این کار، پلی میانِ خیرینِ بزرگی چون مردانیآذر و ساختار قدرت بنا کرد تا بگوید عدالت آموزشی، نه یک انتخاب، که یک تکلیفِ غیرتی است.
آذربایجان، «شهر اولینها»، بار دیگر نشان داد که در اشاعه علم و دانش پیشرو است. اینجا، جایی است که از گذشتههای دور، خیرینش همپای دولتها و گاهی فراتر از آنها، برای چراغانی کردنِ مسیرِ دانش دویدهاند. امروز همصداییِ «کریمِ مدرسهساز» و «رئیسجمهورِ عدالتخواه»، نویدبخشِ فصلی نو است؛ فصلی که در آن هیچ کودکی به جرمِ دوری از مرکز یا فقر مالی، از لذتِ دانستن محروم نمیماند.
ما خبرنگاران، راویانِ این غیرت هستیم. مینویسیم تا بماند که در روزگارِ سختیها، مردانی از جنس آذربایجان، چگونه با بذلِ مال و جان، درختِ دانش را آبیاری کردند. وفاق یعنی همین؛ یعنی دستِ خیرِ «کریم» در دستِ همتِ «مسعود» برای ساختنِ وطنی که در آن، عدالت آموزشی نه یک رویا، که یک حقیقتِ ملموس در دورترین نقاطِ مرزی باشد.