به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، اجرای علیرضا قربانی از این تصنیف، به لطف صدای گرم و پراحساس او، ابعاد تازهای از عمق عاطفی و تغزلی این اثر را نمایان کرد؛ اما وقتی همین ملودی معروف، این بار بیکلام و تنها با نوای سنتور اجرا میشود، گویی روح خام و بیپیرایهی تصنیف بیشتر نمایان میگردد. سنتور در این حالت، بدون واسطهی کلام، مستقیماً با شنونده سخن میگوید و احساساتی چون سوز، شیدایی و رسوایی عاشقانه را با زبان زخمههای فلزیاش روایت میکند.
در نسخهی بیکلام سنتوری، ملودی اصلی که در ذهن بسیاری با عبارت معروف «رسوای زمانه منم، دیوانه منم» حک شده، حالا بدون بار معنایی کلمات، صرفاً از مسیر نتها و فرودها عبور میکند. ضربیهای آرام و فرودهای عمیق سنتور، جای خالی کلام را با نوعی سکوت پرمعنا پر میکنند و شنونده را به سفری درونی میبرند؛ جایی که دیگر نیازی به توضیح «شمع و پروانه منم» یا «مست میخانه منم» نیست، زیرا خود ساز این تصاویر را در ذهن نقاشی میکند. این اجرا، تصنیف را از حالت آوازی به حالتی کاملاً سازی و تأملبرانگیز تبدیل میکند و نشان میدهد که موسیقی سنتی ایرانی تا چه حد بدون کلام هم قادر به انتقال مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است.
نوای سنتور در این بازآفرینی، گاه چون نالهای شبانه و گاه چون رقص باد صبا بر کوچههای خیس عشق، فضایی خلوت و در عین حال پرهیجان میسازد. حذف صدای انسانی و تکیه بر یکی از اصیلترین سازهای ایرانی، باعث میشود شنونده بیشتر به خود ملودی و ظرافتهای ریتمیک و هارمونیک اثر توجه کند. این نسخهی بیکلام سنتوری از «رسوای زمانه»، نه تنها ادای دینی به شاهکار همایون خرم است، بلکه اثبات میکند که گاهی سکوت کلام، صدای عمیقتری از دل موسیقی برمیخیزد و رسوایی عاشق را بیواسطه به جان شنونده مینشاند.