به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، این واقعه زمانی رخ داد که پس از اصابت موشک اول، ایشان با شجاعت تمام مشغول تخلیه کلاسها بود، اما موشک دوم فرصت نجات را از او و شاگردانش گرفت.
خانم قلیپور تنها یک مدیر مدرسه نبود؛ او مادری بود که دو فرزندش نیز در همان فضای آموزشی در کنارش بودند. دختر ایشان در مقطع دهم و پسرشان در کلاس ششم همان مدرسه تحصیل میکردند. این همزیستی مادرانه و حرفهای در لحظات بحران، عمق فاجعه را دوچندان میکند؛ جایی که ایثار یک معلم برای نجات جان تمام فرزندان ایران، با غم از دست رفتن پارههای تن خودش و دهها کودک بیگناه دیگر گره خورد.
ابعاد این جنایت فراتر از تخریب یک بنای آموزشی است. به گفته شاهدان عینی و خانوادههای داغدار، شدت انفجار به حدی بود که پیکرهای مطهر این شهدا، از کودکان پیشدبستانی تا مقاطع بالاتر، به سختی قابل شناسایی بود. عملیات آواربرداری که تا ساعتها پس از حادثه ادامه داشت، پرده از قساوتی برداشت که در آن، لبخندهای کودکانه و آرزوهای دانشآموزان مینابی در میان شعلههای آتش و تلی از خاکستر برای همیشه خاموش شد.