به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری ساعدنیوز، یان گلاژفسکی بیش از 80 سال پس از آنکه خانوادهاش همزمان با پیشروی جنگ جهانی دوم در شرق لهستان، اشیاء ارزشمند خود را دفن کردند، با دنبال کردن نقشه کشیدهشده توسط پدرش، جستوجو را آغاز کرد.
او در 69 سالگی تصمیم گرفت گنجی را بیابد که خانوادهاش پیش از تهاجم شوروی در جریان جنگ جهانی دوم آن را پنهان کرده بودند. گلاژفسکی برای این جستجو از نقشۀ کشیده شده توسط پدرش استفاده کرد و از قضا موفق شد جواهرات و یادگارهای خانوادگی و بخشی از تاریخ خانوادهاش را که دههها در دل خاک انتظار میکشیدند، کشف کند.
در اکتبر 2019، یان گلاژفسکی، استاد بازنشستهی حقوق محیطزیست، در حاشیهی جنگلی در غرب اوکراین ایستاده بود و برگهای را در دست داشت که دههها کنار گذاشته شده بود. آن برگه نقشهای بود که پدرش گوستاو در سال 1989 با دست کشیده بود؛ نقشهای که کاملاً از حافظه ترسیم شده بود، پنجاه سال پس از آنکه خانواده در پی تهاجم شوروی به لهستان گریخته بودند.
راهنماییهای روی نقشه، به همان اندازه که دقیق بودند، هولانگیز هم بودند: «آنجا که جنگل آغاز میشود، باید برای یافتن نقرههای ما حفاری کنی.»

داستان از 17 سپتامبر 1939 آغاز شد. در حالی که نازیها از غرب حمله میکردند، ارتش سرخ شوروی از شرق یورش میآورد. خانوادهی گلاژفسکی هنگام صرف ناهار در ملک خود نزدیک لویو بودند که خبر حملات رسید. با توجه به اینکه مرز تنها چند کیلومتر با آنها فاصله داشت، چارهای جز فرار نداشتند.
پیش از گریختن به سوی رومانی، گوستاو و برادرانش نقرههای خانوادگی و تفنگهای شکاری را در جنگلی نزدیک عمارت پدرشان، آدام گلاژفسکی دفن کردند. آدام آنجا ماند و سرانجام سالهای پایانی عمرش را در زیرزمینی در لویوِ تحت کنترل شوروی گذراند، بیآنکه هرگز دوباره پسرانش را ببیند.
یان در آفریقای جنوبی بزرگ شد؛ او در طول زندگی بارها از پدرش خواست محل گنج دفنشده را ثبت کند. سرانجام در سال 1989، گوستاو پشت یک ماشینتحریر قدیمی Olivetti نشست و صفحهای از دستورالعملها را همراه با نقشهای که با مداد کشیده بود، تهیه کرد.
یان به یاد میآورد: «پدرم داشت پیر میشد و من مدام از او میخواستم. او همهچیز را از حافظهاش بیرون کشید، نیم قرن پس از ترک آنجا.»

تا زمان بازنشستگی یان در سال 2019 طول کشید تا او مسلح به دستگاه فلزیاب شود و با کمک اوکراینیهای محلی، نقطهی دقیق را پیدا کند. او در حاشیهی جنگل، جعبهی جواهرات، قاشق غسل تعمید حکاکیشده و چندین دست سنگین از نقرههای خانوادگی را از دل خاک بیرون آورد.
ارزش مادی این یافتهها هزاران دلار برآورد میشد، اما برای یان، این کشف بیش از آنکه ارزش مادی داشته باشد، آخرین پیوند با مادری بود که در هفتسالگی از دست داده بود. لمس اشیایی که مادرش هشتاد سال پیش بستهبندی کرده بود، بهشدت او را تحت تأثیر قرار داد و اجرای وصیت پدرش سبب شد به گفتهی خودش، «سرافراز شود».
گرچه این کشف سالها پیش رخ داد، اما داستان آن زندگی دومی یافته است. در ژوئیهی 2025، اقتباسی نمایشی از خاطرات یان با نام «خون و نقره» در Baxter Theatre در کِیپتاون به روی صحنه رفت. این نمایش نهتنها ماجرای جستوجوی گنج، بلکه زندگی یان بهعنوان چهرهای برجسته در عرصهی حقوق را روایت میکند که در تدوین بندهای زیستمحیطی قانون اساسی آفریقای جنوبی نقش داشت.
برای یان گلاژفسکی، نقرهها هرگز مسئلهی ثروت نبودند؛ بلکه مسئله اثبات وجود خانوادهای بودند که قرن بیستم کوشید آن را از میان ببرد.