به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، سردار حاجیزاده از آن فرماندهانی بود که «قدرت» را نه امتیاز، که امانت میدانست. در نگاه او، مسئولیت نظامی پیش از آنکه نشانی از اقتدار باشد، نشانی از پاسخگویی در برابر خدا و مردم بود. باور داشت اگر قدرت از مسیر حق خارج شود، به ظلم ختم خواهد شد؛ از همین رو همواره تأکید میکرد که اقتدار، تنها زمانی مشروع و ماندگار است که در خدمت امنیت ملت و در امتداد ولایت حرکت کند.
او معتقد بود اقتدار واقعی نه در عدد و آمار تجهیزات، بلکه در ایمان، وحدت ملی و پیوند ناگسستنی با رهبری معنا پیدا میکند. همین نگاه عمیق، او را در حساسترین و پرتنشترین مقاطع، آرام، مطمئن و مسلط نگه میداشت؛ زمانی که دشمن با تهدید، جنگ روانی و فضاسازی رسانهای میآمد، او با محاسبه دقیق، صبر راهبردی و صلابتی برخاسته از ایمان پاسخ میداد.
سردار حاجیزاده هرگز در حصار عنوانها و مسئولیتها محصور نشد. او فرماندهای میدانی بود؛ حضوری فعال، پیگیر و بیوقفه. سادهزیستی، دوری از تشریفات و ترجیح کار بینامونشان بر دیدهشدن، بخشی جداییناپذیر از منش او بود. سالها تلاش شبانهروزی، تصمیمهای سنگین و مسئولیتهای خطیر، بیآنکه در پی ثبت نام خود باشد، از او چهرهای ساخت که هم در میدان و هم در دلها جای داشت.
در نگاه او، امنیت کشور خط قرمزی بود که هیچ مصلحتی نباید از آن عبور میکرد. همواره تأکید داشت توان دفاعی کشور برای بازدارندگی و دفاع است؛ برای اینکه هیچ دشمنی حتی به فکر تعرض به این سرزمین نیفتد. او قدرت را ابزار صلح پایدار میدانست، نه وسیله تهدید ملتها.
یکی از ویژگیهای بارز سردار حاجیزاده، ترکیب کمنظیر آرامش درونی و قاطعیت در تصمیمگیری بود. نه هیجانزده میشد و نه دچار تردید. باور داشت اگر تصمیمی بر اساس تکلیف، عقلانیت و توکل گرفته شود، خداوند راه را هموار خواهد کرد. همین باور، او را به فرماندهای تبدیل کرده بود که در سختترین شرایط، تکیهگاه نیروهایش بود.
او نه شیفته مرگ بود و نه دلبسته دنیا؛ تشنه انجام وظیفه بود. بارها گفته بود انسان باید آنچنان زندگی کند که اگر ماند، مفید باشد و اگر رفت، سربلند.
همسر سردار حاجیزاده، در روایتهایی صمیمی و تأثیرگذار، به بُعدی عمیق از شخصیت او اشاره میکند و میگوید:
«برخلاف بسیاری که لباس رزم را با آرزوی شهادت میپوشند، دل او به ماندن گره خورده بود؛ ماندنی از جنس مسئولیت. بارها از او میپرسیدم آرزو نداری شهید شوی؟
میگفت: آرزوی من زندهماندن است برای خدمت. اگر قرار باشد همه بروند، چه کسی بماند و بار این راه را به دوش بکشد؟
اما همیشه اضافه میکرد اگر رفتنی باشد، دوست دارم رفتنم با شهادت باشد.»
شب عید غدیر؛ رفتنی بیصدا، مثل همیشه
او درباره آخرین ساعات حضور سردار در خانه چنین روایت میکند:
«شب عید غدیر بود. بعد از مراسم، خسته به خانه آمد. حدود نیمساعت خوابید. تماسها که شروع شد، فهمیدم دوباره باید برود. بلند شد، لباس پوشید و رفت؛ مثل همیشه، بیهیچ گلایهای. سالها به این رفتنهای بیصدا عادت داشتیم.
ساعاتی بعد، پس از نماز صبح، خانهمان مورد حمله قرار گرفت…»
همسر سردار حاجیزاده در پایان، پیام خود را چنین بیان میکند:
«همه باید پشت سر رهبر باشند. چشمها باید به دهان حضرت آقا باشد. تجربه این سالها نشان داده نباید به دشمن اعتماد کرد. راه نجات کشور، وحدت، بصیرت و ایستادگی است.»
امروز نام سردار حاجیزاده، تنها یادآور یک فرمانده نیست؛ نشانه یک تفکر است. تفکری که میگوید قدرت بدون ایمان خطرناک است، امنیت بدون وحدت پایدار نیست و پیشرفت بدون تبعیت از ولایت، راه به جایی نمیبرد. او رفت، اما راهی که با تکلیف آغاز شد، همچنان ادامه دارد.
4 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
5 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش