به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، علاقه به حفظ زندگی و آنچه مالک آن هستیم رفتاری کاملا طبیعی در همه موجودات از جمله انسان است.ما انسان ها می خواهیم چیزهایی که داریم و به دست آورده ایم به خصوص چیز های ارزشمند زندگیمان را برای خود حفظ کنیم و در مقابل خطرات احتمالی واکنش نشان می دهیم. شما دارایی با ارزشی دارید که آن هم شوهرتان است بنابراین به صورت فطری و طبیعی می خواهید او را حفظ کنید.
تا اینجا این ویژگی تقریبا در همه انسان ها دیده می شود اما یادمان باشد بسیاری از رفتارهای طبیعی اگر کنترل نشوند به مشکل و دردسر تبدیل می شوند. درست مثل آب که مایه حیات ما انسان هاست اما اگر کنترل نشود و بیش از حد جمع شود سیل می شود و ما در آن آبی که قرار بود مایه حیاتمان باشد غرق می شویم؛ بنابراین کنترل نکردن رفتارهای طبیعی نیز می تواند آسیب زا باشد. این که یک خانم نسبت به شوهرش حساس باشد و خطرات احتمالی را جدی بگیرد و نگذارد شوهرش از دست برود رفتاری طبیعی است اما یادمان باشد وقتی ما بیش از حد به یک نفر بد بین باشیم و تلاش کنیم او را محدود کنیم باعث می شویم زندگی برای او تلخ شود.
حتی در بعضی موارد عکس العمل های شدیدی را ممکن است به دنبال داشته باشد؛ مثلا مرد وقتی احساس کند از طرف خانمش تحت کنترل و مراقبت است ممکن است واکنش نشان دهد و دست به رفتارهای نادرست و لجبازی بزند.
مناسب است به عاقبت کار خودتان بیندیشید که این رفتار شما دو ضرر جدی به همراه دارد :
زندگی به عزیزترین آدم زندگی یعنی شوهرتان تلخ می شود
ممکن است همین مراقبت افراطی عامل اصلی از دست دادن شوهرتان شود. در روایات آمده است که سوء ظن زیاد باعث انحراف و اشتباه می شود.
آیا به این فکر کرده اید که چند بار در روز به همسرتان گیر می دهید؟ اگر شما جزو آن دسته از خانم هایی هستید که به همسرتان بیش از گیر می دهید، با ادامه مطلب همراه شوید.

اگر شما از زمانی که همسرتان به خانه می آید تا آخر شب به او گیر دهید و نق بزنید و الکی بهانه جویی کنید، همسرتان از شما دلزده شده و از خانه فراری می شود. او هر جایی را به خانه ترجیح می دهد تا از دست گیردادن های الکی شما راحت شود.خود شما هم اگر لحظه ای خودتان را جای همسرتان بگذارید و تصور کنید که او بخواهد از صبح تا شب همه نکات هرچند مثبت و خیرخواهانه را در مورد زندگی و خانه داری و بچه داری یا محیط بیرون از خانه به شما گوشزد کند، قطعا خسته و کلافه خواهید شد.
گیر دادن و نق زدن های الکی همسر شما را به سمت رفیق بازی می کشاند. او ترجیح می دهد به جای اینکه در خانه بماند و گیرهای الکی شما را تحمل کند، با دوستان خود به تفریح بپردازد. مطمئنا هیچ عاملی بیشتر از گیردادن ها و تذکرهای مداوم شما نمی تواند همسرتان را به این خوبی و تمیزی از شما دلزده و دور کند.
دروغ یکی از عواملی است که سبب فروپاشی زندگی مشترک خواهد شد. گیر دادن و نق زدن های الکی سبب می شود همسر شما دیگر با شما صادق نباشد. مثلا او برای اینکه گیرهای الکی شما را نشنود، دیر به خانه می آید و به شما می گوید در محل کارش بوده است. خلاصه همسرتان ممکن است برای رهایی از غرها و گیر دادن های شما متوسل به دروغ های کوچک و بزرگ که برای زندگی مخربند، گردد.
با گیر دادن های الکی می توانید در محیط خانه مداوم روی اعصاب همسرتان راه بروید، و حس عصبانیت، کم حوصلگی و لج بازی را در وی تقویت کنید تا جایی که آرامش زندگی لابه لای گیردادن هایتان گم شود. بهانه گیری های بی مورد و زیاده از حد زن باعث داد و فریاد و بداخلاقی مفرط همسر و آغاز جنگ و دعوا و تنش در زندگی مشترک خواهد شد.
یک زن بهانه گیر برای شوهرش بسیار رنج آور و آزار دهنده خواهد بود و در بسیاری از موارد بهانه گیری های بی مورد و زیاده از حد زن باعث دوری مرد از خانه می شود.اگر مرد از همسرش خسته و دلسرد شود و تمایلی به ادامه رابطه نداشته باشد، ممکن است به جای صحبت با او، خیانت کند و با دیدن محبت از سوی جنس مخالف به سمت آنها سوق یابد. پس خانم های محترم توصیه ها و تذکرات شما با هر تفسیر و تعبیری که باشد و در هر نقطه ای از دنیا که باشد مردتان را از شما دلزده و فراری می کند.
چرا جورابات رو اونجا درآوردی؟ چرا تخمه ریختی رو فرش؟ چرا با این دوستت می گردی؟ چرا این طوری خرید می کنی؟ چرا دیر اومدی؟ چرا، چرا و ... این جملات برای برخی از مردان بسیار آشناست، مردانی که همسرشان به دلایل مختلف به آنها گیر می دهد.گیرهای الکی، نق زدن های زیاد و... عواقب فراوانی دارد و زندگی را با تنش های فراوانی روبرو می کند.برای پیشگیری از عواقب گیر دادن به همسرتان، اینگونه رفتار کنید:
به جای مطرح کردن خواسته خود با گوشه و کنایه و گیردادن های بی جهت که باعث ناراحتی و در عین حال گیج شدن همسرتان می شود؛ خواسته و نظر خود را دوستانه، اما صریح و شفاف به همسرتان منتقل کنید تا او متوجه شود که شما چه می خواهید.گاهی همسرتان دوست دارد طبق خواسته شما رفتار کند و رضایت شما را جلب کند، اما در اثر سوء تعبیر ها و سوء تفاهم هایی که بین شما و او پیش آمده نمی داند دقیقا از او چه می خواهید.
گاهی زنان فکر می کنند که همسرشان کودکی است که زن باید از او مراقبت کند و مدام به او تذکر دهد. اینگونه زنان همه کارهای همسرشان را به او یاد آوری کرده و فکر می کنند همسر بسیار خوبی هستند اما این کار باعث پایین آوردن اعتماد به نفس و سلب استقلال همسر خواهد شد و مرد احساس می کند هیچگونه استقلالی از خود ندارد و رفتارهای همسرش او را یاد مادرش می اندازد پس بدانید شما با مادری کردن، همسر نمونه ای نخواهید شد. شما با ایفای نقش والد برای همسرتان، ناخودآگاه او را به سمت ایفای نقش کودکی تحریک می کنید و باعث بیشترشدن رفتارهای آزاردهنده و حتی لجبازی او می شوید.
این را بدانید که مرد ها عاشق استقلال هستند، اما استقلال از نگاه مردان به چه معناست؟ آن ها میخواهند کارهایشان را بدون نظارت و به تنهایی انجام دهند. متاسفانه برخی از زنان شدت وابستگی زیادی به همسرشان دارند درست مثل دوقلوهای به هم چسبیده توقع دارند که همسرشان همیشه و در هر شرایطی کنارشان باشد! آن ها توقع دارند شوهرشان که خسته از سرکار می آید دربست دراختیارشان باشد و تمام تفریح و شادی خود را با همسرش بگذارند. اصلا چه معنا دارد که کسی که متاهل است با دوستانش به تفریح برود؟ این زنان نه تن ها زندگی همسرشان را محدود می کنند بلکه زندگی خودشان را هم در چارچوب خاصی قرار می دهند؛ آن ها گاها اینگونه خود را محدود می کنند که «چون من فقط با تو به تفریح می روم تو هم باید فقط با من به تفریح بروی نه دوستانت!»، اما واقعیت این است که کسی آن ها را محدود نکرده است بلکه خودشان این راه را انتخاب کرده اند و حقیقت این است که مردان برخلاف این را می پسندند و دوست دارند همسرشان دوستانی داشته باشد تا بتواند گاهی اوقاتش را با آن ها بگذراند و این مردان دوست دارند خودشان هم به همین شیوه زندگی کنند.
تفریح با دوستان و همسر هر کدام لذت خودش را خواهد داشت، اما بیرون رفتن با دوستان و محدودیت ایجاد نکردن در زندگی زناشویی باعث می شود زن و مرد از درکنار هم بودن لذت بیشتری ببرند و قدر یکدیگر را بیشتر بدانند. پس فراموش نکنید که با آزاد گذاشتن همسرتان به آن ها خواهید گفت که به علایق آنان احترام می گذارید و مطمئن باشید که اینکار ارزش اعتماد شما را خواهد.
به جای تمرکز بر نکته های منفی، نقاط مثبت همسرتان را هم ببینید. وقتی روی رفتارهای منفی همسرتان تمرکز می کنید ناخودآگاه در دل از او آزرده می شوید و احساس نارضایتی از رفتارهای او برای شما به وجود می آید.خوبی های همسرتان را در ذهنتان بشمارید و به آن ها فکر کنید و به جای گوشه و کنایه و گیر دادن، از ادبیات مثبت استفاده کنید مثلا به جای اینکه بگویید باز دوباره تند نری جریمه بشی». بگویید:«عزیزم، تند نری ها، دل خانومت اینجا برات می تپه که سلامت بری و برگردی».
به علاقه های شخصی او احترام بگذارید و حریم شخصی او را حفظ کنید تا تفاهم و محبت بیشتری در خانه و خانواده به وجود آید و همسرتان احساس بهتری از زندگی با شما داشته باشد. شما به عنوان همسر نمی توانید شوهرتان را دقیقا آنطور که می خواهید قالب بزنید و بسازید.