به گزارش سرویس علم و فناوری پایگاه خبری ساعدنیوز،لویی-ویکتور-پیِر-ریمون دوبروی (به فرانسوی: Louis-Victor-Pierre-Raymond, 7th duc de Broglie) (زاده 15 اوت 1892 در دیئپ – درگذشته 19 مارس 1987 در لوسین) فیزیکدان فرانسوی و برندهٔ جایزه نوبل فیزیک بود. او از پیشگامان مکانیک کوانتومی بود. تلفظ نام خانوادگی وی، دوبرُی است.
نام کامل: لویی-ویکتور-پیِر-ریمون دوبروی
مشهور به: لویی دوبروی
متولد: 15 اوت 1892 در دیئپ فرانسه
درگذشت: 19 مارس 1987 در لوسین فرانسه
رشته علمی: فیزیک
کشفیات: طبیعت موجی الکترونها، مکانیک بوهمی و موج مادی

لویی دو بروی، در 15 اوت 1889 در یک خانواده اشرافی، در شهر دیِپ، سِن-مَریتیم فرانسه، چشم به جهان گشود. او پس از مرگ برادر بزرگترش موریس (دوک ششم)، در سال 1960 به مقام دوک هفتم، نایل گردید. او در طول دوران زندگی خود، هیچ وقت ازدواج نکرد و زمانی که در لووِسیِن (Louveciennes) فرانسه درگذشت، به دلیل نداشتن وارث، پسر عموی دور او، ویکتور- فرانسوا Victor-François به مقام دوک هشتم، نایل گردید. دوبروی، در ابتدا کار علمی اش را در زمینهٔ علوم انسانی شروع کرد و اولین مدرک تحصیلی خود را نیز در زمینهٔ تاریخ کسب کرد. اما پس از آن با وقوع جنگ جهانی اول در سال 1914، او به ارائه خدمات به ارتش در توسعه ارتباطات رادیویی پرداخت که سبب تغییر رویکرد او به سمت ریاضیات و فیزیک شد و موفق به کسب مدارکی علمی در این زمینه گشت. در همین باب او در سال 1924 تحقیقاتش را در مورد نظریهٔ کوانتومی که بر اساس کارهای ماکس پلانک و البرت اینشتین در نور پایه ریزی شده بود انجام داد و نظریهٔ خود را دربارهٔ حالت های موجی الکترون، که به نظریهٔ دوگانگی ماده-موج مشهور شد، مطرح کرد. دوبروی پایان نامهٔ دکترای خود را با محتوای تأیید خاصیت دوگانگی ذرات و موج ارئه کرد که با تصویب از سوی البرت اینشتین، او به کسب عنوان دکترای خود در فیزیک نایل گردید. به این ترتیب شهرت فرضیهٔ دوبروی که بیانگر این است که هر ذره یا جسم در حال حرکت یک موج همراه خود دارد، به اوج خود رسید. پس از این مهم، او یک زمینهٔ جدید در فیزیک با نام مکانیک موجی ایجاد کرد که به ایجاد ارتباط میان فیزیک انرژی (موج) و فیزیک ماده (ذرات) انجامید. با این کارش او توانست جایزه نوبل را در سال 1929 به دست آورد. دو بروی در دوران بعدی کاریش به توضیح علیّ از مکانیک موجی پرداخت که با مدل های کاملاً احتمالاتی مسلط بر مکانیک کوانتومی در تضاد بود. کارهای او توسط دیوید بوهم در سال 1950 تصحیح شد. علاوه بر این کارهای بشدت علمی، او در مورد فلسفه علم، از جمله ارزش اکتشافات علمی مدرن، به تفکر پرداخت و حاصل اندیشه هایش را به رشتهٔ تحریر درآورد. دو بروی در سال 1932 عضو آکادمی علوم پردازنده شد و از سال 1942 به بعد دبیر ثابت ان آکادمی بود. از او برای پیوستن به شورای اتحادیهٔ کاتولیک فرانسه دعوت شد، اما با توجه به این واقعیت که او فردی غیر مذهبی بود، این پیشنهاد را نپذیرفت.[2] در 12 اکتبر 1944 در فرهنگستان فرانسه او جایگزین ریاضی دان بزرگ، امیل پیکارد گشت. مصادف شدن این امر با جنگ جهانی دوم سبب مردن یا زندانی شدن برخی از اعضای فرهنگستان شده بود، به همین دلیل در این زمان آکادمی قادر به انجام انتخابات نبود، زیرا برای انجام این کار حضور بیست تن از اعضای الزامی بود. اما با توجه به این شرایط استثنایی، مجمع با 17 عضو تشکیل شد و به اتفاق آراء دوبروی را به این مقام منصوب کرد. در یک رویداد منحصربه فرد در طول تاریخ فرهنگستان، یک نفر (دوبروی) توسط برادرش (موریس- که از سال 1934 عضو مجمع بود) به عنوان عضو انتخاب گردید.
لویی دوبروی دومین پسر یکی از اشراف زادگان فرانسوی بود. خانواده اش نام خود را از شهری کوچک در نرماندی گرفته اند که از قرن 17 میلادی خاستگاه نظامیان، سیاستمداران و دیپلمات های عالی رتبه بوده است. در انتخاب حرفه، لویی دوبروی هم چون بردارش موریس (که لویی، عنوان دوک را پس از مرگ او به ارث برد) سنت خانوادگی را شکست و علم را برگزید. موریس فیزیکدان بود و در مطالعات تجربی هسته اتم مشارکت قابل توجهی داشت. او آزمایشگاهی بسیار مجهز در عمارت خانوادگی خود در پاریس بنا کرد و گاهی برادرش در انجام آزمایشات به او می پیوست. این جنبه کاملاً مفهومی از فیزیک باعث جلب علاقه و جذب لویی به فیزیک شد. لویی دوبروی خود را دارای روحیه ای بسیار فراتر از یک نظریه پرداز محض نسبت به آزمایشگران یا مهندسین می دانست که خصوصاً عاشق دیدگاهی کلی و فلسفی است. علاقه شدید لویی دوبروی به مفاهیم فلسفی فیزیک مدرن در مقالات و کتاب هایش به خوبی نمایان است. در طول جنگ جهانی اول و مشاهده خدمات ارتش در ایستگاه رادیویی در برج ایفل، لویی دوبروی یکی از معدود تماس های خود با جنبه های فنی فیزیک را تجربه کرد و پس از آشنایی با اقدامات فیزیکدان آلمانی ماکس پلانک و نیز آلبرت انیشتین به واسطه برادرش موریس، علاقه او نسبت به آنچه آن را "اسرار فیزیک اتمی" می نامید برانگیخته شد. با این حال هنوز تصمیم جدی برای تصدی حرفه فیزیکدانی نداشت. لویی دوبروی در 18 سالگی تحصیلات خود در زمینه فیزیک نظری را در دانشگاه سوربن آغاز کرد و هم زمان مدرک خود در رشته تاریخ (1909) را دریافت کرد و در مسیر کسب پیشه خانوادگی خود یعنی دیپلمات شدن گام برداشت. پس از یک دوره طولانی تلاش در این زمینه پروژه تحقیقاتی در تاریخ فرانسه که به او اختصاص یافته بود را نپذیرفت و برای پایان نامه دکترای خود موضوعی در زمینه فیزیک انتخاب کرد که محتوای آن شامل تأیید خاصیت دوگانگی موج و ذرات بود.
شروع فعالیت های او با علوم انسانی همراه بود و اولین بار در رشته تاریخ به تحصیل پرداخت و مدرک آن را کسب کرد؛ اما شروع جنگ جهانی اول در سال 1914 باعث تغییر مسیر او شد و دوبروی به ارائه خدماتی در ارتش و بخش توسعه ارتباطات رادیویی مشغول شد. به همین ترتیب فیزیک و ریاضی با زندگی او گره خوردند و مدارکی در این زمینه بدست آورد. ده سال بعد شروعی برای یکی از مهم ترین تحقیق های او بود و نظریه ی کوانتومی که بر اساس کارهای ماکس پلانک و البرت انیشت در نور انجام پایه ریزی شده بود را بررسی کرده و نظریه اش درباره حالت های موجی الکترون و دوگانگی ماده-موج را ارائه داد. پس از مدتی پایان نامه دکترای لویی دوبروی نیز با محتوایی در جهت تایید خاصیت دوگانگی ذرات و امواج آنها بود که تایید البرت انیشتین، اعتبار آن را بیشتر کرده و موجب اخذ دکترای فیزیک بدون هیچ مشکلی شد. افزایش شهرت و اعتبار این نظریه همچنان رو به افزایش بود و پژوهش هایی درباره ذره های درحال حرکت که موجی به همراه خود دارند آغاز شده بود. او پس از ارائه و اثبات این فرضیه، زمینه ای جدید در فیزیک با نام مکانیک موجی ایجاد کرد که باعث ارتباط میان فیزیک انرژی (موج) و فیزیک ماده (ذرات) شد و بدین ترتیب جایزه نوبل 1929 را دریافت کرد. اگرچه نظریه او به دریافت جایزه نوبل هم ختم شد اما کارهای بعدی اش را به توضیح جایگاه مکانیک موجی اختصاص داد که با مدل های فرضی مسلط بر مکانیک کوانتومی در تضاد بود. به همین دلیل این پژوهش ها در سال 1950 توسط دیوید بوهم تصحیح شد.
همانطور که اشاره شد پژوهش ها و فرضیه های دوبروی تاثیر زیادی در فیزیک داشته است. از مهم ترین تئوری های این دانشمند می توان به این موارد اشاره کرد: «ماده و دوگانگی موج - ذره» که ایده پایان نامه اش در سال 1924 بود، «عدم بطلان و تنوع جرم» که با توجه به آن نوترینوها و فوتون ها دارای جرم غیر صفر هستند، «تعمیم اصل کمترین عمل» در بخش دوم پایان نامه خود در سال 1924، «دوگانگی قوانین طبیعت»، «نظریه نوترینو از نور» در سال 1934، و «ترمودینامیک پنهان» که ایده نهایی دوبروی می باشد که تلاش می کند سه اصل فرما، ماپرتیوس و کارنو را در کنار یکدیگر قرار دهد.

گرفتن جایزه کالینگا در سال 1952 از یونسکو به دلیل محبوب کردن علم ودانش.
عضو خارجی انجمن سلطنتی در 23 آوریل 1953.
در سال 1961 عنوان شوالیه را از صلیب بزرگ در لژیون افتخار کسب کرد.
برای تلاش های او در نزدیک کردن علم و صنعت به هم در سال 1945 پست مشاور کمیسیون عالی فرانسه از سوی سازمان انرژی اتمی به او اهدا شد.
او موفق به تأسیس مرکزی برای مکانیک کابردی در مؤسسهٔ هانری پوانکاره شد که در آن به پژوهش در زمینه های اپتیک، سیبرنتیک(cybernetics) و انرژی اتمی پرداخته می شد، که شکل گیری آن الهام گرفته از آکادمی بین المللی علوم ملکولی کوانتومی بود که او یکی از اعضای اولیهٔ آن بود.
1929 – جایزه نوبل در فیزیک.
1929 – مدا ل هنری پوانکاره.
1932 – جایزه البرت از موناکو Albert I of Monaco Prize
1938 – مدال ماکس پلانگ.
1938 – عضو آکادمی علوم سلطنتی سوئد شد.
1944 – عضو فرهنگستان فرانسه شد.
1952 – جایزه کالینگا Kalinga Prize
1953 – عضو انجمن سلطنتی (Royal Society)