به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، مینا که زمانی دانشجوی مرتضی بوده، پس از ده سال زندگی مشترک با وی، تصمیم می گیرد از او جدا شود و برای ادامه تحصیل به کانادا برود، اما مرتضی که از این تصمیم ناخرسند است، تمام تلاش خود را معطوف منصرف کردن او از تصمیمش می کند، تا اینکه روزی متوجه می شود مینا موضوع طلاقشان را با عزیز، مادر بیمار مرتضی، در میان گذاشته است. مرتضی نیز از شرایط پیش آمده استفاده می کند و ...
در فیلم کنعان مکانی هست که در آن در کشاکش هوایی گرگ و میش و غبار آلود، تصادفی رخ می دهد. قهرمان زن داستان که آسیب دیده و لباس هایش پاره شده به درختی بر می خورد که پارچه هایی به نشانه دخیل بدان آویخته. او تکه ای از پارچه مانتواش را می کند و به درخت می بندد. توقع طبیعی تماشاگران می توانست این باشد که او دخیل بسته است و دخیل بستن هم در این جامعه موضوعی کاملاً عرفی، مشخص و با معنای معین است؛ استعانت از نیروی غیبی و توسل به ماوراء الهی. اما پس از این عمل وقتی زن با همسرش که قصد جدایی از او را دارد روبرو می شود در توصیف این کارش می گوید که قول داده است و البته نمی داند به چه کسی! شاید به خودش! شاید این صحنه معرفی خوبی برای نوع نرم افزار روایتی کنعان باشد و نوع دیدگاه و چگونگی معناگرایی سازنده اثر. به عبارت دیگر وقتی قرار نیست برخوردی واضح و کنشی مسلم و راستین با یک امر و تجربه خاص مثل مذهب رخ دهد و در عین حال قرار است نشانه ها و تداعی های اینچنین به هزار و یک دلیل در اثری گنجانده شود نتیجه چیزی شبیه همین سکانس فیلم کنعان در می آید. کنعان به فیلم بدریتم کشدار و سرگشته ای است که اگر هم ایده خاصی در کاغذ طرح فیلمنامه اش کشف شده در نسخه سینماییش اثری از آن نیست. فصل های مختلف فیلم از مضمون درگیری زن و شوهر گرفته که بحث اصلی است و اصلاً معلوم نیست به خاطر چیست و چرا، تا آمدن و بازگشتن خواهر که ظاهرا در پی وصل کردن نوعی نوستالژی ناتمام و اضافه شدن تمی خاطره گون به محوریت مدل های زن و شوهری است تا آنجا که شخصیت دولت، اضافه می شود و بی هیچ اثر، جاذبه و دافعه، خلاقیت و نکته سنجی ای رها می شود. همگی وصله هایی است که نه درام پروپیمانی ساخته اند و نه پیرنگ خوبی و نه البته داستانک های به درد بخوری.در این میان موسیقی هم چیزی در همین مایه ها و از همین جنس قوام نیافته و درهم در فیلم رها می شود. شاید بتوان تنها نکته موثر و خوب فیلم را بازی ترانه علیدوستی دانست و در حد پایین تری بازی محمدرضا فروتن، بی آنکه بتوان برای آن در کلیت فیلم و همراهی اش با روایت، جایگاهی در خور قائل شد. فیلم البته دارای صحنه هایی است که گویا می خواهند وجوهی کنایه و استعاری را به دوش بکشند و تجلیات روشنفکرانه هم داشته باشد. مثل سکانسی که دوست بهرام رادان خواهر افسانه بایگان را به حال خودش می گذارد تا دنبال قطعات پازل نوستالژیک خود برود و خودش با بچه های کوچه فوتبال بازی می کند. کنعان فیلم مردمی نیست اما این الزاماً به معنای بد بودنش نیست، فیلم تجلی موقعیتی خاص است؛ مربوط به قشری از جامعه امروز که اتفاقاً در پس رنگ و لعاب تهران تکنولوژیک، اولین رویکرد خود را غیر قشری بودن می داند. این هم الزاماً به معنای بد بودنش نیست، آنچه بد است تلاقی این وضعیت فکری، اندیشگی، رفتاری با مدیوم سینما است. ما پیش از آنکه مربوط و منتسب به هر طایفه و قوم و قبیله ای باشیم می بایستی نسبت خود را با سینما بدانیم. نسبتی یگانه که همگی از جوامع ملوک الطوایفی گرفته تا پست مدرن ها، در آن یکسان و در یک صف اند. وقتی داستان کنعان مغشوش و ابتدایی است. وقتی روایت غیر مسلط و درهم است، وقتی موسیقی جا نمی افتد و چفت نمی شود. وقتی استعارات و کنایات حربه لاپوشانی بدی های تکنیکی و ساختاری درام و عدم مضمون پردازی حرفه ای در فیلم می شود معلوم است که این نسبت یگانه دریافته نشد. کنعان می توانست فیلم فوق العاده ای باشد آنچنان که لوکیشن هایش، بازی قهرمانهایش (قهرمانهایش؟!) و بعضی فضا سازی های فیلمنامه اش هست، اما اینها بخشی از (تفوتی؟؟؟) است که برای ساخت اثری خوب و نه البته ماندگار و ..... القابی از این دست لازم است که البته در کنعان نیست. فیلم خوب ساختن بینش و جرئت و ایمان می خواهد همانطور که «دخیل» بستن
مانی حقیقی متولد 1348 در تهران است. وی فارغ التحصیل کارشناسی فلسفه از دانشگاه مک گیل در سال 1991،کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه گولف در سال 1997و کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی از دانشگاه ترنت در سال 2000است.

محمدرضا فروتن، بهرام رادان، ترانه علیدوستی، افسانه بایگان، حسن معجونی، مهرداد صدیقیان، مینا نوروزی، امیر نصیری یکتا، شیرین زنگنه، محسن شاه ابراهیمی، آزیتا رایجی، مروارید امانی، حسن دارابی، نقی سیف جمالی
کارگردان: مانی حقیقی، دستیار اول کارگردان: رضا بختیاری،گروه کارگردانی: علی جودی، یاسر قارونی، منشی صحنه: پانته آ پناهی ها، نویسنده: اصغر فرهادی، مانی حقیقی، تهیه کننده: مصطفی شایسته، مدیر تولید: فاطمه ابوالقاسمی، پشتیبانی تولید: عارف نصرالهی، علی شهرستانی، حسین علیپور
ژانر :اجتماعی
زبان : فارسی
امتیاز IMDb: امتیاز 6.31 از 10