متن آهنگ چهره بی من مرو از کوشا
گاهی ببین مرا که غرق احساسم / در آن شبی که عشق تو خواستم نیامدی و قلب من / آهی کشید و همچو شمع/ پروانهای آتش زده بالش جانا، رحمی به این حال پریشان کن / در خلوتت مرا دمی یاد کن بی تو چگونه سر شود/ این شب که بی پایان شده/ در کنج این خانهی ویرانه دل به تو و احساس تو ، وابسته شد بی من مرو / مجنون شدم در کوی تو، لیلا بمان و کم نشو بی تو من از خنده گریزم / یه گوشه با حال مریضم باران، امشب ببار بر گونهی من / اشکم، پنهان کن و قلب مرا مشکن دادم، از اینهمه تنهایی و شب تا سحر بیداری و یادت ... یادت... یادت...