(ویدیو) تصور کن مردی و پر از گناه مستقیم تو جهنم بیدار میشی/ شیطون بدن ساز بود کجا میره باشگاه؟😂

  یکشنبه، 06 مهر 1404
(ویدیو) تصور کن مردی و پر از گناه  مستقیم تو جهنم بیدار میشی/ شیطون بدن ساز بود کجا میره باشگاه؟😂
ساعدنیوز: هوش مصنوعی این جهنم را با دقت بی‌رحمانه‌ای ساخته است؛ هر شعله واقعی‌تر از واقعیت می‌سوزد و هر جیغ به عمد برای شکستن روح فرد طراحی شده است.

به گزارش سرویس تکنولوژی پایگاه خبری ساعدنیوز،چشم‌هایش را باز کرد و خودش را در دل سرزمینی دید که آسمانش سرخ و شکافته بود. رنگی از داغی و خون بر آن کشیده شده بود، انگار که خود زمین در حال سوختن بود. افق، که در این دنیای عجیب و غیرطبیعی هیچ‌گاه به آرامش نمی‌رسید، غرق در نوری مرگبار بود که گویی هیچ‌گاه خورشید نتواسته بود آن را لمس کند. زمین زیر پاهایش می‌لرزید و هر لحظه از شکاف‌های آتشفشانی، گدازه‌هایی سرخ و سوزان به آسمان پرتاب می‌شدند و در هوا می‌رقصیدند، قبل از اینکه در فضا ناپدید شوند.

دود غلیظ مثل مارهای آتشین در هوا پیچیده و دور گردنش می‌پیچید. برای چند لحظه حس کرد که ممکن است نفس کشیدن در این فضا غیرممکن باشد. بوی گوگرد و خون، ترکیب تلخ و سوزان آن، هر گوشه‌ای از فضا را پر کرده بود. در این هوا، حتی نفس کشیدن نیز دشوار بود، گویی هر تنفس، بیشتر از آنکه آرامش بیاورد، روحش را در میانه آتش و درد می‌سوزاند.

فریادهای دوردست، نه فریاد انسان‌ها، بلکه صدای موجوداتی که از اعماق جهنم برمی‌خاستند، همچنان به گوش می‌رسید. صدای زوزه‌ای که از هر گوشه‌ای به گوش می‌رسید، به نظر می‌آمد که گویی زمین خودش درد می‌کشد، هر گوشه‌اش زخم‌های کهنه‌ای دارد و در تلاش است تا از شر آن‌ها خلاص شود. صدای اژدهایی عظیم از دور شنیده می‌شد که انگار سعی داشت گلوگاه دنیای آتشین را باز کند و وارد آن شود. گویی این فریادها و زوزه‌ها، درک درستی از زمان نداشتند، چون به‌نظر می‌رسید در این فضا، زمان خود نیز گرفتار در یک دایره بی‌پایان است.

سایه‌های رقصان که توسط شعله‌های آتش از شکاف‌های زمین می‌افتادند، به گونه‌ای ترسناک و وحشت‌زده بر دیوارهای صخره‌ای انداخته می‌شدند. هر سایه انگار که به چیزی بی‌چیز، به چیزی وحشتناک، به چیزی فراتر از تصور انسانی تعلق داشت. هر حرکت آتش در این جهنم، انگار که نوعی رقص شیطانی بود، رقصی که نه از روی خوشی بلکه از روی درد و سیاه‌بختی به اجرا درمی‌آمد.

و او، تنها مهمان تازه‌وارد این سرزمین بود.

تمام بدنش از سرمای مرگبار این فضا می‌لرزید. اما از درون، قلبش تندتر از همیشه می‌تپید. سؤالات زیادی در ذهنش جاری بود. چطور به اینجا آمده بود؟ چه چیزی او را به این سرزمین رانده بود؟ آیا این پایان سفرش بود یا آغاز یک آزمون دشوارتر؟

به اطرافش نگاه کرد. هر سو که نگاه می‌کرد، فقط آتش و تباهی می‌دید. به دوردست‌ها نگاه کرد، جایی که شعله‌ها همچنان از شکاف‌های زمین می‌جهیدند. هیچ چیزی از زندگی باقی نمانده بود، حتی درختان یا گیاهانی که بتوانند در این سرزمین بی‌رحم رشد کنند. زمین، سنگی و خشک، به شدت از درد می‌گفت. اما در میان همه این سوز و گداز، چیزی جلب توجهش کرد. در دل آسمان خونین، جرقه‌ای از نوری ضعیف در حال درخشیدن بود.

پیش از آنکه بتواند واکنشی نشان دهد، صدای دیگری از دور به گوشش رسید. این‌بار صدای یک موجود، نه انسان، بلکه یک موجود دیگر، به‌طور ناشناخته‌ای به گوش رسید. صدای فریادی که گویی در عمق زمین و در پس پرده‌ی شعله‌ها و دود‌ها پنهان بود. نگاهش را به‌سوی آن صدا انداخت و چیزی در دلش لرزید. ممکن بود این صدا چیزی باشد که راهی برای رهایی از این مکان جهنمی به او نشان دهد.

قدم‌هایی برداشت، قدم‌هایی که هرکدامش با تکان‌های زمین همراه بود. انگار هر گام که بر می‌داشت، زمین نیز دچار درد و رنج می‌شد. هر حرکتش، تلاشی بی‌پایان برای عبور از جهنمِ درونی بود که پیش رویش گشوده شده بود. به‌طور ناگهانی، یک نور سوسو زننده در برابر چشمانش ظاهر شد، و او به سوی آن حرکت کرد، احساس می‌کرد که شاید این نور تنها چیزی باشد که می‌تواند راهی برای فرار از این مکان آتشین باشد.

او نمی‌دانست که این نور ممکن است هدایتش به سمت آزادی باشد یا اینکه او را بیشتر در این سرزمین سیاه و خونین گرفتار کند. اما چیزی در درونش به او می‌گفت که اگر به این نور نرسد، هیچ‌گاه از این دنیای جهنمی خارج نخواهد شد. هر گام که برداشته می‌شد، بیشتر در دل آتش و سرنوشت خود فرو می‌رفت. جهنم در برابر او همچنان گسترده‌تر و وحشی‌تر می‌شد، و او باید با شجاعت و اراده‌ای که در دلش شعله‌ور بود، به سمت آن نور قدم می‌زد.

این‌جا جهنم بود. دنیایی که هیچ‌گاه برای انسان طراحی نشده بود، جایی که هیچ‌چیز از زیبایی و آرامش وجود نداشت. او تنها مهمان تازه‌واردش بود، اما هیچ‌چیز نمی‌توانست مانع اراده او شود. در این سرزمین بی‌پایان و سوزان، او باید سرنوشت خود را پیدا می‌کرد.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها